تأملی در آموزش عمومی قرآن

پدیدآورمحمد حسین فریدونی

نشریهمجله رشد ( آموزش قرآن )

تاریخ انتشار1389/02/19

منبع مقاله

share 575 بازدید
تأملی در آموزش عمومی قرآن

محمدحسین فریدونی

آموزش عمومی قرآن که تعیین کننده سطح توانایی و میزان انس و ارتباط عموم افراد جامعه با قرآن کریم است، همیشه و به ویژه در سال‏های اخیر، مورد توجه همه نهادهای دست اندرکار این امر قرار داشته است.مجله رشد آموزش قرآن در صدد است در هر شماره، ضمن مصاحبه با برخی از متخصصان و دست اندرکاران آموزش قرآن و یا دریافت مقاله و نوشته از آنان، به معرفی و تبیین وجوه گوناگون این امر مهم بپردازد.
در این گزارش با نظریات جناب آقای مهندس محمد حسین فریدونی آشنا می‏شویم.
بسم الله الرحمن الرحیم
آموزش قرآن را خدای متعال آغاز کرد:«الرحمن علّم القرآن»، رسول خدا به آن همت گماشت:«یتلو علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة»و در سیره جانشینان و پیروان او امتداد و گسترش یافت؛تا آن‏جا که رسم مسلمانی و شاخص اصلی نظام تعلیم و تربیت در تمدن اسلامی شد.

آموزش قرآن در ایران

در ایران قبل از اسلام، آموزش به معنای نظام‏مند آن تنها برای طبقات خاص اجتماعی انجام می‏شد.در واقع، مفهوم آموزش برای عموم مردم با پذیرش اسلام و فرهنگ علم آموزی آن آغاز شد.از این رو بر اساس سنت به جای مانده از رسول خدا در میان مسلمانان، فراگیری قرآن در طلیعه نظام آموزشی قرار دارد و در طول قرن‏های پی در پی، سواد آموزی ایرانیان با یادگیری خواندن مصحف شریف آغاز می‏شد؛آغازی مبارک که منشأ آمیختگی جدایی ناپذیر فرهنگ و ادبیات مردم مسلمان ایران با متن کلام خدا و معارف حیاتبخش آن بوده است.بنابراین، همه کسانی که به وادی علم قدم می‏گذاشتند، و به کسب دانش‏های لازم روز می‏پرداختند، ابتدا با کلام وحی آشنا می‏شدند مطالعات تاریخی انجام شده در وضعیت سواد عمومی جامعه ایران حاکی از آن است که تا اوایل قرن اخیر و پیش از تغییر نظام آموزش عمومی کشور، همه افراد باسواد توانایی خواندن درست و روان قرآن را داشتند.حتی بخشی از جامعه با وجود ضعف در خواندن و نوشتن فارسی، قرآن مجید را بی‏غلط می‏خواندند و با آن انس داشتند.بقایای این نسل را هنوز هم در برخی مناطق روستایی و شهری می‏توان یافت.
با تأسیس نظام تعلیم و تربیت دولتی در زمان رضاخان و عزم حکومت بر تعطیل مکتب خانه‏ها، فرزندان ایران به نظام آموزشی وارد شدند که در حقیقت فارسی شده نظام تعلیم و تربیب دنیای غرب بود؛نظامی که دین را همچون تاریخ و آثار باستانی، بخشی از میراث فرهنگی می‏داند و اهمیت و جایگاه متون دینی در تنظیم محتوای درسی آن، فقط با همان مقیاس قابل تعریف است.نتیجه چنین رویکردی، اکتفا به برخی از قطعات آیات قرآن در مجموعه تعلیمات دینی و پرداخت کمرنگ به آن بوده است.البته شواهد و قراین تاریخی نشان می‏دهد که اگر فضای عمومی جامعه اجازه می‏داد، متن آیات الهی به کلی از نظام آموزشی حذف می‏شد.
اگرچه در تمام دهه‏های حکومت خاندان پهلوی هیچ اراده‏ای نتوانست اعتقاد به آن را از دل‏های مردم بزداید و از آموزش‏های قرآنی مردمی که در قالب‏های سنتی و جدید ارائه می‏شدند، جلوگیری کند، اما به هر حال تعلیم کتاب خدا به حاشیه آموزش و زندگی مردم کشیده شد.
در نتیجه، نسلی تربیت شد که باسواد و آشنا با علم و فنآوری جدید بود، اما در عین اعتقاد و ایمان به قرآن، با آن آشنا و مأنوس نبود؛ضایعه‏ای که حتی با گسترش محافل دینی در سال‏های انقلاب و پس از آن هنوز نیز به طور کامل جبران نشده است.
توجه به گفتمان رایج مدیران بخش‏های گوناگون در جمهوری اسلامی، حضور در محافل و برخورد نزدیک با آنان، از ابعاد متفاوت این ظلم تاریخی در حق ملت مسلمان ایران حکایت دارد.امروزه بسیاری از خادمان کشور در مناطق گوناگون با وجود اعتقاد و عشق به قرآن، از آشنایی با متن آیات الهی و درک مستقیم معنای آیات آن بی‏بهره یا کم بهره‏اند.در بسیاری از جلسات فرهنگی، تنها برخی از اعضا توانایی روخوانی درست آیات قرآن را دارند و اگر شما به طور اتفاقی میان کلامتان آیات قرآن را به کار ببرید حتما باید ترجمه آن را هم بیان کنید تا منظورتان فهمیده شود.گستردگی این موضوع تا آن‏جاست که رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‏هایشان در جمع اهل قرآن سخن از ضعف عمومی طلاب حوزه‏های علمیه در آشنایی با متن قرآن به میان آورده‏اند.
شاید برخی به هنگام برخورد با این موارد برآشفته شوند و زبان به اعتراض بگشایند.اما باید توجه داشت، آموزش فرآیندی زمان بر و تدریجی است و چنانچه در زمان و تدریجی است و چنانچه در زمان و دوره مناسب آن انجام نشود، قابل جبران و جایگزینی نخواهد بود.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که پاک کردن صورت مسأله مشکلی را حل نمی‏کند، بلکه باید تجربه‏های گذشته را سرمایه پیشرفت آینده ساخت.
وقوع انقلاب اسلامی و پیروزی آن باب آشنایی مجدد و عمیق‏تر مردم با قرآن کریم را گشود.صادقانه باید اذعان کرد که با همه اشکالات موجود، باز هم سطح فراگیری قرآن در نظام رسمی و غیر رسمی، با دهه‏های قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.اما از این واقعیت هم نمی‏توان گذشت که هیچ یک از علاقه‏مندان به اسلام و ایران از وضعیت عمومی آشنایی نسل جدید با قرآن راضی نیستند و باید با عزمی خالصانه پای در راه نهاد و با تدبیر مناسب زمینه‏های جدی آشنایی و انس مردم را با قرآن کریم فراهم آورد.
در این میان، نقش رسانه‏ها و از جمله صدا و سیما و مطبوعات بسیار اساسی است؛به ویژه نشریات قرآنی که می‏توانند با پرداختن به ابعاد متفاوت آموزش قرآن، زمینه تحرک جدی در میان عناصر جامعه قرآنی را برای تأمل و استفاده از تجربه‏ها در مسیر تحول آموزش عمومی قرآن، فراهم آورند.گفتمان علمی، اطلاع رسانی، برجسته ساختن مطالبات منطقی و تلطیف دل‏ها و اراده‏ها هر یک راهکاری برای پرداختن به این فریضه الهی است.
«قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا»
سؤال 1.موضوع بحث، تربیت مربی قرآن است.تعریف شما در این مورد چیست؟
در موضوع تربیت مربی قرآن با سه واژه«تربیت»، «مربی»و«قرآن» روبه‏رو هستیم و درباره نظامی باید سخن بگوییم که در آن انسان‏هایی تربیت می‏شوند که بتوانند، آموزه‏های قرآنی را به فراگیران بیاموزند.پس در واقع از یک نظام آموزشی سخن می‏گوییم.به همین دلیل، همه آنچه را که یک نظام آموزشی سخن می‏گوییم.به همین دلیل، همه آنچه را که یک نظام آموزشی لازم دارد، باید در این نظام نیز لحاظ شود؛مثل رسالت، برنامه درسی(که شامل هدف‏ها، محتوا، مواد و سایر بخش‏هاست)، نیاز سنجی و...تعریف واقعی تربیت مربی قرآن را در این فرایند باید جست و جو کرد.متأسفانه در کشور ما هنوز به معنی واقعی هیچ نظامی برای تربیت مربی قرآن وجود ندارد و کسانی که به عنوان مربی آموزش قرآن در حوزه‏های گوناگون تلاوت و فهم قرآن فعالیت دارند، محصول کارهای غیر نظام‏مند و عمدتا شخصی و سلیقه‏ای هستند که برای این نقص، باید فکر جدی کرد.
سؤال 2.لطفا جایگاه مربیان قرآن را در جامعه ایران و نیز کشورهای اسلامی بیان کنید.
-اگر منظور از جامعه، فرهنگ عمومی مردم است، باید گفت که همه مسلمانان از جمله ملت مسلمان ایران، برای کتاب خدا و مربیان آموزش قرآن، به تعبیر دقیق‏تر معلم قرآن، احترام قلبی قائل هستند.این تکریم در تاریخ اسلام و کشور ما ریشه‏های دیرینه دارد.البته این را هم فراموش نکنیم که بی‏توجهی به نظام تربیت نیروی انسانی قرآن آموزی در نظام رسمی و به تبع آن ضعف‏های گوناگون گروه قابل توجهی از متصدیان آموزش قرآن در مدرسه‏ها، در جوانان ما نوعی دوگانگی ذهنی ایجاد کرده است؛دوگانگی بین عقیده به قرآن و احترام به آن و نوع برداشت و دریافت‏هایی که از معلم قرآن دارند.این را هم عرض کنم که در آموزش و پرورش ما، معلمان توانای قرآن که توانسته‏اند، با جوانان و نوجوانان ارتباطی نزدیک برقرار کنند کم نیستند، اما جریان غالب در آموزش چیز دیگری است.
از منظر دیگری هم می‏توان به این سؤال پاسخ داد و آن نوع نگاه مدیران جامعه به معلمان قرآن است.
دریافت شخصی بنده این است که در این مجموعه نیز همان مؤلفه‏های فرهنگی عمومی وجود دارد و احترام به معلم قرآن به عنوان یک رفتار شخصی و بعضا سازمانی نمود خارجی دارد، اما شاید بتوان گفت کل موضوع یک امر حاشیه‏ای است.در واقع مدیران ما با وجود احترام و تعلق خاصی که به قرآن دارند، به دلیل کثرت مشغله‏های کاری‏شان معمولا نسبت به امور قرآنی تحرک خاصی ندارند و به تبع، مسائل مربوط به مربیان قرآن هم شامل این حالت خواهد بود.با همه این احوال، تجربه نشان داده است که مدیران جامعه به ویژه مدیران فرهنگی، از هر طرح و برنامه کارشناسانه‏ای که در جهت رشد امور قرآنی باشد، استقبال و حمایت می‏کنند.
سؤال 3.در حوزه قرآنی که جناب عالی مشغول به فعالیت هستید، وضعیت کمی و کیفی نیروی انسانی چگونه است؟
-این سؤال از حوزه تربیت مربی قرآن فراتر است و به کل موضوع تربیت نیروی انسانی امور قرآنی بر می‏گردد که حوزه‏ای بسیار وسیع و قابل تأمل است.در کشور ما نظام آموزشی‏ کارشناسانه‏ای که شایسته امر مهم تربیت نیروی انسانی امور قرآنی باشد، وجود ندارد.به همین دلیل، افرادی که مشغول کارهای قرآنی هستند، هر یک در برخی وجوه ضعف‏ها و نقص‏هایی دارند.در حوزه پژوهشی امور قرآنی، تعداد افراد آشنا و صاحب تجربه در پژوهش‏های میدانی و در عین حال آشنا با امور قرآنی به عدد انگشتان یک دست نمی‏رسد.شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که در کشور ما تعداد نظریه پردازان در این حوزه به کم‏تر از ده نفر محدود باشد.بسیاری از مدیران فعالیت‏های قرآنی در دستگاه‏های گوناگون، آشنایی کمی با جنبه‏های متفاوت امور قرآنی دارند و حتی سطح آشنایی برخی از آن‏ها با متن و مفاهیم قرآن در حد عامه است.با توجه به این کاستی‏ها طبیعی است که کیفیت برنامه‏های قرآنی در سطح بالایی نباشد و این خود مانعی جدی بر سر راه گسترش فرهنگ قرآن است.
در حوزه آموزش قرآن در سطح دانشگاه‏ها هم به همان وضعیت دچار هستیم.متأسفانه تعداد افرادی که با فرهنگ دانشگاه و زبان دانشجو آشنا باشند و توانایی لازم را برای آموزش قرآن(چه در زمینه تلاوت و چه در زمینه ترجمه و تفسیر)داشته باشند، چندان زیاد نیست.
افراد توانا در این زمینه نیز نه به دلیل نظام آموزشی دانشگاهی یا حوزه‏های علمیه، بلکه به دلیل توانایی و تجربیات و پی‏گیری‏های شخصی به حد مطلوب کار آموزش قرآن رسیده‏اند.نمونه‏های عینی این موضوع را می‏توان از«مرکز فعالیت‏ها و پژوهش‏های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی»استعلام کرد که متولی ارزیابی مدرسان آموزش قرآن این دانشگاه است.
سؤال 4.شاخص‏هایی که بتوان به وسیله آن‏ها مربیان قرآن را طبقه‏بندی کرد چیست؟
-تدوین شاخص‏های علمی به پژوهش نیاز دارد.اما به طور اجمالی، می‏توان مربیان قرآن را به دو دسته کلی«آموزش عمومی قرآن»و «آموزش تخصصی قرآن»تقسیم کرد.شاید آن چه امروز بیش‏تر باید به آن توجه شود، حوزه آموزش عمومی قرآن است.
مخاطبان این حوزه دانش‏آموزان، عموم دانشجویان و توده مردم هستند که باید با برنامه‏ریزی مناسب، آن‏ها را نسبت به خواندن متن قرآن کریم و درک معنای عبارات و آیات ساده و پرکاربرد قرآن توانا کرد.شاخص این آموزش عمومی را هم مقام معظم رهبری معین فرموده‏اند.
ایشان در یکی از بیاناتشان فرموده‏اند که ما روزی می‏توانیم بگوییم، فرهنگ قرآن در جامعه ما حاکمیت دارد که جوان‏های ما به واسطه آشنایی با قرآن بتوانند، درستی و نادرستی‏ حرف‏هایی را تشخیص دهند که در جامعه زده می‏شود.
با این توصیف، مراتب خواندن و فهم قرآن در حوزه عمومی را باید مشخص و بر اساس آن، مراتب سطوح و طبقات مربیان را تنظیم کرد.در هر حال، این طبقه‏بندی وجوه گوناگونی دارد که نیازمند کار علمی و پژوهشی است.
سؤال 5.وظیفه تربیت مربی قرآن در نظام جمهوری اسلامی بر عهده چه نهاد و سازمانی است؟
-اگر این اصل را بپذیریم که امر آموزش قرآن یکی از وظیفه‏های دولت جمهوری اسلامی است، به طور طبیعی و منطقی باید در کنار سایر آموزش‏ها و توسط نهادهای متولی آموزش نیروی انسانی برای سایر امور انجام شود.در واقع، همچنان که نظام آموزش عالی وظیفه تربیت مربی برای آموزش علوم گوناگون، تربیت مربی ورزش، تربیت مربی هنر و...را بر عهده دارد، به این موضوع هم باید در همین تشکیلات پرداخت.با این تعبیر، وظیفه اصلی آموزش و تربیت مربی قرآن به عهده«وزارت علوم، تحقیقات و فناوری»است و نه تنها تربیت مربی قرآن، بلکه تربیت تمامی متخصصان مورد نیاز برای تصدی مسؤولیت‏های گوناگون در حوزه امور قرآنی وظیفه این وزارت است.
ایجاد نظام‏های موازی آموزش عالی اگر چه ممکن است در کوتاه مدت به برخی نتایج منجر شود، اما برای آینده امور قرآنی مخاطره آمیز خواهد بود.این وضعیت دوگانه را در مقایسه توانایی‏ها، نگرش‏ها و مطالبات فارغ التحصیلان رشته‏های علوم قرآنی و سایر گرایش‏های الهیات با نوع توانایی‏ها و خواسته‏های افراد تربیت شده در خارج از این محیط می‏توان دریافت.
امروز از یک سو با افرادی روبه‏رو هستیم که توانایی‏های نسبتا خوبی برای آموزش قرآن دارند، اما فاقد مدارک قانونی برای تأیید تخصصشان هستند و در نظام دانشگاهی و به تبع آن در نظام اداری جایگاهی ندارند.از سویی دیگر، با انباشت فارغ التحصیلان علوم قرآنی و سایر رشته‏های مرتبط با قرآن مواجهیم، در حالی که اکثر آنان فاقد توانایی‏های اولیه آموزش عمومی و تخصصی قرآن هستند.
بخش‏های قرآنی کشور باید با تمام توان و البته با حوصله و متانت، در صدد اصلاح روند تربیت نیروی انسانی آموزش قرآن در دانشگاه‏ها باشند.به نظر من، وجود شورای قرآن و دانشگاه به ریاست وزیر علوم، فرصت مغتنمی است که باید هم وزارت علوم و هم مراکز قرآنی از آن استفاده کنند.البته به صورت کوتاه عرض کنم که حوزه‏های علمیه هم مسؤولیت عظیمی در این امر دارند که باید به آن واقف شوند و آن را انجام دهند.
البته ما مشکل دیگری نیز در این حوزه داریم که بسیار عظیم و گسترده است.افراد زیادی پس از تحصیل در رشته‏های گوناگون دانشگاه‏ها و مراکز تربیت معلم جذب آموزش و پرورش شده‏اند و به امر آموزش قرآن اشتغال دارند و این در حالی است که آموزش‏های دانشگاهی آنان با آموزش قرآن در مدرسه و محتوای آن هیچ نسبت واقعی ندارد و این موضوعی است که خود آن‏ها نیز به آن اذعان دارند.هم اکنون در پنج پایه ابتدایی، روخوانی قرآن، تلاوت و حتی تا حدودی مفاهیم قرآن تدریس می‏شود، در حالی که تاکنون در دوره آموزش ابتدایی تربیت معلم، درسی برای آشنایی با این امر نبوده و اگر هم در مواردی وجود داشت، بسیار ابتدایی و غیر کارشناسانه اجرا شده است.در دوره‏های راهنمایی و دبیرستان نیز همین وضعیت تکرار می‏شود.معلم دینی و قرآن متوسطه که حد اقل 5/1 کار آموزشی‏اش در کلاس درس به آموزش خواندن قرآن اختصاص دارد، در هیچ کدام از واحدهای درسی دوره کارشناسی الهیات با خواندن قرآن و نحوه آموزش آن آشنا نشده است.در حوزه ترجمه و تفسیر هم به نوعی این کاستی‏ها وجود دارد.
آموزش و پرورش برای جبران این نقیصه نظام آموزش عالی باید تدبیری بیندیشد.«معاونت نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش»که مسؤول آموزش و ارتقای توانایی معلمان درس‏های گوناگون و از جمله قرآن است، باید در این راه پیشقدم باشد.البته در این زمینه آموزش و پرورش باید از توان سایر نهادهای قرآنی مثل«دارالقرآن»، «سازمان تبلیغات اسلامی»و مراکز و تشکل‏های قرآنی مردمی استفاده کند که در بیش‏تر استان‏ها فعال هستند.
ضمن این که باید مزیت‏های ویژه‏ای برای معلمان در نظر گرفته شود تا رغبت‏ لازم برای شرکت در این آموزش‏ها داشته باشند.درست است که همه معلمان انگیزه اولیه برای فراگیری قرآن دارند، اما گرفتاری‏های اقتصادی و کاری این قشر آن قدر زیاد است که به طور عادی فرصت فعلیت یافتن را به این انگیزه نمی‏دهد.
این را هم باید عرض کنم که کار اصلی آموزش صحیح قرآن و رشد قرآنی دانش‏آموزان را معلمانی به انجام رسانده‏اند که خود در محیط تشکل‏ها و مجامع قرآنی با قرآن آشنا شده‏اند و یا در دهه شصت در دوره‏های ویژه تربیت معلم قرآن«دارالقرآن سازمان تبلیغات اسلامی»شرکت کرده‏اند.
نکته دیگری هم که بیان آن بسیار ضروری است، این که متأسفانه نظام ارزشیابی دوره‏های ضمن خدمت در آموزش و پرورش در حوزه دوره‏های قرآنی، غیر واقعی و توأم با نوعی تساهل و تسامح افراطی است.بنابراین، ممکن است فردی گواهی بیش از دویست ساعت دوره ضمن خدمت قرآنی داشته باشد، اما توانایی او در خواندن، فهم و تدریس قرآن پائین باشد.اگر بنا باشد مزیت‏هایی برای آموزش‏های قرآنی معلمان در نظر گرفته شود، باید توجه کرد که ارزشیابی باید کاملا جدی و تخصص گرایانه و به دور از مسایل جانبی و احساسی باشد، تا موجب تثبیت و کیفی شدن آموزش شود.
بنده با توجه به همکاری‏هایی که با آموزش و پرورش داشته‏ام، درباره ارتقای صلاحیت‏های حرفه‏ای معلمان و دبیران قرآن، پیشنهادهایی دارم که در صورت درخواست ارائه خواهد شد.
سؤال 6.نقش و اهمیت نهادهای غیر دولتی در تربیت مربی قرآن به چه میزان است؟
-تحقیقات انجام شده در حوزه نیروی انسانی قرآن آموزی بیانگر آن است که وضعیت عمومی توانایی‏های مربیان مراکز غیر دولتی قرآن آموزی، در سطحی بالاتر از مربیان نظام رسمی است.این موضوع حاکی از وجود یک پتانسیل قابل استفاده در این مراکز است.البته نه به این معنی که آموزش و پرورش می‏تواند به یکباره آموزش قرآن معلمان در استان‏های گوناگون را از طریق استانی به این مراکز بسپارد.
اخیرا اتحادیه‏ای کشوری از تشکل‏های فعال قرآنی شکل گرفته است که مراحل ثبت و قانونی شدن خود را می‏گذراند.تعامل سه سویه «وزارت آموزش و پرورش»، «دار القرآن سازمان تبلیغات اسلامی» و این اتحادیه می‏تواند، زمینه تدوین دوره‏های علمی و موفق قرآنی را برای معلمان فراهم کند.
سؤال 7.چه راهکارهایی برای ارتقای سطح علمی و افزایش مهارت مربیان قرآن توصیه می‏کنید؟
-به طور خلاصه:1.نیاز سنجی علمی و تحول در نظام آموزش عالی(برنامه دراز مدت).
2.آموزش ضمن خدمت جدی همراه با مزیت‏های در خور توجه، برای همه معلمان ابتدایی و معلمان قرآن راهنمایی و دبیرستان(برنامه میان مدت).
3.تدوین نظام طبقه‏بندی و تصویب مزیت‏های استخدامی برای مربیان توانای فاقد مدارک دانشگاهی و ایجاد امکان استفاده از آنان در آموزش معلمان و دانش‏آموزان(به عنوان یک برنامه کوتاه مدت).
بند سوم از این نظر لازم است که برگزاری دوره‏های آموزشی به تعداد کافی مدرس نیاز دارد اما در حال حاضر تأمین این تعداد مدرس از میان افراد دانشگاهی علوم قرآنی و الهیات تقریبا غیر ممکن است.
سؤال 8.نشریه رشد آموزش قرآن چگونه می‏تواند در انجام این رسالت تأثیر گذار باشد؟
-مهم‏ترین موضوع متناسب با کار رسانه‏ای این نشریه، انتقال نظرات جامعه مربیان قرآن، مجموعه کارشناسان آموزش قرآن و مدیران مراکز آموزشی و وزارت آموزش و پرورش به یکدیگر است.
نکته دیگر، برجسته کردن مطالبات منطقی جامعه قرآنی از مسؤولان است که به پیگیری و حساسیت ویژه نیاز دارد.این نشریه با شیوه‏های خاص مطبوعاتی می‏تواند، مدیران را نسبت به امر آموزش قرآن حساس کند و آنان را در معرض این مطالبات قرار دهد.البته بنده نمی‏دانم که دوستان چه قدر برای این کار آمادگی دارند، اما مواردی را سراغ دارم که تنها درج یک مشکل در نشریه‏ای باعث شده است، مانع دو ساله از پیش رو برداشته شود.برای همه عزیزان در این مسیر آرزوی توفیق دارم.

مقالات مشابه

رمزگشایی حدیث آموزش قرآن در آخرت

نام نشریهحديث پژوهي

نام نویسندهسهیلا پیروزفر, میکائیل باقری

پژوهشی در باب توانایی خواندن قرآن در افراد کم‌توان ذهنی

نام نشریهمطالعات قرآنی

نام نویسندهالهام صامت, سید حمیدرضا علوی, اصغر سلطانی

ارتباط آموزش قرآن کریم با شادکامی

نام نشریهپژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم

نام نویسنده مانک ییلاق بیگی – غلامرضا منشئی

راهبردهای آموزش قرآن در سیره نبوی و مقایسه آن با شیوه های نوین آموزشی

نام نشریهصحیفه مبین

نام نویسندهمحمد علی لسانی فشارکی – محسن رجبی

كيفيت گرايي در تعليم قرآن

نام نویسندهمهدی غفاری

طرح جامع آموزش زبان قرآن (1)

نام نویسندهمحمد علی لسانی فشارکی