معرفی توصیفی «شبهات و ردود حول القرآن الکریم»

پدیدآورحسن حکیم باشی

نشریهفصلنامه پژوهشهای قرآنی

تاریخ انتشار1388/01/26

منبع مقاله

کلمات کلیدیامام مدي(عج)

share 115 بازدید
معرفی توصیفی «شبهات و ردود حول القرآن الکریم»

حسن حکیم باشی
شبهات و ردود حول القرآن الكریم. محمدهادی معرفة، مؤسسة التمهید، قم المقدسة، الطبعة الاولي، 1423هـ، 2002 م، 608ص.
آیة الله محمدهادی معرفت از چهره های برجسته و شناخته شده در عرصه فقه و تفسیر و قرآن پژوهی است كه ده ها سال به تلاش علمی و تدریس و تألیف در این سه زمینه همت گماشته و از رهاورد این پویش علمی ده ها كتاب ومقاله به زبان عربی و فارسی به رشته تحریر درآورده است كه برخی از آنها مهم ترین منابع در زمینه مربوطه هستند. در عرصه قرآن پژوهی كتابهای «التمهید فی علوم القرآن» و «التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب» و دیگر كتابهای استاد را می توان برجسته ترین اثر عالمان شیعی در طول تاریخ متون اسلامی درباره علوم قرآنی به شمار آورد. سخن در توصیف شخصیت و شرح حال زندگی علمی استاد و معرفی آثار و تألیفات ایشان مجالی فراخ تر می طلبد.
اینك در این مجال كوتاه، در پی بررسی و معرفی اثر تازه قرآنی ایشان با عنوان «شبهات و ردود حول القرآن الكریم» هستیم. این كتاب كه به تازگی و پس از سالها تلاش سخت كوشانه استاد انتشار یافته موسوعه ای ازمهم ترین شبهات وارده بر ساحت قدسی قرآن كریم است كه در طول سده های تاریخ اسلامی از سوی قرآن پژوهان و مستشرقان عرضه شده است. در این میان به جای بررسی های پیرامونی همچون استقراء و استقصای شبهات و پارینه شناسی خاستگاه و آغاز پیدایش هر شبهه یا نخستین مطرح كنده آن، به اصل موضوع و گزیده ترین پاسخ با استوارترین روش پرداخته شده، چنان كه از میان انبوه شبهه ها و خرده گیری های خرد و كلانی كه در اینجا و آنجا دیده می شود، به بایسته ترین ها بسنده شده است.
كتاب یادشده به لحاظ پرداختن تخصصی و اختصاصی به شبهات پیرامون قرآن، نخستین كتاب از این دست در تاریخ شیعه بوده كه به حق باید انتشار آن را نقطه عطفی در تاریخ تحقیقات قرآنی و بشارتی عظیم برای ره پویان این رشته علمی به شمار آورد.
اینك پیش از معرفی این اثر، شایسته است نیم نگاهی به دیدگاه كلی استاد در زمینه شبهه و شبهه پردازی بیفكنیم.

شبهه و روش برخورد با آن

استاد معرفت، شبهه را امری پسندیده و بایسته می داند كه ضامن پیشرفت كاروان علم و دانش و روند تحقیق و پژوهش است:
«شبهه به طور مطلق، یكی از نعمتهای الهی است. اساساً اگر شبهه در كار نبود دانشی هم وجود نمی داشت. دانشمند پس از شك به دنبال تحقیق می رود. یك فقیه نیز فقط پس از شك در آراء فقهای پیشین به سراغ تحقیق می رود وگرنه مانند بسیاری از فقها تقلیدگونه عمل می كند… اساساً شبهه مایه پیشرفت است وكسی كه شبهه نمی كند یعنی حركت علمی در وجود او حالت ایستادگی دارد. ازامام صادق(ع) سؤال كردند كه اگر در برخی مسائل برای ما شبهاتی ایجاد شود، چه باید كرد؟ ایشان می فرماید شبهه اگر در حدّ شبهه باشد جایز است؛ اما اگر این شبهه ها ما را به جهل رهنمون شوند، اشكال دارد».
ایشان فرهنگ موجود در جامعه مبنی بر تلقی مخاصمه جویانه از شبهه را تصوری نادرست و برخوردی نابایسته می داند.

شبهات وارده در باب قرآن

استاد معرفت، شبهات را شامل دو قسم كهن، مانند آنچه در آثار فخررازی و عبدالجبار معتزلی دیده می شود و شبهات جدید، همچون تشكیك در وحیانی بودن ساختار قرآن و تركیب كلامی لفظ آن می داند كه آیا متعلق به خداست یا ساخته پیامبر(ص) است كه مفاهیم را دریافت می كرده و خود در قالبی می ریخته است.
ایشان همچنین زمینه های ایجاد شبهه را به دو گروه داخلی و خارجی تقسیم می كند: یك؛ زمینه های خارجی مانند دیدگاه های مستشرقان كه قرآن را اساساً به عنوان وحی آسمانی باور ندارند و آن را ساخته و پرداخته پیامبر و برخاسته از هوش و نبوغ و ذكاوت و روشن اندیشی وی می دانند، لذا تضادهای خیالی قرآن با تاریخ یا علم را به دلیل اشتباه پیامبر می دانند كه اگر وحی الهی می بود خالی از اشتباه بود. و دیگر زمینه های داخلی شبهات كه به دلیل همگام نبودن برداشتهای مفسران از قرآن با روند پیشرفت علوم پدید آمده است.

شیوه پاسخگویی به شبهات

استاد معرفت از میان سه شیوه: «برخورد تكفیرآمیز و مرتدّ پنداری» و «مواجهه تحقیرآمیز» و «پاسخ به دور از دشمنی و با عطوفت و استدلال»، تنها شیوه سوم را درست می داند و می گوید:
«كسی كه سؤال دارد همانند فرد مریض است. آیا می توان به مردم گفت نباید مریض شوید. شبهه نیز یكی از درد و علت هاست. طبیب نباید فرد را به دلیل ابتلا به مرض شماتت كند؛ بلكه باید به دنبال درمان او باشد. به همین دلیل، كسی را كه شبهه دارد نباید معاند پنداشت».
ایشان این روش را شیوه معمول امامان اهل بیت(ع) در احتجاجات خود با دیگران دانسته و در این زمینه به اقدام امام حسن عسكری(ع) در برابر ابن اسحاق كندی فیلسوف مشهور مسلمان اشاره می كند كه تفكرات الحادی داشت و شش ماه درس خود را تعطیل كرده بود تا تناقضات قرآن را جمع آوری كند؛ امام توسط یكی از شاگردان به او پیغام داد كه: آن كسی كه قرآن، سخن اوست، اگر بگوید آنچه تو به عنوان اختلاف و تناقض می فهمی فقط برداشت تو است و من آن را قصد نكرده ام چه می كنی؟ كندی با شنیدن این سخن تكان دهنده همه كاغذهایی را كه در آن مدت گردآورده بود به آتش كشید.

كتاب «شبهات و ردود حول القرآن الكریم»

نویسنده در مقدمه این كتاب، شبهات وارده از سوی معارضان را پنج قسم می داند كه از این قرارند: 1. الهام گیری قرآن از منابع زمینی و تعلیمات محیط پیرامون پیامبر و نداهای درونی وی، به دلیل ممكن نبودن فراگیری وحی مستقیم آسمانی از روی بشر زمینی مادی؛ 2. تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمان جاهلیت؛ 3. تناقض نمونی؛ 4. وجود اشتباهات تاریخی، ادبی و علمی؛ 5. احتمال راه یافتگی تحریف به قرآن.
بر همین اساس، مطالب كتاب در ضمن پنج باب تنظیم شده كه عبارتند از: هل للقرآن من مصادر، القرآن و ثقافات عصره، موهم الاختلاف و التناقض، هل هناك فی القرآن مخالفات، القصص القرآنی.
1. قرآن ومنابع زمینی: اشكال نخست، بیشتر از سوی مستشرقان و غالباً همراه با انگیزه های مغرضانه و از سر دشمنی و گاه انگیزه های سیاسی و استعماری ارائه شده و مستند ایشان نیز همگرایی ظاهری برخی از مطالب قرآن و عهدین بوده چنان كه از برخی آیات قرآن نیز بر می آید؛ مانند «إنّ هذا لفی الصحف الأولی» و «و إنّه لفی زبر الأولین» ، یا آیاتی كه آموزه های قرآن را یاد آشنای عالمان بنی اسرائیل معرفی می كند. كسانی چون تسدال، ماسیه، اندریه، لامنز، گلدزیهر، نولدكه و… قرآن را برگرفته از متون كهن و منابع دینی یهود همچون تلمود دیده اند. قرآن اما، دلیل این همگرایی و همگونی را تنها این حقیقت می داند كه آیینهای ابراهیمی همگی سرازیر از یك منبع هستند و همه آموزه های آنها در راستای كلمه توحید و اعمال صالح و مكارم اخلاق است. چنان كه شواهد تاریخی اتخاذ برخی از برخی دیگر را نفی می كند و از نظر عقل نیز احتمال اتفاقی بودن و تصادفی بودن این همگونی و همگرایی ناممكن است.(صفحه 3 تا 29)
نویسنده بر حقانیت پیامبر و وحیانی بودن قرآن، دلایل بسیاری اقامه كرده مستندات معارضان را پاسخ می گوید. و در ادامه با مقایسه تطبیقی معارف قرآن در عرصه های توحید، صفات خدا، انسان شناسی، ویژگیها و امتیازات انسان، منزلت و جایگاه والای وی، مقام پیامبران و سیره و تاریخ ایشان، با آنچه دركتب عهدین آمده، به این نتیجه می رسد كه هرگز نمی تواند منبع قرآن، تورات وانجیل تحریف شده موجود در دسترس پیامبر باشد.
نویسنده در فصل دیگری به تفصیل، داستان طوفان نوح در تورات و قرآن را به مقایسه می نشیند و فرضیه جهان شمول بودن آن را نقد می كند. (صفحه 29 تا 51)
در ادامه باب اول و در ادامه بررسی تاریخ انبیا در قرآن و انجیل و تورات، این موضوعات بررسی شده اند:
پدر واقعی ابراهیم، تارح یا آزر. فرزند قربانی ابراهیم؛ اسماعیل یا اسحاق. كشتی یعقوب با خدا. عبور بنی اسرائیل از دریا. داستان گوساله و سامری. هویت واقعی قارون. حركت كوه بر فراز سر بنی اسرائیل. داود و همسر اوریا(صفحه 51 تا 78)
در ادامه همین فصل، گزارشهای انجیلها و قرآن درباره مریم، خواهر هارون و دختر عمران، نسبیت الوهیت به او، ولادت عیسی(ع)، كودكی و كهولت او، بشارت وی به آمدن پیامبر اسلام، و به صلیب كشیدن عیسی(ع) با یكدیگر مقایسه شده است. (صفحه 79 تا 109)
2. قرآن و فرهنگ زمانه: در باب دوم كتاب، از اتهام دیگری كه بر قرآن وارد ساخته اند مبنی بر اینكه قرآن بازتاب فرهنگ زمانه بوده به تفصیل پاسخ داده شده و مبارزه برنامه ریزی شده و زمان بندی شده اسلام علیه مسائلی چون تبعیض علیه زنان و برده داری به عنوان شاهد نادرستی این باور مطرح شده است. ادعا شده كه دیدگاه اسلام درباره زن تحت تأثیر فرهنگ حكم فرما بر جاهلیت عصر نزول بوده است. مؤلف محترم ضمن تبیین كرامت انسانی و جایگاه بلندی كه قرآن برای زن ـ همسان و برابر با مرد ـ قائل است، فلسفه تفاوت هایی را كه قرآن در برخی عرصه ها میان زن و مرد گذاشته مورد تحلیل قرار داده است. از جمله دلیل تفاوت دیه و ارث و شهادت زن با مرد را حكمت شگرف آفریدگار جهان به عنوان یگانه مرجع قانون گذاری می داند كه بر اساس مقتضیات متفاوت طبیعی و آفرینش این دو جنس بوده است. نویسنده همچنین پرسشهای مطرح شده درباره قضاوت زن، حق طلاق وی، مسأله حجاب، ضرب زن و مسأله چند همسری را به تفصیل پاسخ گفته است. و حكمت تعدّد همسران پیامبر گرامی اسلام را نیز بیان كرده است.(صفحه 137تا 174)
پس از آن تلاش قرآن و اسلام در جهت آزادسازی بردگان و نسخ رسم برده داری تبیین شده است. (صفحه 174 تا 186)
در ادامه همین باب، تفاوت گزاره های ناب و روشن قرآن در باب جنّ، حورالعین و باغهای بهشت با خرافات پوسیده جاهلی تبیین شده و سپس اعتراف قرآن به تأثیر سحر و دیدگاه قرآن در باب حقیقت دانش سحر و چشم زخم مورد تحلیل قرار گرفته است.(صفحه 202 تا 237)
3. تناقض نمونی قرآن: در سومین باب از كتاب، توهم متناقض نما بودن قرآن را كه از سده های نخستین تاریخ اسلام برای بسیاری روی داده و امامان اهل بیت(ع) نیز در مواردی به توضیح و رفع چنین شبهاتی پرداخته اند. در فصل سوم از كتاب پس از تحلیل علل و عوامل پیدایش ذهنیت یادشده موارد و نمونه های چندی از متناقض نمایی آیات قرآن مطرح و سپس بدان پاسخ داده شده است. ازجمله: بارگناه هر كسی بر دوش خود اوست یا بر دوش كسی كه او را به گمراهی افكنده، روز قیامت هزار سال یا پنجاه هزار سال، آفرینش آسمانها و زمین در دو روز یا شش روز، وجود پرسش و پاسخ در قیامت یا عدم آن، و تنظیم مقدّرات انسانها و مسأله اختیار. (صفحه 244 تا 286)
استاد معرفت در ادامه این باب به موضوع اختلاف قراءات و تأثیر آن در پیدایش اختلاف در قرآن پرداخته و دیدگاه ابن قتیبه صاحب «تأویل مشكل القرآن » را در این باب مورد نقد قرارداده است و نیز موارد و نمونه های دیگری از سخن ابن قتیبه را بررسی كرده است و در پایان به اشكالاتی كه قطب الدین راوندی دركتاب «الخرائج و الجرائح» آورده اشاره كرده است. (صفحه 286 تا 310)
4. ناسازگاری باعلم و تاریخ: در این باب با ردّ مخالفت و ناسازگاری قرآن با علم، نمونه های چالش برانگیز عرضه شده از سوی دانشمندان و معارضان مورد تحلیل ادبی و علمی و تفسیری قرار گرفته است. از جمله اشارات قرآن به جفت بودن همه آفریده ها، كوری دل، سخن گفتن مورچه، مراحل تكون جنین، شهابهای آسمانی و طرد شیاطین، آسمانهای هفت گانه وجو زمین، زمینهای هفت گانه و لایه های زمین، ذوالقرنین و چشمه سرخ در مغرب زمین، هویت واقعی هامان وزیر فرعون و چگونگی ساخته شدن برج او ، ادعاهای یهود درباره بسته بودن دست خدا، ادعای یهود مبنی بر پسر خدا بودن عزیر، یوسف و خزانه داری مصر و… كه معركه مجادلات بسیار میان مفسران و مورخان و مستشرقان است. (صفحه 312 تا 367)
در ادامه باب پنجم كتاب، خرده های ادبی را كه بر قرآن گرفته شده می بینیم؛ از جمله وجود اشتباه در تعبیر، عدم رعایت قواعد نحوی، عدم تطابق ضمیرها و مرجع ها و وصف ها با موصوف ها از جهت افراد و تثنیه وجمع و تذكیر و تأنیث در برخی موارد و… (صفحه 368 تا 417)
5. بازنگری داستانهای قرآن: نویسنده در پنجمین و آخرین فصل كتاب، پس از ذكر مقدمه ای اندر باب فایده داستان و داستان سرایی و روایتهای تاریخی و روش قصه پردازی در قرآن و ویژگیهای قصص قرآنی، به بررسی اهداف قرآن از آوردن قصه ها و فلسفه تكرار قصص در قرآن پرداخته و هنر تصویرگری و مكتب آزاد هنری آن را نمایانده، همچنین دیدگاه های برخی قرآن پژوهان عرب مانند محمد احمد خلف الله، طه حسین، علی عبدالرزاق و خلیل عبدالكریم و دیگر نواندیشان مسلمان را كه زبان قرآن را در نقل داستانها زبان تمثیل دانسته اند مورد نقد و تحلیل قرار داده و در پی اثبات این حقیقت برآمده كه قرآن هر چند از زبان هنر به بهترین شكل بهره برده و مكتب هنری ویژه برای خود داشته، اما همواره بر عنصر واقعیت پای فشرده و اساساً به عنوان یك منشور هدایت، نیازی به بهره وری از خیال پردازی نداشته است. (صفحه 418 تا 451)
استاد در ادامه در راستای اثبات حقیقت یادشده موارد بسیاری از داستانهای قرآن را مورد ریزنگری تاریخی ـ تطبیقی قرار داد است؛ مانند داستان فرزندان آدم، قوم عاد و ثمود و ناقه صالح، و اصحاب كهف و رقیم و هویت آنان. (صفحه 452 تا 468)
استاد، در ادامه فصل پنجم، به تفصیل سخن از موضوع جنجال برانگیز ذوالقرنین یا كورش دارد كه محورهای این بحث عبارتند از: هویت واقعی ذوالقرنین، هجوم او به سرزمین فارس یا مغرب خورشید، توقف او در ساحل دریای اژه در كنار چشمه سرخ رنگ (عین حمئه)، لشكركشی او به دیگر سرزمینها و هویت و موقعیت تاریخی و جغرافیایی قوم یأجوج و مأجوج و سدّ معروف آنان، تمدن بشری در عصر ذوالقرنین و فن آوری مورد استفاده در ساختن سدّ یأجوج و مأجوج یا سدّ تاریخی كورش.
در ادامه این پرسشها مطرح شده كه: آیا دیواره «دربند»، همان سدّ یأجوج و مأجوج است كه بعدها از سوی انوشیران بازسازی شد؛ آیا ذوالقرنین همان كورش است، آیا عبد صالح خدا هموست كه منشور حقوق بشر را پس از فتح سرزمین بابل ابلاغ كرد و بر لوح سنگی نقش بست. سپس شواهد تاریخی بر اثبات و نفی این فرضیه مطرح شده است. (صفحه 468 تا 530)
در پایان، به مناسبت، سخن از سدّ بزرگ مآرب و سازنده آن و همچنین دیوار چین رفته و ارتباط نداشتن آن با سدّ ذوالقرنین و یا اسكندر مقدونی اثبات شده و با نگاهی به تاریخ بنی اسرائیل در سرزمین مصر به پایان رسیده است. در آخر كتاب نیز فهرست آیات و فهرست مصادر و فهرست موضوعات درج گردیده است.
استاد معرفت در اثر ارجمند و مهم خود كه به حق دائرة المعارفی در این زمینه است از منابع گوناگونی در علوم تفسیر، حدیث، تاریخ، فقه، ادبیات، لغت، علوم قرآن، فرق، كلام، تاریخ تمدن، متون ادیان، معاجم و دائرة المعارف ها بهره جسته است.
بی تردید، به دلیل اهمیت فراوان و گستره موضوع این اثر، مجال چند و چون و بررسیهای وسیع تر و ژرف تر در بسیاری از مقوله های آن همچنان گشوده است، به امید آن كه آنچه از سوی استاد عرضه و ارائه شده فتح بابی در این مجال و مقال باشد و زمینه ساز تحقیقات و بررسیهای عالمانه و متتبّعانه دانشمندان و اندیشمندان گردد.
آنچه در این مقال گفته آمد، گزارشی توصیفی در معرفی این كتاب بود و نه گزیده یا چكیده مطالب آن، كه خود نیازمند اختصاص ده ها صفحه خواهد بود.
این كتاب از سوی تنی چند از محققان، در حال ترجمه به زبان فارسی است و بزودی شاهد انتشار آن خواهیم بود. چنان كه تاكونن ترجمه بخشهایی از آن به قلم نگارنده این سطور، در همین فصلنامه درج شده است.٭

پی نوشت‌ها:

٭ ر.ك: مقاله زن در قرآن و در فرهنگ زمان نزول ، (در دو بخش) شماره 26 ـ 25، بهار و تابستان 1380و 28 ـ27، پاییز و زمستان 1380؛ و نیزمقاله قرآن و دیگر آیینها و فرهنگها (در دو بخش) شماره های 31، پاییز 1381 و 32، زمستان 1381.

مقالات مشابه

بررسي برداشت‌هاي تفسيري علامه‌طباطبايي درباره آيات مربوط به لوح محفوظ

نام نشریهمطالعات تفسيري

نام نویسندهمحمدعلي وطن‌دوست, سيد مرتضي حسيني شاهرودي

عصمت تام قرآن و برون‌دادهاي آن

نام نشریهماهنامه معارف

نام نویسندهحمید رضا شاکرین

مصلحت‌انديشي قرآن كريم در اِخبار

نام نشریهقرآن شناخت

نام نویسنده محمدرضا امين - احمد واعظي

ساختار و گستره معارف قرآني

نام نشریهعلوم قرآن و حدیث( مطالعات اسلامی سابق)

نام نویسنده سيدمحمد مرتضوي - محمد سهيلي

بررسی اقتباس قرآن از تورات

نام نشریهدو فصلنامه قرآن پژوهی خاورشناسان

نام نویسنده علی نصیری - محمدحسین مدبر

سنت ادبی آغازیه و گونه های آن در قرآن

نام نشریهمشكوة

نام نویسندهغلام رضا معروف

چهار نکته درباره قرآن

نام نشریهسفینه

نام نویسندههادی مروی