share
1398/07/10
معناشناسی آیات سبک زندگی

گروه: فرهنگنامه های قرآنی
ارائه دهنده: حجت الاسلام والمسلمین  دکتر علی فتحی
ناقد: حجت الاسلام و المسلمین محمدمهدی فیروزمهر و حجت الاسلام و المسلمین عباس کوثری
دبیر علمی: حجة الاسلام عیسی عیسی زاده

زمان برگزاری: 1396

بخش اول: ارائه بحث

-آقای عیسی‌زاده: پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، یکی از مهم‌ترین مراکز قرآن‌پژوهی کشور است. تا سال گذشته مرکز بود که اکنون به پژوهشکده تبدیل شده است؛ گرچه ظرفیت پژوهشگاه شدن را داشت ولی این اتقاق رخ نداد. دوستانی که در خدمتشان هستیم، اعضای هیئت علمی پژوهشکده هستند که دارای پژهش‌های متعدد در عرصه قرآن‌پژوهی هستند و آثار ارزشمندی را به جامعه قرآنی کشور ارائه کرده‌اند.

معرفی فرهنگ‌نامه سبک زندگی اسلامی

گروه فرهنگ‌نامه‌ها و معاجم قرآنی در سال 93-94 طرحی به نام فرهنگ‌نامه سبک زندگی اسلامی در آموزه‌های قرآن و اهل بیت ارائه کرده است. این طرح پس از طی کردن فرایند تصویب‌خواهی در پژوهشگاه و تصویب آن به عنوان طرح ملی در وزارت علوم، آغاز گردید. یکی از بحث‌هایی که قطب خانواده و سبک زندگی دفتر تبلیغات انتظار طرح آن را داشت، بحث معناشناسی و روش‌شناسی گزینش آیات سبک زندگی است. انتظار می‌رود با تبیین این بحث بتوانند یک الگو و نقشه مهندسی در شیوه استخراج ارائه نمایند تا برای محققان و پژوهشگرانی که بخواهند انتظاراتی که در این موضوع از قرآن کریم دارند برسند، الگو و راهبرد باشد. به مدت یک ماهی است که در موضوع معناشناسی مطالعاتی داشته‌ام، اکثر شیوه‌های پژوهشی مفسران و قرآن‌پژوهان ما در پژوهش‌های قرآنی مبتنی بر شیوه سنتی است با توجه به این بحث، بنا است با باز شدن این باب، ما ببینیم کسانی که در این موضوع وارد شده‌اند و با استفاده از شیوه شبکه‌ای در استخراج مفاهیم، چه حوزه جدیدی به روی پژوهشگران باز می‌شود، و با استفاده از این شیوه برداشت های بهتر و عمیق تر و جامع تری در موضوعی که پژوهش می‌شود، داشته باشیم.

-آقای فتحی: موضوعی که در این جلسه مطرح می‌کنم کلیاتی درباره کاربرد معناشناسی در دانشنامه‌نویسی است. کاربرد معناشناسی واژگانی در دانشنامه‌نویسی و فرهنگنامه‌نویسی خیلی روشن است. نگاه شبکه‌ای و ساختاری و جامع و دانشنامه‌ای به قرآن ضروری است. معناشناسی ساختاگرا به کار دانشنامه‌نویسی و فرهنگنامه‌نویسی می‌آید.

کاربرد معناشناسی واژگانی در دانشنامه‌نویسی قرآنی

تعریف معناشناسی

معناشناسي (Semantics)، برگرفته از لغت يوناني semantika  است، که عبارتست از: دانش بررسي فرايند شکل‌گيري و توليد معنا و یا ابزاری برای شناخت معنا.

تعریف معناشناسي قرآن

معناشناسي قرآن، عبارت است از استخراج و کشف ارتباط نظام‌مند مفاهيم و معاني مرتبط باهم در يک موضوع يا يک حوزه.

معناشناسی واژگانی عبارتست از: مطالعه تحلیلی درباره کلمات زبان به‌منظور شناخت جهان‌بینی قومی (ایزوتسو)

هدف از معناشناسی قرآن، استخراج سازمان معنایی واژگان در نظام پیوسته و شبکه معنايي قرآن است.

فايده معناشناسی قرآن، کمک به تفسير موضوعی و نظريه‌پردازي قرآني است.

معناشناسی و فهم قرآن با قرآن

معناشناسي قرآن، به معناي جهان‌بيني قرآني و طرز نگرش قرآن نسبت به جهان است. اين روش همواره معطوف به ساختار كلمات در ارتباط با ديگر واژه‌هاى قرآنى است.

اگر بخواهیم قرآن به زبان خود سخن گويد، و خود مفاهيم خود را تفسير و تعبير کند، باید بر اساس روش تجزيه و تحليل زبانشناسانه قرآن را فهم کنیم. به آیات ذیل دقت کنید:

وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَه[1]

وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [2]

 وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [3]

وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ [4]

إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ [5]

وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ [6]

آثار معناشناسی ایزوتسو

1. خدا و انسان در قرآن، وی در این كتاب به دنبال ارائه روشي براي کشف مراد و دلالت معنا است. اين نظريه بر اصل پيوستگى ميان مفاهيم كليدى و پيدا كردن ميدان‌هاىِ معناشناختى از واژه‌هاى اصلى قرآن تکيه می‌کند. بدين جهت نگرشى جامع و سازواره از كل مفاهيم قرآن را در اين روش ادعا مى‌كند. اين کتاب معناشناسي الفاظ قرآني و تحول گروهي از الفاظ کليدي را در انتقال از دوره جاهليت به اسلام  را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد.

2. ساختمان معنایی مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن؛ (نظام موضوعي اخلاقي قرآن بر اساس معناشناسي) نظريه‌اي که ايزوتسو در اين کتاب دنبال مي‌کند، نظريه‌اي است که روابط متقابل ميان الگوهاي زباني و الگوهاي فرهنگي را بررسي مي‌کند. او از پيوند و روابط کلمات و ساختمان معنايي به کشف  جهان‌بيني قرآني برسد.

3. مفهوم ایمان در کلام اسلامی ترجمه زهرا پورسینا.

جهان بینی قرآنی خدا محوری است. انسان Z جهان Z خدا

تحول معناشناختي قرآن (حب در جاهلیت / حب در قرآن): واژه‌ها \نظام معنايي قرآن Z تغییر بینش \جهان‌بيني خدامحور

نقش مفاهیم کلیدی: معناشناسي واژگان در واقع مطالعه تحليلي در باب كلمات كليدي زبان و از اين راه دست‌يافتن به جهان‌بيني نهفته در وراي آن است. به همين ترتيب از طريق معناشناسي واژگان قرآن و ارتباط آنها، نيز مي‌توان به جهان‌بيني نهفته در قرآن دست يافت. قرآن، نظام معنايي است که مجموعه‌اي از تصورات به هم پيوسته را در قالب واژه‌هاي کانوني و کليدي ارائه مي‌دهد.

اصطلاحات خاص در معناشناسی ایزوتسو

کلیدی: واژه‌هایی که نقش  قطعی در ساختن جهانبینی تصوّری قرآن دارند، به نام «کلمات یا اصطلاحات کلیدی» قرآن نامیده می‌شود.

کانوني:  واژه کليدي خاصي که نماينده و محدود‌کننده يک حوزه معنايي است. يعني يک ميدان معناشناختي نسبتا مستقل درون يک کل بزرگتر از واژگان است (کلمه محوري کلمات کليدي).

در اطراف اين نقطه کانوني و مرکزي، کلمات مهم ديگري همچون خوشه چيده شده‌اند که در مجموع يک حوزه و یا شبکه معنايي را تشکيل مي‌دهند.

معیارهای کلمات کانونی و کلیدی

1. کلماتی کلیدی ، کلماتی که نشانه اى از يك مفهوم و تصور دينى خاصی است(نمایاننده و در بردارنده جهان‌بینی خاصی)

2. دارای حوزه  معنایی متعدد (هم‌نشینی و پیوستگی با کلمات کلیدی دیگر)

3. شمول و گستره معنایی

4. پیوند مستقیم یا با واسطه کم با کلمه کانونی الله

واژه‌هاي كليدي قرآن به‌خاطر ارتباط‌ها و پيوستگي‌هاي گوناگون با يكديگر، مجموعه‌هايي تشكيل مي‌دهند و اين مجموعه‌ها «ميدان‌هاي معناشناختي» نامگذاري شده‌است.

ميدان معناشناختي: عبارت از يک حوزه  مفهومی که پيرامون يک کلمه پديد مي‌آيد.

در هر ميدان معنايي، واژه‌اي كليدي به عنوان كانون و مركز وجود دارد كه ديگر كلمات كليدي آن ميدان را پيرامون خود نگه‌مي‌دارد (کانونی)، مانند مفهوم ایمان که با مفاهیمی ارتباط مثبت و منفی دارد:

ارتباط مثبت با مفاهیم: الله، تصدیق، اسلام، شکر، اطاعت، حق، احسان، ولایت، هدایت

ارتباط منفی با مفاهیم: ضلالت، فسوق، عصیان، نفاق، کفر، تکذیب

جايگاه معناشناسي: معناشناسي، زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی

شاخه‌هاي اصلي معناشناسي: فلسفي (philosophical)، منطقي (logical)، زباني (lingustics)

نشانه‌شناسي semiology

Semioticsو يا Semeioticsاز واژه يوناني σημείον  سِمِئيون) به معني نشانه، مطالعه نشانه‌ها و نمادها است

علم العلامات / السيميولوجيا/ السيميوطيقا

.نشانه‌شناسي، علمي است که به بررسي انواع نشانه‌ها، عوامل حاضر در فرايند توليد آنها، و نيز اصول و قواعد حاکم بر نشانه‌ها مي‌پردازد (دانش بررسي نشانه‌هاي ارتباطي) انواع نشانه: زباني؛ غير زباني: تصويري، سمعي، اشاري و...

(مطالعه انتقال معنا از طریق نشانه‌ها)

معناشناسي، شاخه‌اي از نشانه‌شناسي که با «دلالتگري» نشانه ها سروکار دارد.

نظریه‌های معناشناسي Theories of lexical semantics 

معناشناسي واژگانی=  پدیده ی معنی در سطح واژه

معناشناسی پیش‌ساختگرا یا تاریخی - فقه اللغوی(1830 -1930)

معناشناسی  ساختگر

معناشناسی قومی- زبانشناختی

 نوساختگرا

زایشی

معناشناسي شناختي

ترکيبي

یادآوری

بی‌گمان چنین نیست که هر نوع معناشناسی، در فهم و تفسیر قرآن کار آمد باشد.بر این اساس باید مطالعات معناشناسی را شناخت و  نوع متناسب آن را در زمینه فهم قرآن به‌کار گرفت.

معناشناسی ساخت گرا و مکتب بن(قومی- زبان شناختی) توسط ایزوتسو در خصوص مفاهیم قرآنی تجربه شده است.

انواع مطالعه معناشناسی واژگانی

1. تاریخی(قیاسی . استقرائی)

2. توصیفی(تقریری. تحلیلی)

3. تطبیقی

تاریخی

1. تاريخي یا Diachronic   Linguistics یا المنهج التاريخي      

مراد از معناشناسي تاريخي، شناخت معناي اوليه و معاني بعدي آن در طول تاريخ حيات لغت است. ذيل زبانشناسي تاريخي که در آن تاريخ زبان‌ها مهم است؛ مثلا زبان يوناني بسيار با‌اهميت‌تر از زبان اندونزيايي يا روسي است. با مطالعه در زماني حوزه‌هاي معنايي  مي‌توان به نوعي معناشناسي تاريخي دست يافت.

هدف اصلي: شناخت تحول و تطور لغت در طول زمان

در معناشناسي تاريخي واژ ه ها، بايد به دو نکته پرداخته‌مي‌شود: 1. چگونگي پيدايش لغت 2. تطورات معنايي در طول تاريخش

يک لغت به يکي از اشکال ذيل ممکن است تطور معنايي پيدا ‏کند:

 1. توسعه معنايی: تأویل /جهاد- تلاش- جنگ- مجاهده نفس کفر

2. تعدد معنايي (تبديل يک معنا به چندمعنا/ پيدايش مشترک لفظي)؛

3. تخصیص معنایی: داور

4. ترفیع معنایی سید و یا تنزل معنایی لیبرال: آزادیخواه یا وابسته به غرب روشنفکر

5. مهجوريت معنايي (ژاندارمری بلدیه)

انواع مطالعه تاريخي :1. قياسي؛ 2. استقرائي.     

الف) قیاسی: مراد از مطالعه قياسي عرضه موارد استعمال لغت و مشتقات آن بر قواعد حاکم بر رشد زبان‏آموزي کودک. اين قواعد عبارت‏اند از:

 1. تقدم معناي حسي بر عقلي

2. مادي بر مجرد؛

 3. تقدم معناي جزئي بر کلي

4. تقدم معنای حقیقی بر مجازی        

ب) استقرائی: در معناشناسي استقرائي، متوني که واژه مورد بحث در آن به‌کار رفته است، به ترتيب تاريخي يعني تاريخ تدوين يا تاريخ مؤلف مرتب مي‏شود؛

دوره قبل از قرآني(دوره جاهلي)؛

دوره قرآني (دوره 23 ساله نبوت پيامبر(ص) و اندکي بعد از آن؛

دوره بعد از قرآني يا دوره پيدايش معاني اصطلاحي و علوم و فنون. اين شيوه در مواردي کاربرد دارد که تاريخ تدوين متن قابل تشخيص است.

توصیفی

2. توصيفي یا Synchronic یا المنهج الوصفي   
مراد از مطالعه توصيفي شناخت معناي واژه ها، در زمان مشخص در يک زبان معين( بحث عرضي نه طولي) بر این اساس معناشناسي توصيفي به مطالعة رابطة معنايي واژگان در يك حوزة معنايي در مقطع زماني خاص مي‌پردازد.

مطالعه و بررسي واحد هاي معنايي بدون در‌نظر گرفتن تغيير معني در طول زمان بلکه در يک دوره خاص.

انواع توصیفی:

الف) توصيفي تقريري (بدون تحليل و تفسير)

ب) توصيفي تفسيري (بعد از توصيف و تحليل به تفسير نيز مي‌پردازد)         

تطبیقی

3. مطالعه تطبيقي   
( در واقع امتداد مطالعه تاريخي است) فقه اللغه المقارن

مطالعه مقايسه‌اي واژه در فراتر از يک زبان (مقايسه) در خصوص زبان هاي  داراي يک اصل مشترک: مقارنه بين عربي/ عبري؛ فرانسوي اسپانيولي/ انگليسي آلماني

کاربرد: در واژه هاي معرب و دخيل

نمونه: غساق از soghoukترکي؟

مطالعه تطبيقي: نشا ن مي‌دهد که مثلا اصل واژه غساق عربي است نه معرب از ترکي      

معناشناسی واژگانی ساختگرا

الهام گرفته از برداشت ساختگرا  نسبت به زبان

فردینان  دو سوسور( 1857-1913) saussur de   Ferdinand  پدرزبان شناسی نوین

تعریف زبان

زبان، نظامي است از ارزش‌ها، نه مجموعه‌اي از اقلام و اجناس که براساس جوهر خودشان تعریف شده باشند.

 هر زبان طبیعی، از عناصر و اصول خاصی تبعیت می‌کند؛ همین اصول، تعیین کننده‌ی روش عملکرد نشانه‌های زبانی به‌مثابه نشانه هستند. مانند زبان بازی شطرنج / قواعد تشریفات   

جايگاه واژه در يک شبکه معنايي در درون نظام زباني (ساختگرا)    
تمام اجزائي که در يک زبان به عنوان معنا وجود دارند، يک رابطه شبکه‌اي با هم دارند دستگاه واژگان يك زبان، مجموعه‌اي مانند ريگ‌هاي موجود در بيابان نيست، بلکه ساختار واژگان يک زبان از منظر معنايي مي‌تواند به صورت شبکه‌اي به‌هم پيوسته از روابط مفهومي در نظر گرفته شود، درست مانند بافته اي که تار يا پودش را يک رابطه مفهومي تشکيل مي‌دهد و بر روي هر گره‌اش يک واژه قرار گرفته باشد. يا به شکل ملکول‌هاي يک هسته.

گونه‌های معناشناسی ساختگرا

1. نظریه حوزه واژگانی(Lexical field theory)

یک حوزه واژگانی؛ مجموعه واژگانی است که به لحاظ معنایی با هم مرتبطند؛ به‌گونه‌ای که در‌کنار هم، ساخت مفهومی دامنه مشخصی از واقعیت‌های جهان خارج را تشکیل می‌دهند (مجموعه واژه برای بیان واقعیتها ی جهان خارج)

وایزبرگر: مانند حوزه خویشاوندی (پدر مادر پسر  دختر)

حوزه واژگانی نافرمانی از خدا (عصیان/ ذنب/ اثم/ طغیان/ فسق/ کفر/ جرم)

2.تحلیل مؤلفه‌ای Componential  aNALYSIS          

وقتی واحدهای تشکیل دهنده یک حوزه واژگانی معلوم شد؛ باید رابطه درونی واحدهای تشکیل دهنده این حوزه نیز مشخص گردد

بررسی ارتباط بین واژه‌ها از طریق مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن

در معنای خویشاوندی (جنسیت/ نسبت مادری/ نسبت پدری/ نسل) جنسیت و نسل مختصات توصیفی در نظام خویشاوندی متعلق به جهان خارج           

اشتراک در یک ویژگی، عامل طبقه بندی واژه ها در یک حوزه معنایی           
بدگمانی، ترس، بخل، حرص.           

مؤلفه خویشتنداری: صبر، عفت و شجاعت

یکی از روش‌های نشان دادن معنی واژگان قاموسی، آوردن اجزای معنایی آنها (meaning components) است.

به بررسی اجزای مرد، زن، دختر، و پسر توجه کنید:

مرد : + انسان، مونث، + بزرگسال

زن : + انسان، + مونث، + بزرگسال

دختر: + انسان، + مونث، بزرگسال

پسر: + انسان، مونث، بزرگسال

این روش، نسبت به شیوه ی آوردن مرجع (reference)

3. رابطه‌ای relational SEMANTICS رویکردی که روش تبیین روابط ساختاری میان واژه‌های مرتبط با هم را مشخص می‌کند.

هم معنایی: دو یا چند واژه دارای یک معنا که به آن، نظائر می‌گویند؛ ترادف: خشوع، خضوع، تواضع؛ عدل و انصاف

چند معنایی: یک واژه با چند معنا که به آن، مشترک لفظی می‌گویند: ظن: شک و یقین/ عین و..

شمول معنایی: مفهوم یک واژه شامل معنای واژه دیگری است: ایمان: صبر و جهاد

تقابل معنایی: نوعی رابطه مفهومی واژه‌ها که مفهومشان در تناقض با یکدیگر است. خیر و شر؛ عقل و جهل؛ صرفه‌جو و اسرافکار؛ کفر و ایمان           

حوزه‌های معنایی  

حوزه‌های معنایی به مجموعه‌ای از مدخل‌های ‌واژگانی اطلاق می‌شود که هسته معنایی مشترکی داشته باشند.

گروهی از واژه‌ها در واژگان زبان که از نظر معنایی با هم ارتباط دارند، اعضای یک حوزه معنایی را تشکیل می‌دهند.   
رابطۀ همنشینی رابطه‌ای از نوع ترکیب، میان الفاظی است که در یک زنجیره کلامی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

رابطۀ همنشینی میان واحدهایی برقرار می‌‌شود که همگی مستقیماً در یک ساخت حاضرند؛ به‌عبارت دیگر، یعنی پیوندهایی حاضر بین واژه‌ها هستند. 

پیوند همنشینی پیوندی است که میان واژگان مختلف در یک زنجیرۀ گفتاری مشاهده می‌‌شود.

دستوری: ایتاء الزکاة  اقامه الصلاة

واژگانی:  اتقو الله و یعلمکم الله // اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا

 برای اینکه واژگان یا نشانه‌های زبانی بتوانند پیامی را برسانند، باید طبق روال خاصّی بر روی یک محور افقی در کنار هم بنشینند. حال اگر واحدهای یک جمله را بررسی کنیم، درمی‌یابیم که هر یک از آنها از یک مقولۀ دستوری و مکمّل یکدیگر هستند و چنان‌چه یکی از واحدهای همنشین تغییر یابد یا حذف شود، در مفهوم پیام نیز خلل ایجاد می‌‌شود. این محور را محور همنشینی می‌گویند و رابطۀ واحدهایی را که بر روی این محور و در کنار هم می‌نشینند، رابطۀ همنشینی می‌نامند. 

رابطۀ همنشینی بیشتر ناظر به پیوند ترکیبی میان عناصر زبانی است. پیوندی که عناصر متضاد را کنار هم قرار می‌دهد و آنها را چنان با یکدیگر همبسته می‌سازد که از امتزاج و ترکیب آنها پدیداری کاملاً همگن و معنادار به دست می‌آید.

رابطه جانشینی

رابطه جانشینی، رابطه‌ای از نوع انتخاب و جایگزینی، میان هر یک از الفاظ یک زنجیره کلامی با الفاظی است که می‌توانند جایگزین آنها شوند.

رابطة جانشینی به ارتباط اجزائی گفته می‌‌شود که لزوماً حضور فیزیکی در یک زنجیرۀ گفتاری ندارند، بلکه در زنجیره‌ای حافظه‌ای درک می‌‌شوند و در ورای گفته‌ها و جملات حضور دارند.

بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا / وَبَرًّا بِوَالِدَیْهِ..

فرایند معناشناسی واژگانی

اولین گام قبل شروع به معناشناسی: اگر عین واژه در قرآن وجود ندارد، معادل‌یابی واژگان قرآنی برای مفاهیم منطبق بر موضوع  مدخل؛ برای مثال زیبایی: احسن الخالقین؛ جمیل؛ احسن صورکم؛ 

قبح، من المقبوحین السیئه

افسردگی: عناصر معنایی افسردگی عبارت است از:  غمگینی و فقدان لذت.

فرایند معناشناسی واژگان قرآنی

1. دریافت معنای اساسی واژه (Basic Meaning) فعالیت صوری و مبتنی بر ظاهر الفاظ

معناى اساسی (اولی، تصوری) (champ conceptuel)، مفهومی، إدراکی، همان معنای معجمی و قاموسی (Lexical).‏

منبع فرهنگ های لغت معتبر یک زبانه (عربی به عربی)

معنایی که نزد اهل آن زبان اتفاقی است؛ و این معنی نقطه اتصال و رکن اصلی است. چرا که آن همان معنای ابتدایی لفظ در استعمال بوده، که در قاموس‌ها می‌آید.

ایزتسو گفته معنای اساسی همان معنای ارتکازی است که سخن درستی نیست. معنای اساسی همان معنای وضعی است.

مؤلفه‌های معنای اساسی

1. معنای ابتدایی، معنایی است که در دسترس همگان قرار دارد؛ و به دیگر سخن، کمترین درک ممکن از موضوع، همان معنای ابتدایی است.

2. این نوع معنا هنگام اطلاق لفظ مقصود است و همین معنی متبادر به ذهن اهل آن زبان هنگام گفتگو و مفاهمه است.

3. دلالت لفظ بر معنای حقیقی بر اساس وضع و لغت انجام می‌گیرد مانند دلالت لفظ اسد بر حیوان درنده

تحلیل معنای اساسی واژه

راغب اصفهانی درباره «المشاوره» می‌نویسد: «استخراج صائب الرأی عن الغیر و اشتقاقه من شور العسل (استخرجه من الخلیه) و شرت الدابة (عرض الشئ لیبدی ما فیه من محاسن)

المسارعة و المبادرة و العجلة: المسارعة و المبادرة و العجلة تتقارب لکن السرعة اعمها و المبادرة لا تکاد تستعمل الا فی البدن و العجلة اکثر ما تستعمل فیما یتحری عن غیر فکر و رویة، ا