باقيات الصالحات

پدیدآورسید عبدالرسول حسینی زاده

نشریهدائرة المعارف قرآن

شماره نشریهجلد 5

تاریخ انتشار1388/02/05

منبع مقاله

share 1538 بازدید

باقيات الصالحات: عموم كارهاى نيك در فرهنگ قرآن و روايات و خصوص آثار نيك ماندگار در فرهنگ عامّه

اين تعبير از دو واژه «باقيات» از مصدر «بقاء» به معناى جاودانگى و «صالحات» از مصدر «صلاح» به معناى نيكى، ضدّ تباهى[108] تركيب يافته و اصطلاحى است قرآنى كه به ماندگارى پاداش كارهاى نيك براى انسان اشاره دارد.[109] در قرآن دو بار به اين اصطلاح تصريح شده است: كهف/18، 46 و مريم/19، 76، افزون بر آن آياتى كه انسان را به پيش فرستادن كارهاى نيك فرمان مى‌دهد، مانند 223 بقره/2 و 110 كهف/18، آياتى كه از رسيدن انسان به پاداش كارهاى نيكش خبر مى‌دهد، از قبيل 110 بقره/2؛ 30 آل‌عمران/3؛ 7‌ـ‌8 زلزال /99 و 20 مزمّل/73، آياتى كه از حسرت گنهكاران بعد از مرگ به سبب انجام ندادن كارهاى نيك حكايت دارد، نظير 39 مريم/19 و 24 فجر/89 و آياتى كه از درخواست گنهكاران براى بازگشت به دنيا جهت انجام كارهاى نيك سخن مى‌گويد، مانند 99 ـ 100 مؤمنون/23 همگى با مفهوم باقيات الصالحات ارتباط دارد؛ همچنين آيه «بَقِيَّتُ اللّهِ خَيرٌ لَكُم» (هود/11، 86) بنا به نظر برخى مفسران[110] و آيه «مَن كانَ يُريدُ حَرثَ الأخِرَةِ نَزِد لَهُ فى حَرثِهِ» (شورى/42،20) بنا به روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام)[111] به باقيات الصالحات تفسير شده است.
آيه 46 كهف/18 بعد از اشاره به ناپايدارى نعمتهاى جهان مادى، مال و فرزندان را زينت زندگى دنيا شناسانده و انسانها را به تلاش براى دستيابى به توشه آخرت فرا مى‌خواند: «اَلمالُ والبَنونَ زينَةُ الحَيوةِ الدُّنيا والبـقِيـتُ الصّــلِحـتُ خَيرٌ‌عِندَ رَبِّكَ ثَوابـًا وخَيرٌ اَمَلا» . در اين آيه توشه آخرت همان كارهاى نيك وصف‌شده كه پاداششان ماندگار و نزد خداوند نيكوتر بوده، اميد داشتن به آنها سزاوار است. در‌جاى ديگر پس از بيان سرنوشت شوم گمراهان و ستمگران، گام نهادن در مسير هدايت الهى سبب افزايش هدايت حق شمرده شده و افزون بر اشاره به نيكوتر بودن پاداش باقيات الصالحات نزد خداوند از سرانجام نيكوى آنها ياد مى‌شود: «ويَزيدُ اللّهُ الَّذينَ اهتَدَوا هُدًى والبـقيـتُ الصّــلِحـتُ خَيرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوابـًا و‌خَيرٌ‌مَرَدّا» . (مريم/19،76) مفسران عموماً وجه تسميه باقيات الصالحات را ماندن پاداش آن براى جهان ابدى مى‌دانند.[112] بعضى با نگاه عرفانى در اين‌باره گفته‌اند: هر عمل و سخنى كه انسان را به معرفت، محبّت و اطاعت پروردگار باقى و فناناپذير وا دارد باقيات الصالحات است.[113]
به بيان ديگر چون حقيقت روحانى انسان فناناپذير است پس هر كمال و عمل نيك ناشى از آن نيز فناناپذير بوده، نزد پروردگار باقى است[114]، به‌هر حال آيات قرآن صريحاً بر محفوظ ماندن همه اعمال انسان ازنيك و بد نزد خداوند دلالت دارد (بقره/2، 272، 281؛ آل‌عمران/3،180؛ كهف/18،49؛ زلزال /99،6 - 8) و به خصوصِ اعمال نيك او باقيات الصالحات گفته مى‌شود.[115] ظاهر بسيارى از آيات قرآن نيز دلالت دارد كه روز‌قيامت اعمال انسان اعمّ از نيك و بد در برابر وى حاضر مى‌گردد و پاداش و كيفر هركس با خود عملش داده مى‌شود[116]، بنابراين، اعمال نيك انسان باقيات الصالحات است.
مفسران نخستين در تفسير باقيات الصالحات به استناد برخى روايات، بيشتر بر مصاديقى چون تسبيحات چهارگانه: «سبحان‌الله و الحمدلله و لا إله إلاّ الله والله أكبر» [117] يا به همراه «لا حول و لا قوة إلاّ بالله العلى العظيم» [118] اذكار سه گانه «لا اله إلاّ الله،» «استغفرالله» و «صلى الله على محمد و آله» [119]، مطلق ذكر[120]، شهادت به يگانگى خدا و دورى از شرك[121]، نماز شب و تهجّد[122]، نمازهاى يوميه[123]، سخن نيكو[124]، نيّت‌درست[125]، هر كارى كه براى خدا انجام شود: «كل ما أُريد به وجه اللّه» [126]، دوستى اهل‌بيت(عليهم السلام)[127] و دختران صالح[128] تكيه كرده‌اند. از اين ميان رواياتى كه در آن باقيات الصالحات به تسبيحات اربعه تفسير شده سهم بيشترى دارد[129] و ازاين‌رو اين تفسير به گروه زيادى از مفسران نسبت داده شده است.[130] برخى نيز براى اثبات درستى اين تفسير با استناد به همين روايات از عموم الباقيات الصالحات دست برداشته و كتاب مستقلّى در اين زمينه تدوين كرده و سرّ فضيلت و اهميت اين كلمات را، در برداشتن همه اسما و صفات جلال و جمال پروردگار دانسته‌اند.[131] در پاره‌اى از منابع، باقيات الصالحات به عنوان اسم خاصى (عَلَم) براى تسبيحات اربعه به كار برده شده است.[132] شهيد اول رساله‌اى كوتاه با عنوان الباقيات‌الصالحات در تفسير تسبيحات اربعه نگاشته و اين كلمات نورانى را دربردارنده اصول پنج‌گانه توحيد، عدل، نبوّت، امامت و معاد مى‌داند و معتقد است هركس به (حقيقت) اين كلمات برسد به ايمان كامل كه همان باقيات‌الصالحات است دست يافته است.[133] بياضى اين رساله را با عنوان الكلمات النافعات فى شرح الباقيات‌الصالحات شرح كرده است.[134] با اين حال دليلى بر تخصيص عموم آيه در دست نيست[135] و روايات مورد استناد آن دسته از مفسران نيز همگى يا در حد تأكيد بر اهميت و پاداش بيشتر بعضى مصاديق مانند تسبيحات اربعه بوده[136]، يا از باب مثال و جرى و تطبيق[137] است، به هر روى مشهور مفسران در تفسير آن از موارد متنوع و متعددى نام برده‌اند كه نشان اطلاق و عموميت معناى آن است. آنان در تفسير باقيات الصالحات از ايمان، عمل صالح، صفات پسنديده، عبادات[138] و در تعبيرى عام همه رفتارها و حالات نيك نام برده‌اند و براى استدلال بر نظر خويش افزون بر عموم «الباقيات‌الصالحات» برخى به روايت ابن‌عباس نيز استشهاد جسته‌اند.[139] در اين روايت از ذكر خدا، درود بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خاندان او، نماز، روزه، حجّ، صدقه، آزادى بردگان، جهاد، صله رحم و در پايانْ همه كارهاى نيك به عنوان مصاديق باقيات‌الصالحات ياد شده است.[140] گزارش اقوال متفاوت در نقلهاى مختلف از ابن‌عباس تأييدى ديگر بر عموميت آيه است.[141] صرف نظر از آنچه گذشت اطلاق آن دسته از آيات كه دلالت دارد هرآنچه نزد خداست ماندنى است: «ما عِندَ اللّهِ باق» (نحل/16، 96 و نيز قصص/28، 60‌؛ شورى/42، 36) و عموم آياتى كه از محفوظ ماندن پاداش ايمان و عمل* صالح در نزد خداوند سخن مى‌گويد: «إِنَّ الَّذين ءَامَنوا و عَمِلوا الصّلحتِ ... لَهم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهم» (بقره/2،277 و نيز بقره/2، 62‌، 112، 262، 274؛ آل‌عمران/3،199) گواه روشنى بر عموم «الباقيات الصالحات» است.
عرفا و اخلاق‌پژوهان در تفسير آن به اخلاص در عمل و صداقت در نيّت[142]، خيرخواهى براى خلق[143]، علم و آزادگى و فضايل اخلاقى[144]، امور ماندنى پس از مرگ[145] و كارهاى مطابق با حكم عقل[146] اشاره كرده‌اند كه به رغم اختلاف در تعبير همگى نمايانگر عموميت آيه بوده، با تفسير مشهور منافاتى ندارد. در روايتى منسوب به امام صادق(عليه السلام)نيز باقيات الصالحات با رويكردى اخلاقى و عرفانى به آموزه توحيد كه همانند خداوند، جاودان است تفسير شده است.[147]
باقيات‌الصالحات در عرف عامه مسلمانان در معنايى محدودتر از آنچه گذشت يعنى آثار نيك عام المنفعه (مانند ساختن مسجد، مدرسه و...) به‌كار مى‌رود. اين اصطلاح به نوشته‌هاى برخى فقها و اخلاق پژوهان نيز راه يافته است.[148] ابن عربى با اشاره به همين معنا در تفسير باقيات الصالحات به روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)استشهاد مى‌كند كه مى‌فرمايد: نامه اعمال انسان جز در مورد خدمات مالى ماندگار، علم و دانش گسترده شده ميان مردم كه از آن بهره برده مى‌شود و فرزند صالح با مرگ وى بسته مى‌شود[149]، افزون بر‌اين در رواياتى پرشمار، قرآنى كه انسان از خود باقى بگذارد و تلاوت شود، نهر آبى كه جارى كند، مسجد و كاروانسرايى كه بسازد، نهالى كه بكارد، روش نيكويى كه پايه‌گذارى كند  (سنة‌حسنة) و وقف به عنوان كارهايى ياد شده است كه بهره‌اش پس از مرگ به انسان مى‌رسد[150]؛ ولى در هيچ يك از اين روايات از موارد ياد شده به عنوان باقيات‌الصالحات ياد نشده، هر چند در عموم آن داخل است.

ويژگيها و پيامدها:

روى آوردن به باقيات‌الصالحات نشان برخوردارى از توفيق و هدايت ويژه الهى بوده:[151]«و يَزيدُ اللّهُ الَّذين اهتَدَوا هُدًى و البـقِيـتُ الصّـلِحـتُ‌...» (مريم/19،76) آنها بهترين توشه انسان براى جهان آخرت (خيرٌ‌... ثوابًا) و خداوند خزانه‌دار آنها وصف شده است (عند ربّك) و ازاين‌رو انسان بدون هيچ كاستى پاداش آنها را در جهان ديگر مى‌يابد.[152] ارزشهاى معنوى ماندگار از ديدگاه قرآن شايسته دلبستگى و اميد (خَيرٌ أَملاً)، و فرجام نيكو (بهشت)[153] است (خيرٌ مَرَدًّا)، زيرا انسان بدون شك به پيامدهاى مثبت آنها كه رحمت و كرامت و ثواب الهى است در جهان ديگر خواهد رسيد[154] واز سوى ديگر برخى تقابل «المال و البنون» و «الباقيات الصالحات» را بدين معنا دانسته‌اند كه تنها كارهاى نيك اخروى از ويژگى خير و فايده برخوردار است. آنها در حالى جاودان و هميشگى و در نتيجه شايسته اميد است كه نعمتهاى دنيا همواره رو به زوال و نابودى است[155]، زيرا هر چند واژه «خير» اسم تفضيل است؛ ولى در اين آيه براى تفضيل به كار برده نشده است؛ نظير آيه 54 اسراء/17: «رَبُّكُم أَعلَمُ بِكُم» و 27 روم/30: «هُوَ‌أَهوَنُ عَلَيه» [156] و طرف مقابل (مال و فرزندان با ديد مادّى) در مقايسه با باقيات الصالحات فاقد خير و خير بودن ويژه باقيات الصالحات است[157] يا آنكه با توجّه به پندار مشركان كه مال و فرزندان را خير مى‌پنداشتند در آيه اسم تفضيل به كار رفته است، بنابراين معناى آيه چنين خواهد شد كه باقيات الصالحات نسبت به آنچه شما آن را خير مى‌پنداريد خير بيشترى در پى دارد.[158] نقش و جايگاه ويژه اين مفهوم قرآنى در ادعيه و مناجاتها نيز انعكاس گسترده‌اى داشته است. در برخى دعاها از خداوند به عنوان سرپرست و نگهدارنده باقيات الصالحات (ولىّ الباقيات الصالحات) ياد شده[159] و توفيق انجام دادن آنها از خداوند خواسته شده است.[160]

منابع

اضواء البيان فى ايضاح القرآن بالقرآن؛ اقبال الاعمال؛ انوار التنزيل و اسرار التأويل، بيضاوى؛ بحارالانوار؛ البحر‌المحيط فى التفسير؛ البرهان فى تفسير القرآن؛ البلد الامين والدرع الحصين؛ بيان‌السعادة فى مقامات العباده؛ پيام قرآن؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير العياشى؛ تفسير القرآن العظيم، ابن‌ابى حاتم؛ تفسير القرآن العظيم، ابن‌كثير؛ تفسيرالقمى؛ التفسير الكبير؛ تفسير مخزن العرفان فى علوم القرآن؛ تفسير منهج الصادقين؛ جامع البيان عن تأويل آى القرآن؛ جامع السعادات؛ جامع الشتات؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ جزء فى تفسير الباقيات الصالحات؛ حقائق التفسير؛ عناية القاضى و كفاية الراضى؛ حاشية القونوى على تفسير البيضاوى؛ الدر المنثور فى التفسير بالمأثور؛ الذريعة الى تصانيف الشيعه؛ رحمة من الرحمن فى تفسير و اشارات القرآن؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ شرح ابن‌عقيل على الفية ابن‌مالك؛ صحيح مسلم بشرح النووى؛ الصراط المستقيم الى مستحق التقديم؛ فتح القدير؛ الفرقان فى تفسير القرآن؛ كتاب الخصال؛ الكشاف؛ كشف الاسرار و عدة الابرار؛ كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال؛ لسان العرب؛ لطائف الاشارات؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ مجمع البحرين؛ المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء؛ المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز؛ المزار الكبير؛ المصباح فى الادعية و الصلوات و الزيارات؛ المصباح المنير؛ معجم مقاييس اللغه؛ معراج السعاده؛ المغنى والشرح الكبير؛ من لا يحضره الفقيه؛ مفتاح الفلاح فى عمل اليوم والليله؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الميزان فى تفسير القرآن.
سيد عبدالرسول حسينى‌زاده



[108]. مقاييس اللغه، ج‌3، ص‌303؛ لسان العرب، ج‌7، ص‌384؛ المصباح، ص‌345، «صلح».
[109]. مفردات، ص‌139، «بقى».
[110]. مجمع‌البيان، ج‌5‌، ص‌286؛ التفسير الكبير، ج‌18، ص‌42.
[111]. تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269؛ الدرالمنثور، ج‌7، ص‌344؛ فتح القدير، ج‌4، ص‌536‌.
[112]. التبيان، ج7، ص52‌؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269؛ التفسيرالكبير، ج21، ص‌248؛ مفتاح‌الفلاح، ص‌11.
[113]. التفسير الكبير، ج‌21، ص‌131.
[114]. مخزن العرفان، ج‌8‌، ص‌39.
[115]. الميزان، ج‌13، ص‌319؛ پيام قرآن، ج‌6‌، ص‌116؛ الفرقان، ج‌4‌ـ‌5‌، ص‌105.
[116]. الميزان، ج‌1، ص‌92‌ـ‌93؛ ج‌2، ص‌180؛ پيام قرآن، ج‌6‌، ص‌115.
[117]. تفسير قمى، ج‌2، ص‌27؛ جامع البيان، مج‌9، ج‌15، ص‌316 به بعد؛ الدرالمنثور، ج‌5‌، ص‌396 - 399.
[118]. جامع‌البيان، مج9، ص15، ص318؛ روض‌الجنان، ج12، ص361؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269.
[119]. جامع‌البيان، مج9، ج15، ص318؛ منهج الصادقين، ج‌5‌، ص‌358.
[120]. جامع البيان، مج‌9، ج‌15، ص‌315.
[121]. كشف الاسرار، ج‌5‌، ص‌695‌.
[122]. تفسير عياشى، ج‌2، ص‌327؛ التبيان، ج‌7، ص‌52‌؛ روض الجنان، ج‌12، ص‌362.
[123]. جامع البيان، مج‌9، ج‌15، ص‌315؛ مجمع البيان، ج‌6‌، ص‌731.
[124]. تفسير ابن‌ابى حاتم، ج‌7، ص‌2364؛ روض الجنان، ج‌12، ص‌362؛ التفسير الكبير، ج‌21، ص‌131.
[125]. كشف‌الاسرار، ج5‌، ص696‌؛ روض‌الجنان، ج‌12، ص‌362؛ روح المعانى، مج‌9، ج‌15، ص‌414.
[126]. تفسير ابن‌ابى حاتم، ج‌7، ص‌2365؛ الكشاف، ج‌2، ص‌725؛ الدرالمنثور، ج‌5‌، ص‌399.
[127]. مجمع البيان، ج‌6‌، ص‌731؛ بحار الانوار، ج‌23، ص‌250؛ البرهان، ج‌3، ص‌640‌ـ‌641‌.
[128]. مجمع البيان، ج‌6‌، ص‌731؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌270.
[129]. جامع‌البيان، مج‌9، ج‌15، ص‌315-318؛ تفسير ابن‌كثير، ج‌3، ص‌90‌ـ‌91؛ البرهان، ج‌3، ص‌639‌ـ‌640‌.
[130]. تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269؛ البحرالمحيط، ج‌7، ص‌186؛ اضواءالبيان، ج‌4، ص‌85‌.
[131]. الباقيات الصالحات، ص‌28 - 60‌.
[132]. المصباح فى الادعيه، ج‌1، ص‌22، 66‌؛ البلد الامين، ص‌31، 52‌، 163.
[133]. المصباح فى الادعيه، ج‌1، ص‌277؛ الذريعه، ج‌3، ص‌12.
[134]. الذريعه، ج‌18، ص‌120؛ الصراط المستقيم، ج‌1، ص‌9.
[135]. جامع‌البيان، مج9، ج15، ص318ـ319؛ فتح القدير، ج3، ص290.
[136]. التفسير الكبير، ج‌21، ص‌248؛ مجمع البحرين، ج‌1، ص‌230.
[137]. عناية القاضى، ج‌6‌، ص‌184؛ حاشيه قونوى، ج‌12، ص‌95؛ الميزان، ج‌13، ص‌319.
[138]. مجمع البيان، ج‌6‌، ص‌731؛ التفسير الكبير، ج‌21، ص‌248؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269.
[139]. المحررالوجيز، ج10، ص408؛ روح‌المعانى، مج9، ج15،ص414.
[140]. جامع‌البيان، مج9، ج15، ص318؛ روض‌الجنان، ج‌12، ص‌362؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269.
[141]. المحرر الوجيز، ج‌10، ص‌408.
[142]. حقائق التفسير، ج‌1، ص‌411؛ لطائف الاشارات، ج‌4، ص‌68‌.
[143]. حقائق التفسير، ج‌1، ص‌411.
[144]. جامع السعادات، ج‌2، ص‌359؛ المحجة البيضاء، ج‌6‌، ص‌124.
[145]. المحجة البيضاء، ج‌6‌، ص‌124؛ جامع السعادات، ج‌2، ص‌360.
[146]. بيان السعاده، ج‌2، ص‌466.
[147]. حقائق التفسير، ج‌1، ص‌411.
[148]. معراج‌السعاده، ص‌333؛ جامع الشتات، ج‌4، ص131؛ المغنى، ج‌2، ص‌428؛ صحيح مسلم، ج‌1، ص‌90.
[149]. رحمة من الرحمن، ج‌3، ص‌15؛ كنز العمال، ج‌15، ص‌952.
[150]. من لا يحضره الفقيه، ج‌1، ص‌185؛ الخصال، ص151، 323؛ كنزالعمال، ج‌15، ص‌952‌ـ‌956.
[151]. الميزان، ج‌14، ص‌102.
[152]. الميزان، ج‌14، ص‌102.
[153]. التفسير الكبير، ج‌21، ص‌131؛ تفسير بيضاوى، ج‌3، ص‌501‌؛ الميزان، ج‌13، ص‌319.
[154]. الميزان، ج‌14، ص‌102.
[155]. التفسير الكبير، ج‌21، ص‌131.
[156]. شرح ابن‌عقيل، ج‌1، ص‌182؛ الباقيات الصالحات، ص‌28.
[157]. تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269؛ الباقيات الصالحات، ص‌28.
[158]. التفسير الكبير، ج‌21، ص‌131؛ تفسير قرطبى، ج‌10، ص‌269.
[159]. المزار، ص‌92؛ بحارالانوار، ج‌97، ص‌218؛ ج‌91، ص‌124.
[160]. اقبال الاعمال، ج‌2، ص‌225؛ بحار الانوار، ج‌97، ص‌218؛ ج‌88‌، ص‌80‌، 92.

مقالات مشابه

تأثير نيت بر ارزش اخلاقي عمل از ديدگاه قرآن كريم

نام نشریهقرآن شناخت

نام نویسندهمحمود رجبی, محمد باقريان خوزاني

فرایند شکل‌گیری نظام عمل صالح از منظر قرآن و روایات

نام نشریهآموزه های قرآنی

نام نویسندهسهیلا پیروزفر, مرتضی ایروانی نجفی, فاطمه مولودی

آسيب شناسي عمل صالح در قرآن

نام نشریهفصلنامه مشکوة

نام نویسنده زينب غلامي - بي بي حكيمه حسيني

کردار نیک و گفتار نیک از نظر گاه اسلام و زرتشت

نام نشریهمطالعات قرآنی (فدک سابق)

نام نویسنده سوسن آل رسول - فاطمه شیرزاد جلالی

القرآن دعوة للعمل لادعوة للإسترخاء

نام نشریهالمعارج

نام نویسندهعبد المجید الحر