الّذى خلق الموت و الحيوة

از آن جا كه مرگ ، امرى عدمى و به معناى نبودنِ حيات است و امر عدمى قابل آفرينش نيست ، اين پرسش مطرح مى شود كه چرا خداوند از آفرينش مرگ سخن گفته است ؟ پاسخ : مرگ از ديدگاه قرآن امرى عدمى نيست ، بلكه انتقال از جهانى به جهان ديگر است و اين انتقال قابل آفرينش است . علاوه بر اين ، اگر مرگ را امرى عدمى بدانيم ـ چنان كه در عرف نيز اين گونه تلقّى مى شود ـ از آن جا كه مرگ عدمِ صرف نيست بلكه به اصطلاح ، عدمِ ملكه است ، يعنى مانند كورى است كه نبودنِ بينايى است ، مى تواند مورد آفرينش قرار گيرد .
maareftitle
ـ ليبلوكم أيّكم أحسن عملا

بَلاء مصدر « يبلو » به معناى آزمودن است ، و آزمودن خدا به معناى مشخص كردن و متمايز ساختن است . با اين كه در مرحله آزمايش ، هم نيكوكاران مشخص مى شوند و هم بدكاران ، ولى خداوند در بيان هدف از آفرينش مرگ و حيات ، فقط تمايز نيكوكارترين ها را مطرح نموده تا به اين نكته اشاره فرمايد كه هدف از آفرينش به وجود آمدن آنان است ، و ديگران به تَبَع آنها آفريده شده اند و مقصود اصلىِ آفرينش نيستند . امام صادق (ع) در تفسير سخن خداوند : « أيّكم أحسن عملا » فرمود : مقصود اين نيست كه كدام يك از شما عملش بيشتر است ، بلكه مقصود اين است كه كدام يك از شما عملش درست تر است . جز اين نيست كه ملاك درستىِ عمل ، ترس از خدا و نيت خالص و بيم ] پذيرفته نشدن عمل [ است . سپس فرمود مراقبت داشتن بر عمل تا اين كه خالص شود ، از خود عمل دشوارتر است . بدان كه ] نشانه [ عمل خالص آن است كه نخواهى هيچ كس جز خدا تو را بر آن ستايش كند ، و نيّت ] خالص در عمل [ از خود عمل برتر است . بدان كه نيّت حقيقت عمل است . كافى ، ] ج 2 ، ص 16 [ .