نخستين ترجمه قرآن به زبان فرانسه

پدیدآورجواد حدیدی

تاریخ انتشار1388/01/27

منبع مقاله

share 714 بازدید
نخستين ترجمه قرآن به زبان فرانسه

دكتر جواد حديدي
فرانسويان تا اوايل قرن هفدهم قرآن را به خصوص از طريق ترجمه‏هاي لاتيني آن مي‏شناختند. اين ترجمه‏ها نيز البته چندان منطبق بر متن عربي نبود و كشيشاني كه بدين كار مي‏پرداختند، پيشاپيش بر ردّ آنچه ترجمه مي‏كردند كمر بسته بودند. نخستينِ آنان پي‏ير دو كلوني1، رئيس صومعه‏اي در شرق فرانسه بود كه او را «پي‏يرِ محترم»2 نيز مي‏ناميدند. وي در سال 1141 ميلادي، ضمن سفر به اسپانيا و مشاهده وضع مسيحيان آن جا، برآن شد كه قرآن را به لاتيني، زبان علمي و مذهبي آن روزگار، در آورد تا با استناد به برخي از آيات متشابه بهتر بتواند به ردّ آن برخيزد. پس يكي از مستَعربان طليطله را، به نام پي‏ير دو تولد،3 بدين كار گماشت. اما وي لاتيني خوب نمي‏دانست. پي‏ير دو كلوني چند تن از كشيشان مقيم اسپانيا، از جمله
روبر دو كتون4 را به خدمت گرفت تا ترجمه پي‏ير دو تولد را به زبان فصيح لاتيني باز نويسي كنند. آنان نيز با لفّاظي و عبارت پردازي بسيار چنين كردند.
نخستين ترجمه قرآن به زبان لاتيني بدين گونه انجام شد. آن گاه پي‏ير دو كلوني، كه به ياري متن لاتيني بر محتواي قرآن دست يافته بود، خود مقدمه‏اي بر آن نوشت و با وجود تكذيب برخي از افسانه‏هاي كودكانه‏اي كه متعصبانِ مسيحي از ديرباز درباره پيامبرِ اسلام و مسلمانان رواج داده بودند، در ردِّ قرآن كوشيد. ولي چون خود عربي نمي‏دانست دچار لغزش‏هاي بسيار شد.5
مدتي نزديك به چهار قرن ترجمه لاتينيِ كتون ـ تولد تنها مأخذِ اصلي فرانسويان درباره مسلمانان بود. تا آن كه در سال 1547 آندره‏آ آريوابنه6 متن لاتيني را ــ البته همراه با ردّي كه پي‏ير دو كلوني بر آن نوشته بود ــ به زبان ايتاليايي درآورد. در سال 1616 نيز شوئيگر7 متن ايتاليايي را به زبان آلماني و سپس در سال 1641 به زبان هلندي ترجمه كرد. اين هر دو ترجمه در طول نيمه دوم قرن هفدهم بارها به چاپ رسيد.
تا اين تاريخ تنها كشيشان و مبلغان بودند كه به ترجمه قرآن، آن هم از روي متن لاتيني مي‏پرداختند، و طبعا اهدافي كه در اين كار داشتند آنان را از رعايت امانت باز مي‏داشت. لذا اين گونه ترجمه‏ها را «زيباي بي‏وفا» ناميده‏اند.8
وضع همچنان بود تا آن كه در سال 1647 آندره دوري‏يه9 قرآن را مستقيما از روي متن عربي به زبان فرانسه درآورد و فرانسويان را بيش از پيش با اصول عقايدِ مسلمانان آشنا كرد. وي در سال 1580 در شهر مارسينيي10، واقع در شرق فرانسه، به دنيا آمده بود. تحصيلات مقدماتي را در كشور خود به پايان برد. سپس روانه تركيه عثماني شد. در آن جا بود كه به آموختن زبان‏هاي تركي و عربي، و نيز فارسي پرداخت. آن گاه به عنوان كنسول فرانسه عازم مصر شد. ما دقيقا نمي‏دانيم كه در چه سالي و براي چه مدتي اين مأموريت به او تفويض گرديد. اما مي‏دانيم كه نخستين ترجمه فرانسوي گلستان سعدي، كه در سال 1634 انتشار يافت،11 نيز از اوست و در اين تاريخ، چنان كه از مقدمه كتاب بر مي‏آيد، وي به فرانسه باز گشته بوده است.
از سوي ديگر، تقريظ‏هايي كه در پايان چاپ اوّل ترجمه قرآن12 به سال 1647، و در آغاز برخي از چاپ‏هاي ديگر درج شده حاكي از آن است كه دوري يه در سال 1630 به عنوان مترجم زبان‏هاي شرقي در دربار فرانسه خدمت مي‏كرده است. يك سال بعد، لويي سيزدهم تصميم مي‏گيرد براي ادامه مذاكراتي كه پاسيفيك دو پروونس و گابري يل دوپاري13 در سال 1627 با شاه عباس اوّل انجام داده بودند، او را به دربار ايران اعزام دارد. ولي دوري‏يه نمي‏تواند از تركيه فراتر رود؛ زيرا سلطان مراد، خليفه عثماني، كه از نزديكيِ ايران و فرانسه بيمناك شده بود، او را به فرانسه باز مي‏گرداند تا درباره بهبود روابط تركيه و فرانسه با لويي سيزدهم مذاكره كند. فرماني هم صادر مي‏كند و طي آن به كارگزاران خود در مسير دوري‏يه دستورِ اكيد مي‏دهد كه همه جا مقدمش را گرامي دارند و نيازهايش را برآورند.14
دوري يه با چنين سابقه و بضاعتي در حدود سال 1640 به ترجمه قرآن همّت گماشت، و اينك نخستين بار بود كه كتاب ديني مسلمانان مستقيما از روي متن عربي به يكي از زبان‏هاي زنده اروپايي كه همه مردم بدان سخن مي‏گفتند و نه تنها به زبان مرده لاتيني كه فقط كشيشان آن را مي‏دانستند، ترجمه مي‏شد. مترجِم آن هم، برخلاف آنچه تا آن تاريخ متداول بود، مردي اهل سياست بود نه كشيشي متعصب.
با اين همه، دوري‏يه نيز نتوانسته و نمي‏توانسته است خود را به كلي از قيد اوهامِ پيشين برهاند. از اين رو، در مقدمه كوتاهي كه بر ترجمه خود افزوده، پيامبر اسلام را تكذيب و مسلمانان را تحقير كرده است. اما بايد توجه داشت كه نيمه اوّل قرن هفدهم دوره اوج گيريِ احساساتِ مذهبيِ كاتوليك‏ها بود. دوره‏اي بود كه فرانسه جنگ‏هاي مذهبيِ خونيني را پشتِ سر گذاشته و پروتستان‏ها را محدود كرده و اينك در پيِ آن بود كه مباني آيينِ كاتوليك را استوار كند. بنا بر اين، اگر هم دوري‏يه نخواسته بوده باشد به تعصبات مذهبي دامن زند، ناگزير بوده است به محافظه كاري‏هايي تن در دهد و شايد مقدمه كوتاهش گونه‏اي پروانه چاپ و انتشار باشد.
اين نكته از آن جا استنباط مي‏شود كه وي پس از آن مقدمه بي‏درنگ به شرح عقايد مذهبيِ مسلمانان مي‏پردازد و در اين كار به هيچ روي از گفتن حقيقت دريغ نمي‏ورزد:
«تركان [ = مسلمانان15] به خدايي يگانه كه خالق زمين و آسمان است و به روز رستاخيز نيكوكاران را پاداش مي‏دهد و تبهكاران را به كيفر مي‏رساند، معتقد هستند. محمد[ص] و عيسي و موسي و ابراهيم[ع] را پيامبراني بزرگ مي‏دانند. در روز، پنج نوبت نماز مي‏گزارند و به هنگام نماز، كلماتي زيبا بر زبان مي‏رانند. همواره «لا اله الا اللّه‏»16 مي‏گويند. زكات و صدقه مي‏پردازند. از ناداران دستگيري مي‏كنند و به ياري بيماران و درماندگان مي‏شتابند. يك ماه در سال روزه مي‏گيرند و يك بار در عمر به زيارت كعبه مي‏روند... مي‏توانند چهار زن اختيار كنند، ولي بايد آنان را از دارايي خود نيز برخوردار كنند و از رعايت عدالت درباره آنان فرونگذارند...»
سپس دوري‏يه ترجمه قرآن را با سوره فاتحه آغاز مي‏كند و با سوره ناس به پايان مي‏رساند. و اين كاري بوده است بزرگ، زيرا كه بي‏سابقه بود و مترجم نمونه‏اي پيشِ رو نداشت تا از آن بهره‏مند گردد. امروزه، پس از گذشت نزديك به چهار صد سال، و با وجود 28 ترجمه كامل17 و بيش از دويست ترجمه جزئي و ناتمام از قرآن به زبان فرانسه، و با آن همه پژوهش‏هايي كه درباره بلاغت و محتوا و الفاظ قرآن انجام شده، ترجمه آن به هر زباني كه باشد، از جمله به زبان فرانسه، كاري است بس دشوار و شايد ناممكن. هرگاه جوّ حاكم بر جامعه فرانسه و روحيه مذهبيِ مردم آن دوره را نيز در نظر گيريم، آن‏گاه به اهميت كاري كه دوري‏يه براي نخستين بار انجام داده است، بيشتر پي خواهيم برد.
چاپ اوّل كتاب در قطع رحلي و در 4+648+10 صفحه منتشر شد. موفقيت آن چندان بود كه دو سال بعد، در 1649، دوباره به چاپ رسيد و در همان سال به زبان انگليسي و سپس به زبان‏هاي هلندي و آلماني و روسي درآمد18 و در سراسر قرن هفدهم، و نيز تا اواخر قرن هجدهم، يعني تا سال 1783 كه كلود ساواري به ترجمه جديدي از قرآن پرداخت،19 بارها و بارها تجديد چاپ شد20 و فقط پس از انتشار ترجمه بيبراشتاين كازيميرسكي در 1840،21 رفته رفته، رونقِ خود را از دست داد.
راز اين موفقيت نخست در نياز روز نهفته بود. كشيشان فرانسوي مسائل مذهبي را در انحصار خود درآورده بودند و مؤمنان را از اين كه بر اصول اديان ديگر آگاه گردند، برحذر مي‏داشتند. اما مردم، پس از نهضت «رستاخيز» (رنسانس) و پس از گشوده شدن راه‏هاي دريايي و عزيمت گروهي از جهانگردان به كشورهاي دوردست و سپس بازگشتشان به كشور خود كه اغلب با دستاوردهاي علمي ارزشمندي همراه بود، تشنه دانستن بودند. اينك ترجمه دوري‏يه راه را براي آنان هموار مي‏كرد و چشم اندازي نوين از مجموع معتقدات مسلمانان به روي آنان مي‏گشود.
راز ديگر موفقيت دوري‏يه در صداقت و امانت او در بازگرداندن متن عربي به زبان فرانسه آن روزگار ــ كه البته از لحاظ املايي و انشايي با فرانسه امروز اختلاف بسيار داشت ــ نهفته است. دوري‏يه، پس از آن كه در مقدمه كوتاه خود و فقط در يك جمله پيامبر اسلام را تكذيب مي‏كند، ديگر در سراسر ترجمه بدين مسأله باز نمي‏گردد. در همان مقدمه هم در وصف پيامبر چنين مي‏افزايد:
«[محمد(ص)] با صلابت بسيار در برابر كساني كه بت‏ها را مي‏پرستيدند و در برابر ساكنان مكه و قبيله قريش كه با او مخالفت مي‏ورزيدند، قيام كرد. كتاب خود را قرآن و نيز «فرقان» ناميد، كه يكي به معني مجموعه‏اي از دستورهاي ديني است و ديگري به معناي جدا كننده خوبي از بدي...»
ممكن است امروز يك مسلمانِ معتقد از خواندن برخي از عبارات اين مقدمه (فقط در يك صفحه و نيم) روي در هم كشد، ولي بايد توجه داشته باشيم كه در آن دوره بازرسانِ سازمانِ تفتيش عقايد مذهبي، مسلمانان و يهوديان را به اتهام كفر، و گاه همكيشان خود را به اتهام الحاد در تلّ‏هاي آتش مي‏سوزاندند و خاكسترشان را بر باد مي‏دادند تا هيچ اثري از آنان برجاي نماند؛22 و البته اموالشان را نيز تصاحب مي‏كردند. در چنين دوره‏اي صِرْفِ ترجمه قرآن به زبان همه مردم، آن هم نه به قصد ردّ آن (برخلاف آنچه در ميان كشيشان معمول بود) خود شجاعت و شهامت و نيز، در قياس با معلومات آن روزگار، دانش بسيار مي‏طلبيد و نمي‏توان آثار مذهبي آن دوره را با معيارهاي امروزين سنجيد.
اما منابع دوري‏يه چه بود؟ او خود نه در آغاز كتاب و نه در انجام آن سخني از منابع موردِ استفاده‏اش به ميان نياورده است. با اين همه، در حواشي صفحات كه به شيوه متداول در قرون گذشته در دو طرف متن اصلي نوشته شده، و گاه در آغاز ترجمه برخي از سوره‏ها، توضيحاتي آمده است كه خواننده را در جست و جوهاي خود به نتايج خوبي راه مي‏نمايد. مثلاً بسياري از مطالب به «Ketabel tenoir» ارجاع داده شده است. امروزه چنين عبارتي «كتابِل تنوار» خوانده مي‏شود، ولي ظاهرا ــ و با توجه به اين‏كه در هر حال يك فرد فرانسوي زبان نمي‏تواند كلمات عربي را همچون اعراب تلفظ كند ــ مراد دوري‏يه از عبارت مذكور كتاب التنوير المقباس من تفسير ابن عباس، تدوين مجدالدين محمد بن يعقوب فيروزآبادي (متوفي 817ق) بوده است. در برخي جاهاي ديگر، از جمله در حاشيه صفحه 74، كلمه «le Bédaoi» آمده كه امروزه «لو بدا اوا» تلفظ مي‏شود. در اين‏جا هم مراد دوري‏يه از اين كلمه عبداللّه‏ بن عمر بيضاوي (متوفي 681 ق؟)، صاحب تفسير معروف انوارالتنزيل واسرارالتأويل بوده است. اما تفسيري كه بيش از بقيه مورد استفاده او واقع شده، الدرّ المنثور في التفسير بالمأثور، تأليف جلال الدين عبدالرحمان سيوطي است كه دوري‏يه تنها با عنوان «Gelaldin» (= جلالْ دين = جلال الدين» از او نام مي‏برد.
گاه نيز دوري يه در وجه تسميه سوره‏ها از «Ekteri» ياد كرده و مثلاً در مورد سوره «زخرف» چنين آورده است:
«خواننده! بدان و آگاه باش كه اكتري (Ekteri) اين سوره را «سورة الذهب» (Le chapitre de l'or) ناميده است.»
اما اكتري كيست و نام كتابش چيست؟ به احتمال زياد، اين كلمه نيز تحريفي از «عكبري» (ابوالبقاء عبداللّه‏ بن حسين بن عبد اللّه‏ العكبري، متوفي در 616 ق)، صاحب كتاب التبيان في ايضاح القرآن است كه نسخه خطي آن در كتابخانه ملي پاريس نگهداري مي‏شود23 و مانند نسخه خطي گلستان سعدي (مأخذ دوري‏يه براي ترجمه گلستان) مُهرِ «كتابخانه سلطنتي» بر چند جاي آن نقش بسته است.24
عنوان ديگري كه تحليل آن سخت دشوار مي‏نمايد، نام كتابي است كه در صفحه 267 آمده است. بدين قرار:
(Voy Tesfiir anf Giavhoir)
(تسفير أنف جي‏ياوهوار را ببينيد)
ظاهرا كلمه «تسفير» صورت تحريف شده «تفسير» است، همچنان كه «أنْف»، «ألْف» است و «جي‏ياوهوار»، «جواهر». بنا بر اين، نام كتاب بايد «تفسير الف جواهر» بوده باشد. آن گاه تنها مشكلي كه باقي مي‏ماند تركيب نحويِ عبارت است؛ زيرا معدود «ألْف» معمولاً جمع بسته نمي‏شود و در عربي فصيح «الف جوهرة» مي‏گويند نه «الف جواهر» (مانند آيه شريفه «ليلة القدر خيرٌ من الف شهر»، و يا الف ليل وليلة، الف خرافة، الف النهار و جز آن). اما ارجاع ديگري كه در صفحه 412 آمده است مسأله را روشن مي‏كند. در آن جا دوري‏يه توضيح مي‏دهد كه كتاب مذكور «شرح قرآن» به زبان تركي بوده است.
چنين است منابع دوري‏يه، بدان گونه كه از لا به لاي ارجاعات و حواشي كتابش بر مي‏آيد. غرابتِ رسم الخطِ عناويني كه مورد استفاده‏اش واقع شده معلولِ عوامل متعددي است: غلط‏هاي چاپي كه هنوز هم ناشر و مؤلف و مترجم از آن رهايي نيافته‏اند؛ إِشكال در تلفظ كلمات عربي براي فرانسويان آن دوره؛ دشواريِ خواندنِ نسخه‏هاي خطي براي دوري‏يه و خواندن دستخط او براي كارگران چاپخانه.
در عصري كه فن چاپ مراحل ابتدايي خود را مي‏پيمود25 و كتاب و كتابخواني هنوز همگاني نشده بود، كوشش دوري‏يه در استفاده از منابع مذكور ستايش انگيز است، و نيز نشان مي‏دهد كه وي به اين نكته كه ترجمه‏اش برآراء و فتاوي علماي اسلامي استوار باشد، اهميت بسيار مي‏داده است. و شايد علّت حذف اين ارجاعات در برخي از چاپ‏هاي اواخر قرن هفدهم و نيمه اول قرن هجدهم آن باشد كه كتاب وي به عنوان اثري مستند و معتبر شهرت يافته بوده و ديگر ناشران افزودن منابع را بر چاپ‏هاي جديد لازم نمي‏دانسته‏اند.
با اين همه، ترجمه دوري‏يه نيز، مانند هر كار ديگري كه براي نخستين بار انجام مي‏شود، داراي ضعف‏هايي است. اين ضعف‏ها را مي‏توان به دو دسته تقسيم كرد: فني و محتوايي.
از لحاظ فني، كتاب فاقد فهرست و شماره گذاري و ترتيب آيات است و هر يك از سوره‏ها داستان‏وار و همچون حكايتي پيوسته ترجمه شده است، به گونه‏اي كه بازيافتن آيه‏اي معين در مجموع 648 صفحه كتاب و با توجه به رسم الخط آن دوره، حوصله و دقت بسيار مي‏خواهد.
از سوي ديگر، نام‏هايي كه دوري‏يه براي سوره‏ها برگزيده، با همه كوششي كه در مراجعه به تفاسير مذكور به كار برده، يا نامناسب است و يا مهجور، و تطبيق آنها با آنچه امروز قبولِ عام يافته هميشه آسان نيست. مثلاً سوره «ماعون» را به پيروي از آيه «أرَءَيتَ الذّي يُكَذِّب بالدّين»، سوره «دين» («La Loy»، دين، قانون شرع در متون كهن)، و سوره «هُمَزَه» را، توسّعا، سوره «شكنجه» (Persécution) ناميده و كلمه «عصر» را در سوره «والعصر» به معني چاشتگاه گرفته و نخستين آيه از آن سوره را چنين ترجمه كرده است:

«سوگند به نماز چاشتگاه!»

همين گونه است در مورد سوره‏هاي «كوثر» و «والعاديات» و «تكاثر» و «والضحي» و «نصر» (و بسياري سوره‏هاي ديگر) كه به ترتيب، آنها را «Affluence»، «Les chevaux»، «Abondance»، «Soleil levé» و «Protection» ناميده است. نام اين سوره‏ها در برخي از ترجمه‏هاي معاصر به شرح زير است:
كوثر = Abondance (ماسون، بلاشر)؛ «Profusion» (حميد اللّه‏).
والعاديات = «Celles qui fracassent» (بلاشر، ماسون)؛ «Les coursiers» (صادق مازيغ).
تكاثر = «Surenchère» (حميد اللّه‏)؛ «Rivalité» (بلاشر، ماسون).
والضّحي = «La clarté du jour» (صادق مازيغ، ماسون)؛ «La clarté diurne» (بلاشر).
نصر = «Secours divin» (صادق مازيغ، بلاشر، ماسون، مونته).
چنان كه ملاحظه مي‏شود، هيچ يك از اين نام‏ها با نام‏هايي كه دوري‏يه برگزيده است هماهنگ نيست. البته برخي از اين ناهماهنگي‏ها را مي‏توان به اختلاف واژگان متداول در قرن شانزدهم با واژگان زبان فرانسه معاصر، و يا اختلاف نامگذاري سوره‏ها در تاريخ قرآن مربوط دانست؛ ولي برخي ديگر بدون ترديد از اشتباه دوري‏يه در معادل‏يابي برخاسته است. مثلاً هنگامي كه «كوثر» را به «affluence» و «تكاثر» را به «Abondance» ترجمه كرده، ميان ريشه رباعي مجرد«كوثر» و مصدر ثلاثي مزيد «تكاثر» كه معني مبالغه و رقابت و مسابقه در آن نهفته فرقي نگذاشته و هر دو را در معني «فراواني» به كار برده است (دو كلمه affluence و abondanceدر اين جا مترادف هستند).
نكته ديگر در ترجمه دوري‏يه عدم توجه او به وجوه و زمان‏هاي افعال در زبان عربي است، و اين مشكلي است كه حتي برخي از مترجمان معاصر نيز نتوانسته‏اند خود را از قيد آن برهانند؛ زيرا برايشان دشوار بوده كه هجده زمان مختلفِ زبان فرانسه را در معدودي زمانِ متداول در زبان عربي بگنجانند. چگونه زمان ماضي در معناي مستقبلِ مؤكّد و قطعي الوقوع به كار مي‏رود؟ و چگونه يك شكل واحد از زمان ماضي، هم بيانگرِ فعلي است كه اثر آن منقضي شده و هم فعلي كه اثر آن همچنان ادامه دارد؟ از اين‏رو، گاه دوري‏يه در برگرداندن افعال در مي‏ماند و تنها ظاهر لفظي آنها را در نظر مي‏گيرد، و اين كاري است كه در ترجمه سوره «المسد» كرده است:
«ابو لهب دست‏هاي خود را از دست داده و خداوند او را به كيفر رسانده است. داراييش او را سودمند نخواهد بود و جاودانه در آتش دوزخ خواهد سوخت. و نيز زنش كه هيمه بر دوش مي‏كشد و گردن بندي از ليف خرما به گردن دارد.»
دوري‏يه توجه نداشته است كه فعل «تبّت»، در نخستين آيه سوره، هر چند به صورت ماضي ساده آمده ولي در مقام نفرين به كار رفته است. اين اشتباه خود موجب اشتباهاتِ ديگر شده و معناي همه سوره را تغيير داده است. مفاد سوره مباركه چنين است:
بريده باد دست‏هاي ابولهب! و مرگ بر او باد!
هرگز داراييش و آنچه به دست آورده او را سودمند نخواهد بود.
زود باشد كه به آتشي پر لهيب در پيوندد.
و نيز همسرش، در حالي كه هيزم كش دوزخ است
و طنابي از ليف خرما به گردن دارد.
البته در برابر اين نقاط ضعف، نقاط قوتي نيز هست: كمتر پيش مي‏آيد كه دوري‏يه در بازگرداندن آياتِ شريفه دستخوش توجيهات و تفسيرهاي متداول در ميان كشيشان آن دوره شده باشد. چنان كه در مورد آيات 11 تا 15 از سوره نور، كه در رفع اتهام از عايشه، زوجه پيامبر(ص)، نازل شده، وي بدون اشاره به داستان‏هاي كودكانه‏اي كه در ترجمه لاتيني و يا ترجمه‏هاي اقتباس شده از ترجمه لاتيني آمده، در حاشيه كتاب چنين افزوده است:
«دشمنان محمد[ص] يكي از زنان او را به گناه متهم كردند.»
آيه ديگري كه در نيمه دوم قرن هفدهم، و نيز در سراسر قرن هجدهم، بحث‏هاي بسيار ميان مسيحيان برانگيخت، آيه 62 از سوره بقره است كه با اندك اختلافي در سوره مائده تكرار شده است:
إنَّ الَّذينَ آمَنوا وَالَّذينَ هادوا وَالنَّصاري والصّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللّه‏ِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَعَمِلَ صالِحا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلاخَوفٌ عَلَيْهِم وَلاهُمْ يَحْزَنونَ.
آنان كه ايمان آوردند (= مسلمانان) و آنان كه يهودي شدند و نصرانيان و صابيان، هركس به خدا و روز واپسين ايمان آورد و كار نيك كند، اجر همه آنان نزد پروردگارشان است. آنان را بيمي نيست و اندوهگين نخواهند شد.
براي مبلغان مسيحي كه مخالفان خود را در تل آتش مي‏سوزاندند، بسيار شگفت آور بود كه مسلمانان به موجب نص قرآن، نه تنها پيروان اديان ديگر را در ميان خود بپذيرند، بلكه آنان را در انجام دادن مراسم مذهبي‏شان نيز آزاد گذارند. از اين‏رو، در ترجمه اين آيه، كه امروزه ستايش بسياري از خاورشناسان را برانگيخته است،26 به زحمت مي‏افتادند و آن را به شكل‏هاي گوناگون تعبير و تفسير مي‏كردند. دوري‏يه، بر عكس، آيه را تقريبا لفظ به لفظ ترجمه كرده و براي تأييد ترجمه خود، در حاشيه كتاب، يك جا به سيوطي و جاي ديگر به بيضاوي ارجاع داده است.27 ترجمه او بعدها كنجكاوي گروهي از «آزاد انديشان» را برانگيخت و آنان را به تحقيق درباره اسلام و مسلمانان واداشت و اين عقيده را در ميان آنان رواج داد كه:
«مسيحي بودن، به آيين يهود گرويدن و گبر شدن در پيشگاه پروردگار يكسان است، مشروط بر اين كه انسان خداوند را بپرستد و عمل نيك به جا آورد و همنوعان خود را دوست بدارد».28
در آن دوره طرفداران اين طرز فكر را «Indifférent»، يعني «يكسان نگر»، «بي‏تفاوت نسبت به پيروان اديان ديگر» مي‏ناميدند، و البته كشيشان مسيحي، چه كاتوليك و چه پروتستان، از رواج چنين «رذيلتي» در ميان معاصران خود سخت ناخرسند بودند و آن را به مسلمانان نسبت مي‏دادند. آدريان ريلند، با وجود آن‏كه خود به دفاع از مسلمانان برخاسته، در اين باره چنين آورده است:
«عقيده مشترك روشنفكران امروز بر اين است كه پيروان همه اديان مي‏توانند رستگار شوند، مشروط بر اين كه خدا را بپرستند و اعمال نيك به جا آورند. گروهي مدعي‏اند كه محمد[ص] اين عقيده را در ميان مسلمانان رواج داده است. اين امر بسيار عجيب مي‏نمايد. چگونه ممكن است كسي كه خود را پيامبر مي‏داند و دين جديدي مي‏آورد و با آن همه تندي و صلابت به مسيحيان و يهوديان مي‏تازد، خود در قرآن «يكسان نگري» و احترام به عقايد ديگران را بستايد؟ پس چه لزومي داشت كه دين جديدي بياورد؟ بهتر بود فقط مردم را به كارهاي خوب تشويق مي‏كرد.»29
سپس ريلند به بحث درباره مفهوم حقيقي «بي‏تفاوتي» از ديدگاه مذهبي مي‏پردازد و از نويسندگان و مترجمان بسياري كه محمد(ص) و پيروانش را مسؤول رواج اين طرز فكر حتي در ميان مسيحيان دانسته‏اند، نام مي‏برد.
بدين گونه ترجمه دوري‏يه، اگر چه ضعف‏هايي داشت و گاه تحت تأثير پيشداوري‏هاي متداول در آن دوره قرار مي‏گرفت، برسرِ هم در شناساندن متن اصلي قرآن به معاصران خود بسيار مؤثر بود و تا سال 1734، پيش از انتشار ترجمه انگليسي جرج سيل،30 يكي از مآخذ معتبر و مستند اروپايي درباره اسلام و مسلمانان به شمار مي‏رفت.

پی نوشت ها:

ترجمه دوري يه از گلستان كامل نيست. حكايت‏ها نيز به يكديگر پيوسته است. اما اين نخستين كوشش در راه شناساندن ادبيات فارسي به مردم فرانسه بود. دوري يه يك فرهنگ تركي ـ لاتيني هم نوشته بوده كه به چاپ نرسيده و نسخه خطي آن در كتابخانه ملي پاريس مضبوط است. وي به سال 1660م درگذشت.
1. پي‏ير دو كلوني(Pierre de Cluny) از 1092 تا 1156م مي‏زيست. در 1122م به رياست صومعه كلوني برگزيده شد و تا پايان عمر در همين سمت باقي بود. درباره زندگي پيامبر نيز مقالاتي نوشته است.
2. Pierre le Vénérable.
3. پي‏يردوتولد (Pierre de Tolède) اهل طليطله بود. آن دسته از مردم اسپانيا و اندلس را كه مسلمان نشده بودند ولي عربي مي‏دانستند «مستعرب» (= Mozarabe) مي‏ناميدند. طليطله سال‏ها در تصرف مسلمانان بود تا آن كه در 1085م از دست آنان خارج شد.
4. درباره روبر دو كتون(Robert de Ketton) چنين گفته‏اند: «وي كششي طبيعي داشت كه حتي يك متن غير عقيدتي را چنان تحريف كند كه آن را مورد نفرت همه قرار دهد(نك: EI2, I/434). ـ بنا بر اين پي‏ير دو كلوني از ديدگاه خود مترجم بسيار شايسته‏اي انتخاب كرده بوده است!
5. براي اطلاع بيشتر درباره ترجمه‏هاي لاتيني قرآن نك: Marie-Thérèse d'Alverny, »Deux traductions latines du Coran au Mayen-Age'', in Archives d'histoire doctrinale et littéraire du Moyen-Age, t. 22-23, 1947-1948, pp.69-131.
6. Andrea Arrivabene.
7. Schweigger.
8. M.-Th. d'Alverny, op.cit., p. 86.
9. André du Ryer.
10. Marsigny.
11. Gulistan ou l' Empire des Roses, Traité des Moeurs des Roys, composé par Musladini Saadi, prince des poètes turcs et persans, traduit en français par le sieur André du Ryer,.. Paris, 1634.
12. L'Alcoran de Mahomet, Translaté d'arabe en français... Paris, 1647
13. براي اطلاع بيشتر از مأموريت Père Pacifique de Provins و همكارش Gabriel de Paris نك: جواد حديدي، از سعدي تا آراگون، 1373، صص 22 و 23.
14. ترجمه اين فرمان در پايان چاپ اوّل كتاب آمده است.
15. فرانسويانِ قرون وسطا همه مسلمانان را «عرب» مي‏ناميدند. سپس از سال 1453م كه تركان عثماني قسطنطنيه را فتح و امپراتوري بزرگي تأسيس كردند، اعراب جاي خود را به تركان دادند. تنها از اواخرِ قرنِ هجدهم به بعد بود كه فرانسويان، رفته رفته، اقوام و مليت‏هاي مختلف اسلامي را از هم بازشناختند.
16. بعدها ولتر شهادتين مسلمانان را، بدان گونه كه دوري‏يه در آغاز ترجمه خود آورده است: «La ilha illa Allha Mehemet rassoul Allha.»
17. محمد حميد اللّه‏ در چاپ دهم از ترجمه خود (سال 1981م، صص L××× تا L×××III) از 24 ترجمه كامل قرآن به زبان فرانسه فهرست داده است. از آن تاريخ تا كنون ترجمه‏هاي صادق مازيغ، شوراكي، ژاك برك و مجمع الملك فهد نيز بر اين فهرست افزوده شده است. در مورد ترجمه‏هاي ناقص و جزئي مي‏توان به فهرست‏هاي كتابخانه ملي پاريس مراجعه كرد.
18. مترجم انگليسي آن Alexander Ross نام داشت. ترجمه هلندي در سال 1658 به كوشش Glazemarker، ترجمه آلماني در سال 1688 به كوشش Lange و ترجمه روسي در سال 1716 به كوشش Demetrius Kantemirانجام شد.
19. Claude Savary, Le Koran, Paris, 1783.
20. چاپ‏هاي متعدد آن را چنين برشمرده‏اند: 1647، 1649، 1651، 1671، 1673، 1685، 1719، 1723، 1734، 1755، 1770، 1775، 1883، 1885.
21. Biberstein Kasimirski, Le Coran, Paris, 1840. از سال 1840 تا كنون، ترجمه كازيميرسكي نزديك به سي بار تجديد چاپ شده است.
22. اين‏گونه فجايع تا اواسط قرن هجدهم ادامه داشت و فقط پس از انقلاب فرانسه در 1789 منسوخ شد. در سال 1761، سازمان تفتيش عقايد مذهبي ليسبن سي و سه متهم به بد ديني، از جمله چند مسلمان و يهودي را طعمه آتش كرد (نك: جواد حديدي، اسلام از نظر ولتر، چاپ پنجم، 1374، صص 162، 163).
23. اين كتاب با عنوان‏هاي ديگري مانند: املاء مامنَّ به الرحمن من وجوه الاعراب والقراآت في جميع القرآن، و التبيان في اعراب القرآن، بارها به چاپ رسيده است.
24. در مورد نسخه‏هايِ خطيِ بازمانده از كتاب‏هاي عكبري نك: برو كلمان، 1/282؛ همو، ذيل، 1/496.
25. يكي از توافق‏هاي پرپاسيفيك دو پروونس، فرستاده دربار فرانسه، با شاه عباس اوّل (نك: زير نويس شماره 13) اين بود كه دولت فرانسه چاپخانه‏اي در اصفهان نصب و داير كند. ولي اين توافق تحقق نيافت، زيرا اندكي بعد شاه عباس درگذشت و مذاكرات بي‏نتيجه ماند. ترجمه دوري‏يه چند سال پس از درگذشت شاه عباس(1038 ق / 1629م) منتشر شد.
26. يكي از آنان ادوار مونته، مترجم فرانسوي قرآن است كه در اين باره چنين مي‏گويد: «آيه‏اي است بسيار جالب و جهان شمول كه پيروان همه اديان را به همزيستي و تساهل مذهبي فرا مي‏خواند.» )Edouard Montet, Le Coran, Paris, 1954, P. 82 (نك:
27. چاپ اوّل ترجمه دوري‏يه، صفحات 9 و 111.
28. اين عبارتي است كه ولتر (كليات، 1/85) از قول كنت دوبنوال (Comte de Bonneval)، يكي از افسران فرانسوي كه به تركيه رفته و به دين اسلام گرويده و لقب پاشايي گرفته بوده است، نقل مي‏كند (نك: اسلام از نظر ولتر، 223 ـ 227).
29. Reland, Adrian, La religion des Mahométans, exposée par leurs propres docteurs, La Haye, 1721, t. 2, p. 70.
30. Sale, George, The Koran of Mohammad, Landon, 1734.

مقالات مشابه

ترجمه قرآن: مقابله و بررسی چهار ترجمه از سوره نور به فرانسه

نام نشریهترجمان وحی

نام نویسنده شادیه ترابلسی – ترجمه: هلیا ناصر گیوه چی

القرآن الکریم و ترجمته إلی اللغات الأجنبیة

نام نشریهالعرفان

نام نویسندهمحمد صالح البنداق

ترجمه‏ای مؤمنانه، تخصصی و دشوار

نام نشریهترجمان وحی

نام نویسندهمیشل شود کیوکس

نقدي بر ترجمه‏بلاشر

نام نویسندهجواد حدیدی

نقدي بر يك ترجمه جديد از قرآن به فرانسه

نام نویسندهيحيي علوي / رضا عباسي

نخستين ترجمه‌هاي قرآن به فرانسه

نام نویسندهیاسین خوشحال