تفسیر ساختاری سوره قلم

پدیدآورمحمد خامه گر

نشریهمجله رشد ( آموزش قرآن )

شماره نشریه3

تاریخ انتشار1389/02/19

منبع مقاله

share 692 بازدید
تفسیر ساختاری سوره قلم

محمد خامه گر
اهمیت تفسیر

قرآن کریم در طول قرن‏های متمادی مورد توجه به ویژه مسلمانان بوده است و عالمان و متفکران اسلامی از جوانب متفاوت روی آن کار کرده‏اند و آثار بزرگی پی نهاده‏اند.
عشق و علاقه وافر مسلمانان برای پی بردن به اسرار و معانی عمیق این کتاب الهی، از همان روزهای نخست، آنان را به تفسیر قرآن علاقه‏مند ساخت.تفسیر قرآن به معنای«تبیین مراد خداوند، و پرده‏گیری از محتوای آیات»با فرمان الهی به پیامبر که فرمود:«و انزلنا الیک الذکر لتبین ما نزل الیهم...» 1 ، آغاز شد و با پرسش‏ها و جست‏وجوهای صحابیان و دیگر مسلمان گسترش یافت.اهتمام مسلمانان به تفسیر قرآن تا بدان‏جا ادامه یافت که به گفته مصطفی صادق رافعی:«از زمانی که تاریخ به وجود آمده است، در همه تاریخ عالم کتابی شناخته نشده است که به اندازه قرآن یا نزدیک به آن، شرح و تفسیر بر آن نگاشته یا تألیف و تصنیف درباره‏اش شده باشد.» 2

روش‏های تفسیری

تفسیر در گذرگاه زمان چهره‏های گوناگونی به خود گرفته و انواع و اقسام گوناگونی پیدا کرده است.قرآن‏پژوهان روش‏های تفسیری را از چند جنبه تفکیک و شناسایی کرده‏اند. اگر از جنبه چگونگی نگرش و به کارگیری منابع تفسیر به مطالعه روش‏های تفسیری پرداخته شود، می‏توان روش‏هایی همچون «تفسیر نقلی»، «تفسیر قرآن به قرآن»، «تفسیر شهودی»و«تفسیر اجتهادی»را از زمره روش‏های رایج تفسیری به شمار آورد.
با توجه به تأثیری که علوم گوناگون در برداشت‏های تفسیری دارند، و میزان توجهی که به دستاوردهای یک علم خاص در مطالعات تفسیری وجود دارد نیز، می‏توان برای تفسیر انواع گوناگونی همچون:تفسیر کلامی، فلسفی، ادبی، فقهی، تجربی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، تربیتی و عرفانی برشمرد.
نوع برخورد و تعامل مفسر با چنین آیاتی در مصحف نیز زمینه‏ساز ایجاد روش‏های تفسیری متفاوتی شده است.«تفسیر ترتیبی»، «تفسیر نزولی»و«تفسیر موضوعی»سه روش تفسیری متفاوت از این منظر هستند.
حتی سبک پردازش تفسیرها نیز مقسمی برای شناخت تفسیر قرار گرفته است و بر این اساس تفسیر مزجی، تفصیلی و نکته‏پردازانه از روش‏های تفسیری شمرده شده‏اند.

تفسیر ساختاری

قرآن‏پژوهان در چند دهه اخیر از زاویه دیگری به تفسیر قرآن نگریسته‏اند و معتقدند که این روش نو کمک شایان توجهی به درک مفاهیم قرآن کریم می‏کند.این روش که به تفسیر ساختاری قرآن شهرت یافته است، سوره‏های قرآن را از منظر رابطه آیات با غرض اصلی سوره مطالعه می‏کند.
«تفسیر ساختاری قرآن»مبتنی بر پذیرش نظریه ساختار هندسی سوره‏های قرآن است.نظریه ساختار هندسی سوره‏ها بر این نکته پافشاری می‏کند که هر سوره، یک هدف اصلی دارد و محتوای سوره با محورها و فصل‏های فرعی قابل تفکیک است.هر دسته از آیات به لحاظ تناسب درونی و ارتباط نزدیکی که با یکدیگر دارند، در یک فصل مشخص قرار می‏گیرند.این فصل‏ها در یک نکته اصلی و اساسی که هدف و غرض اصلی سوره را تشکیل می‏دهد، مشترکند.بنابراین لازمه پذیرش نظریه ساختار هندسی سوره این است که به ارتباط ارگانیک و منطقی آیات با یکدیگر معتقد باشیم، به گونه‏ای که بتوان در یک نمودار درختی همه آیات را از طریق فصل‏ها و عنوان‏های فرعی، به یک عنوان و موضوع که غرضاصلی سوره است، متصل کرد. استاد محمد محمد مدنی ریاست دانشکده الهیات الازهر، این روشن را بهترین راه برای فهم معانی آیات می‏داند و می‏گوید: «هر سوره از سور قرآن کریم، دارای جان و روحی است که در کالبد آیات آن سوره جریان دارد و این روح بر مبانی و احکام و اسلوب آن سوره سلطه و اشراف دارد.
معانی و مفاهیم قرآن کریم باید از این منظر و روش نگریسته شود و این روش برای مطالعه و بررسی قرآن کریم سودمندتر از آن است که آیات آن یکی پس از دیگری مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند.اگر کسی جمله‏ها و آیات یا کلمات و یا احیانا حروف آن‏ها را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهد تا از رهگذر چنین مطالعه‏ای سراسر آن را اجمالا یا تفضیلا بررسی کند، چنین مطالعه‏ای پریشان و از هم گسیخته، نمی‏تواند به او در جهت بازیافتن شکوه و عظمت و زیبایی چهره و سیمای سوره مدد رساند.» 3

پیامدها

نگاه ساختاری به سوره‏ها، ما را کمک می‏کند تا شخصیت هر سوره را نمودار سازیم و پیام کلی آن را دریابیم.از رهگذر ترسیم ساختار سوره‏های قرآن، افق‏های جدیدی در اعجاز قرآن کریم گشوده می‏شود و به شبهات خاورشناسانی که پراکندگی موضوعی آیات سوره‏ها را از عیب‏ها و نقص‏های قرآن برشمرده‏اند، پاسخ داده می‏شود.و روشی نوین و آسان برای آشنا کردن نسل جوان با مفاهیم قرآن نمایان می‏شود، به گونه‏ای که می‏توان در سایه این روش ترجمه و تفسیری جذاب و روان برای جوانان تدوین کرد.

گام‏ها

1.در این سبک ابتدا به معرفی سوره و بیان ویژگی‏های آن از جمله، مکی یا مدنی بودن، فضای نزول و شأن می‏پردازیم.
2.سپس غرض اصلی سوره را با استناد به روش‏ها و راهکارهای علمی کشف می‏کنیم.از آن‏جا که فرایند کشف غرض سوره از حساسیت خاصی برخوردار است، باید همه قرائن و شواهد موجود در یک سوره را بررسی کنیم و غرضی که بیش‏ترین تناسب را با سیاق سوره و ویژگی‏های ممتاز آن دارد، برگزینیم و سپس آن را در یک جمله کوتاه ارائه کنیم.
3.پس از آن که غرض اصلی سوره با دقت تمام تعیین شد، گزارشی از محتوای سوره، براساس فصل‏بندی‏های مشخص و مرتبط آغاز می‏کنیم.فصل‏ها را براساس جداسازی مجموعه آیاتی که همگی یک موضوع و مقصد کاملا مشخص را دنبال می‏کنند، انتخاب می‏کنیم.مجموعه فصل‏ها در یک ترتیب منطقی، باید غرض سوره را پوشش دهند و ابعاد گوناگون آن را محقق کنند.
4.آن‏گاه به ترجمه و تفسیر آیات می‏پردازیم.در ابتدای هر فصل عنوان کلی و آیات مرتبط با آن ذکر می‏شود و پس از ترجمه آیات، به سیر حرکت سوره در آن موضوع اشاره می‏شود و روابط آیات با یکدیگر و با عنوان فصل تبیین می‏شود.
5.همگام با ترسیم ارتباط آیات، نکات عمیق و لطائف قرآنی از نظر دور نمی‏مانند و پیام‏ها و درس‏های آموزنده قرآنی گوشزد می‏شوند.
6.در انتها خلاصه‏ای از تفسیر سوره و ارتباط آیات آن، در یک نمودار درختی ترسیم می‏شود تا خواننده با یک نگاه، به غرض سوره و موضوعات مطرح شده در آن پی ببرد.
برای آن‏که نمونه‏ای از این روش نوین تفسیری ارائه کرده باشیم، توجه شما را به«تفسیر ساختاری سوره مبارکه قلم»جلب می‏کنیم.گفتنی است که برای رعایت اختصار، از ذکر آیات و ترجمه آن‏ها اجتناب شده و تنها به نشانی آیات بسنده شده است.

ساختار هندسی سوره«قلم» 4

1.غرض سوره و دلایل انتخاب آن

سوره قلم در شرایطی نازل شد که پیامبر دعوت خود را علنی کرده بود و همگان از محتوای رسالت وی مطلع شده بودند.از این‏رو مشرکان همه تلاش خود را برای سرکوب دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و سلّم و به سازش کشاندن وی به کار می‏بردند؛از جمله انبوهی از تهمت‏ها و شایعات را علیه وی سامان دادند که از بارزترین آن‏ها تهمت جنون و تأثیرپذیری پیامبر از جن‏ها بود.
این سوره رسول خدا صلّی اللّه علیه و سلّم را به دنبال تهمت‏های ناروایی که مشرکان به وی زده بودند و او را دیوانه خوانده بودند، تسلی‏ می‏دهد و ضمن دعوت او به صبر، بر ناکامی و شکست مشرکان در دنیا و خواری و ذلت آن‏ها در آخرت تأکید می‏کند.به عبارت بهتر، «بیان ناکامی تهمت‏زنندگان به پیامبر»، محور اصلی و مرکز ثقل سوره مبارکه قلم است و از این طریق پیروزی نهایی حق بر باطل نشان داده شده است.دلایلی که محوریت این غرض را ثابت می‏کند، عبارتند از:

1/1.آیات آغازین و پایانی سوره

سوره«قلم»با آیاتی درباره نفی تهمت جنون از پیامبر و اثبات برتری او بر مشرکان آغاز می‏شود.آیات پایانی آن نیز به حسرت و ناکامی مشرکان اشاره می‏کند و بار دیگر سخنان مشرکان را درباره مجنون بودن پیامبر نقل می‏کند و بر حقانیت قرآن و پیامبر مهر تأئید می‏زند.
آیات ابتدایی و انتهایی هر سوره نقشی محوری در کشف غرض سوره دارند و با عنایت به هماهنگی خاص و معنادار ابتدا و انتهای سوره قلم، می‏توان نتیجه گرفت که غرض اصلی این سوره با نفی جنون از پیامبر و ناکامی مخالفان او مرتبط است و مجموع سوره در صدد اثبات این نکات است.

2/1.داستان‏های سوره

در سوره مبارکه قلم، داستان باغداران ثروتمند ذکر شده است.در این داستان، سرانجام ذلت‏بار ستمگرانی که سرمست از باده قدرت، به تحقیر دیگران می‏پردازند، به زیبایی بیان شده است(سنسمه علی الخرطوم)و بدین‏سان ناپایداری قدرت کاذب مشرکان را یادآور می‏شود.از آن‏جا که همیشه بین محور داستان و غرض سوره، هماهنگی و همخوانی وجود دارد، می‏توان نتیجه گرفت که هدف اصلی این سوره«ترسیم ناکامی مشرکان»است.

2.تفسیر سوره«قلم»

سوره مبارکه«قلم»به منظور نشان دادن ناکامی و سرافکندگی دشمنان پیامبر مطالب خود را در چند فصل بیان می‏کند و در هر فصل با گشودن بابی جدید، چهره تازه‏ای از فلاکت و گمراهی مشرکان را به تصویر می‏کشد.بدین ترتیب پیامبر و مؤمنان را دلداری می‏دهد.

فصل اول:دلایل نفی جنون از پیامبر(آیات 1 الی 9)

آیات نخستین سوره به بررسی اتهام جنون و اثبات بی‏پایگی آن اختصاص دارد.ابتدا با قسم به قلم‏هایی که حقایق را می‏نویسند، بر مبرا بودن پیامبر از هر گونه عیب و نقصی تأکید می‏کند.سپس چهار دلیل قاطع بر رد این اتهام ناجوانمردانه اقامه می‏کند:
نخست به نعمت نبوتی که خدا به پیامبر عطا کرده است، اشاره می‏کند و سپس اخلاق پسندیده و خلق مثال زدنی ایشان را مطرح می‏کند تا نشان دهد که این خصلت‏ها با ویژگی‏های یک فرد مجنون ناسازگارند.آن‏گاه روی از آنان برمی‏گرداند و اعلام می‏کند که به زودی آیندگان قضاوت خواهند کرد، رفتار چه کسانی شبیه به دیوانگان است؛مشرکان شکست خورده یا پیامبری که با اعتماد به نصرت الهی راه حق و عدالت را در پیش گرفته است.بدین‏سان گواهی تاریخ را دلیل دیگری بر حقانیت پیامبر می‏گیرد.
سرانجام با اعلام عدم صلاحیت کفار برای تشخیص جنون و گمراهی، سخنان آنان را از پایه بی‏اساس نشان می‏دهد.زیرا اصولا کسی می‏تواند گمراه را از هدایت شده تشخیص دهد که راه هدایت را شناخته و با همه ابعاد آن آشنا باشد.کسی که خود در گرداب گمراهی غوطه‏ور است، چگونه می‏تواند حق را از باطل تشخیص بدهد و دیگران را متهم به گمراهی کند.تشخیص گمراه از هدایت شده کار خداوند است که بیش از هر کس دیگر، به روحیات و خصلت‏های انسان آگاه است و خود معیار حق و باطل است.پس از اقامه دلایل چهارگانه مزبور و نفی اتهام جنون، آیات(8 و 9)که به مثابه نتیجه‏گیری از مطالب این فصل است، پیامبر را به روی گرداندن از تکذیب کنندگان فرامی‏خوان و به وی و سایر مسلمانان گوشزد می‏کند که هدف اصلی آنان از این گونه حرکات مذبوحانه، تنها به سازش کشاندن پیامبر و منحرف کردن وی از مسیر دعوت است، و الا آنان که با پیامبر آشنایی دارند، می‏دانند که ایشان نه تنها مجنون نیست، بلکه از بالاترین کمالات عقلی برخوردار است.

فصل دوم:خصوصیات اخلاقی و شخصیتی تهمت‏زنندگان (آیات 10 الی 15)

در فصل بعدی سوره خصلت‏های ناپسند و رفتارهای زشت مخالفان پیامبر به تصویر کشیده می‏شود تا هگان با چهره واقعی و پلید آنان آشنا شوند.این فصل که با عبارت«و لا تطع کل حلاف مهین»آغاز می‏شود، به مثابه بیان فلسفه حکمی است که خداوند در آیه(8)به پیامبر نشان داده است و وی را از تبعیت مشرکان نهی و به اعراض از آن‏ها دعوت کرده است.این آیات می‏فرمایند، اصولا افرادی که دارای چنین خصلت‏های زشتی هستند، نباید مورد توجه و تبعیت واقع شوند و موافقت و مخالفت آن‏ها هیچ لطمه‏ای به اصالت و حقانیت نهضت دینی نمی‏زند.
در این فصل مخالفان و تهمت‏زنندگان پیامبر با خصلت‏هایی مانند بسیار قسم خورنده، حقیر و پست، عیب‏جو، سخن‏چین، مانع کار خیر، تجاوزگر، کینه‏توز و بی‏اصل و نسب، خوانده می‏شوند و اوج حقارت آن‏ها به نمایش گذارده می‏شود.این نشانه‏ها، علائم خوبی است که با کمک آنها افراد دروغگو و تهمت‏زننده را در هر زمان تشخیص دهمی.در انتهای این فصل، در آیات(15 و 14)به ریشه‏یابی رفتار ناپسند آنان می‏پردازد و علت را غرور پیش از حد آن‏ها به دارایی و توانایی خود می‏داند.به خاطر همین غرور و نادانی، به جای تفکر و مطالعه در آیات الهی به سادگی بادی در غبغب می‏اندازند و آیات خدا را خرافات می‏نامند و آن‏ها را انکار می‏کنند.

فصل سوم:عاقبت شوم تهمت‏زنندگان(آیات 16 الی 34)

غرور و خودبزرگ‏بینی کافران مانع از آن می‏شد که به نتایج سوء اعمال ناپسند خویش بیاندیشند.آن‏ها سرمست از باده قدرت، خود را پیروز و برتر می‏دیدند.اما خداوند در آیات (34-16)این سوره، با استفاده از تمثیلی رسا و داستانی گویا، ناکامی دنیوی و عذاب خروی آن‏ها را بیان می‏کند و بر پندار نادرست آن‏ها خط بطلان می‏کشد.
آیه 16 با عبارتی تحقیرآمیز می‏فرماید:«ما بر خرطوم آن‏ها
خداوند در سوره مبارکه«قلم» راهبردهای مقابله با مشرکان را تبیین می‏کند و از پیامبر می‏خواهد، با پایداری و مقاومت زمینه را برای شکست تدریجی مشرکان مهیا سازد و با صبر و حوصله مراحل دعوت را گام به گام به جلو ببرد و همان‏گونه که خداوند از سنت استدراج و املا برای عذاب آن‏ها استفاده می‏کند، پیامبر نیز با تعجیل نکردن در نفرین و عذاب آن‏ها، خود را با این سنت الهی هماهنگ کند
علامت می‏زنیم.»این تعبیر در فرهنگ عرب هجوآمیزترین عبارتی است که بر ذلت و ناکامی یک شخص دلالت می‏کند. آن‏گاه برای نشان دادن چگونگی به ذلت کشاندن آن‏ها از اوج قدرت و مکنت، به داستان باغداران ثروتمندی اشاره می‏کند که قصد داشتند میوه باغ را از مستمندان دریغ کنند.آن‏گاه درست در لحظه‏ای که همه‏چیز بر وفق مرادشان بود و خود را پیروز مطلق و بلا منازع می‏دانستند، به یکباره همه‏چیز فروریخت و وقتی صبح هنگام با باغ سوخته مواجه شدند، تازه فهمیدند که چه‏قدر ضعیف و ناتوانند و تا چه حد در اشتباه بوده‏اند و فهمیدند که تاکنون خداوند چگونه به آن‏ها مکر زده و از سنت املا و استدراج علیه آنان استفاده کرده است.از این‏رو، همگی پشیمان شدند و به ملامت خود پرداختند.در انتها می‏فرماید:«و کذلک العذاب و لعذاب الاخرة اکبر لو کانوا یعلمون»(32)، یعنی این عذاب دنیوی است و عذاب خروی آن‏ها بسی سخت‏تر است. آیات(43-42)به گوشه‏ای از عذاب اخروی آن‏ها اشاره می‏کند و با عبارت«ترهقهم ذلة»، ذلت اخروی آن‏ها را به تصویر می‏کشد.پس از آن‏که عذاب دنیوی و اخروی مشرکان را به تفصیل بیان کرد، با اشاره به وضعیت متقین به مقایسه بین وضعیت کافران و مؤمنان می‏پردازد تا تابلوی دیگری از ناکامی و خسران مشرکان را در برابر آنان به نمایش بگذارد.
از آن‏جا که ممکن است برخی مشرکان پس از شنیدن عذاب دنیوی و اخروی خود شروع به بهانه‏جویی و تشکیک کنند و ادعا کنند که وضعیت آن‏ها در آخرت هیچ‏گونه تفاوتی با مؤمنان ندارد و بلکه بهتر از آنان است، قرآن کریم به تفصیل در آیات(47-34)
نگاه ساختاری به سوره‏ها، ما را کمک می‏کند تا شخصیت هر سوره را نمودار سازیم و پیام کلی آن را دریابیم. از رهگذر ترسیم ساختار سوره‏های قرآن، افق‏های جدیدی در اعجاز قرآن کریم گشوده می‏شود و به شبهات خاورشناسانی که پراکندگی موضوعی آیات سوره‏ها را از عیب‏ها و نقص‏های قرآن برشمرده‏اند، پاسخ داده می‏شود
این سوره، مبانی اعتقادی و بنیان‏های فکری مشرکان را مورد هجوم قرار داده است و با دلایل محکم، سستی پندارهای باطل آن‏ها را نشان می‏دهد و بر حتمی بودن عذاب آنان و برتری مؤمنان تأکید می‏کند.
این آیات با عباراتی کوتاه و پرمغز، از زاویه‏های متفاوت به بررسی این اندیشه باطل می‏پردازد و انگیزه‏های فکری، روانی و اجتماعی آن را نقد می‏کند.ابتدا به حکم بدیهی عقل اشاره می‏کند و هرگونه اعتقاد به تساوی مجرم و غیرمجرم(مسلمان) را خلاف عقل سلیم می‏داند و با انتخاب صفت مجرم به جای کافر، به مناط صدور حکم عقل نیز اشاره می‏فرماید و می‏گوید آن‏ها نه تنها به امر باطلی اعتقاد دارند، بلکه با تکیه بر همین عقاید نادرست، جنایات و فسادهای زیادی مرتکب شده‏اند. همین‏جاست که عقل، آن‏ها را محکوم و بر ضرورت مجازات آنان تأکید می‏کند.
سپس با طرح این سؤال که«آیا شما کتاب یا مدرک معتبری دارید که عقاید شما را تأئید کند، »، به فقدان دلایل نقلی معتبر نزد آنان اشاره می‏کند.آن گاه از آنان سؤال می‏کند، حال که شما دلیل عقلی یا نقلی قابل قبولی برای دفع عذاب از خود ندارید، آیا تعهد یا پیمانی از خداوند گرفته‏اید که از عموم حکم عذاب مستثنا شوید«ام لکم ایمان علینا بالغة الی یوم القیامة»!؟ یا اگر خداوند تعهدی نکرده است، آیا کسی از شما قدرت جلوگیری از عذاب حتمی را دارد«سلهم ایهم بذلک زعیم»اگر هیچ‏یک از آنان قدرت دفع عذاب را ندارند، آیا به قدرت خدایان و به تنهایی که آن‏ها را شریک خدا قرار داده‏اند، مغرور شده‏اند و فکر می‏کنند آن‏ها می‏توانند مانع عذاب حتمی اخروی شوند؟ اگر چنین شریکانی وجود دارند، آن‏ها را معرفی کنند«ام لهم شرکاء فلیأتوا بشرکائهم ان کانوا صادقین».آن‏گاه برای آن‏که خیال آن‏ها را از بابت معبودان خیالی و بت‏های پوشالی راحت کند، صحنه‏ای از عذاب دردناک و ذلت ابدی آن‏ها را به تصویر می‏کشد و به آنان یادآور می‏شود که در آن لحظات حساس و نفس‏گیر، تنها چیزی که به درد شما خواهد خورد، خضوع و بندگی در برابر خداست.از آن‏جا که شما در دنیا به جای خدا به بتان تکیه کردید و بندگی آن‏ها را نمودید، در قیامت، هیچ‏کس به کمک شما نخواهد آمد و ناتوانی و ضعف خدایانتان بر شما معلوم می‏شود.
سپس برای آن‏که قدرت تامه الهی و مشیت نافذ وی را در اداره جهان هستی نشان دهد و بار دیگر ضعف و ناتوانی مشرکان و معبودان خیالی‏شان را به رخ بکشد، از آنان روی برمی‏گرداند و خطاب به پیامبرش می‏فرماید:
«به آنان بگو تصور نکنند که من آن‏ها را به حال خود رها کرده و از آنان غفلت نموده‏ام، تا هر کاری که می‏خواهند انجام دهند، بلکه این مهلت دادن‏ها و صبر کردن‏ها نیز بخشی از عذاب آن‏هاست که بنابر سنت استدراج و املا بر آن‏ها واقع می‏شود.بدین ترتیب با دادن فرصت برای گناه بیش‏تر، گام به گام آن‏ها را به سوی هلاکت می‏کشانم؛ بدون آن‏که بفهمند چگونه و از کجا عذاب الهی بر آن‏ها فرود آمده است.»
پس از آن‏که در آیات(45-41)به طور کامل ناتوانی معبودان خیالی مشرکان را ثابت کرد، در آیات(46 و 47)مجددا به طرح سایر دلایلی می‏پردازد که اندیشه تساوی مؤمن و غیرمؤمن را در جهان آخرت، باطل می‏کند و با تحلیلی روان‏شناسانه علت اساسی کینه‏توزی مشرکان را بیان می‏کند و می‏فرماید:همه این حرف‏ها برای فراز از ایمان و پذیرش مسؤولیت بندگی خداست و جز این نیست که آن را بر خود سنگین می‏بیند.اما این تصور شما هم باطل است، مگر کسی بابت ایمان آوردن از شما مبلغی یا چیزی درخواست کرده است که این چنین از آن سرباز می‏زنید«ام تسئلهم اجرا فهم من مغرم مثقلون»در انتها برای آن‏که خیال آن‏ها را راحت کند و پتک عذاب را بر سر آن‏ها فرود آورد، از آن‏ها می‏پرسد:آیا به راستی شما از غیب-جایی که میزان و چگونگی وقوع هر امری در آن‏جا تعیین می‏شود-آگاه هستید؟و قدرت تغییر سنت‏ها و قوانین الهی ردارید تا بتوانید سنت عذاب را تغییر دهید و وضعیت خود را بهبود ببخشید!؟اکنون که خود بهتر از هر کسی می‏دانید که چنین قدرتی ندارید، پس بهتر است یا به خدای بزرگ ایمان بیاورید و یا خود را برای عذابی دردناک مهیا کنید.
با طرح این سؤال، فصل سوم سوره به پایان می‏رسد و با تغییر لحن کلام، به بیان وظایف پیامبر در برابر آنان می‏پردازد.

فصل چهارم:وظیفه پیامبر در برابر مشرکان و تهمت‏های آنان(آیات 48 الی 50)

سوره مبارکه«قلم»دو وظیفه اصلی را برای پیامبر(ص) برمی‏شمارد.اول:عدم تبعیت از آئین مشرکان و تسلیم نشدن در برابر خواسته‏های نامشروع آنان که در آیات نخستین به آن‏ها اشاره شد.دوم:صبر کردن و عدم تعجیل در تقاضای عذاب برای مشرکان.
به عبارت دیگر خداوند در سوره مبارکه«قلم»راهبردهای مقابله با مشرکان را تبیین می‏کند و از پیامبر می‏خواهد، با پایداری و مقاومت زمینه را برای شکست تدریجی مشرکان مهیا سازد و با صبر و حوصله مراحل دعوت را گام به گام به جلو ببرد و همان‏گونه که خداوند از سنت استدراج و املا برای عذاب آن‏ها استفاده می‏کند، پیامبر نیز با تعجیل نکردن در نفرین و عذاب آن‏ها، خود را با این سنت الهی هماهنگ کند.
آن‏گاه خداوند برای آن‏که نمونه‏ای از تعجیل پیامبران در تقاضای عذاب را به پیامبر اسلام نشان دهد و بی‏فایده بودن عذاب قبل از موعد مقرر را به رسول گرامی خویش گوشزد کند، به داستان حضرت یونس اشاره و عاقبت بی‏صبری ایشان را بیان می‏کند.خداوند در این آیات خطاب به پیامبر می‏فرماید:
«مانند یونس نباش، زیرا آنچه موجب شد تا یونس(ع)در تقاضای عذاب برای قومش عجله کند، غم و اندوه فروخورده‏ای بود که سینه‏اش را تنگ کرده بود(و هو مکظوم).اما تو این مصائب و اندوه‏ها را در دل تحمل کن و اگر خداوند یونس را درنمی‏یافت و توبه او را قبول نمی‏کرد، تا ابد در صحرای بی‏آب و علف رها می‏شد و به خاطر آنچه کرده بود، مذمت می‏شد.»

فصل پنجم:تهمت جنون، اوج درماندگی مشرکان(آیات 51 الی 52)

دو آیه پایانی به نتیجه‏گیری از محتوای سوره و جمع‏بندی مضمون آن می‏پردازند.در این آیات پس از آن‏که سوره به دامنه خود نزدیک می‏شود و اندک اندک فرود می‏آید، به یکباره لحن کلام اوج می‏گیرد و دوباره به قله سخن باز می‏گردد و در همان حال، سوره به پایان می‏رسد.
فرجام سوره مبارکه«قلم»، همچون آغاز آن مشتمل بر آیاتی است که اوج درماندگی و واماندگی مشرکان را ترسیم و اعلام می‏کند که:مشرکان هنگامی که آهنگ تلاوت قرآن را از تو می‏شنوند، با نگاهی مملو از کینه و عداوت نگاهت می‏کنند، گویی می‏خواهند با نگاهشان تو را بکشند.و چون از مقابله با تو احساس درماندگی می‏کنند، به تو تهمت جنون می‏زنند.
خداوند با این عبارات به مسلمانان نشان می‏دهد که منشأ اصلی شایعه پراکنی و ناسزاگویی مشرکان، نه استدلال عقلی یا شبهه علمی، بلکه اندوه و کینه‏ای است که از رشد روزافزون اسلام بر جان و دل آن‏ها چنگ زده است.بدین طریق، همه توطئه‏ها و حیله‏های آن‏ها را نقش بر آب می‏کند.
در انتها به الهی و معجزه بودن قرآن اشاره می‏کند و آن را مشتمل بر پند و نصیحت‏های حکمت‏آمیز برای جهانیان می‏داند و به زبان دیگر مصلحت مشرکان را نیز در ایمان آوردن به خدا و کتابش اعلام می‏کند.

زیرنویس

(1).نحل، 44.
(2).اعجاز القرآن، 124.
(3).محمد مدنی، محمد.اهداف و مقاصد سوره‏های قرآن کریم.ص 29.
(4).محمد خامه‏گر.ساختار هنری سوره‏های قرآن.انتشارات امیر کبیر. چاپ اول.تهران.1381.
(5).سوره قلم.
ساختار درختی سوره قلم...ناکامی تهمت‏زنندگان به پیامبر
هدف اصلی مشرکان از تهمت جنون آن است که تو را به سازش بکشانند، اما تو هرگز از آنان پیروی نکن.
فصل اول: دلایل نفی اتهام جنون از پیامبر
*تأکید بر حقانیت پیامبر
1.نبوت پیامبر
2.اخلاق پیامبر
3.گواهی تاریخ
4.عدم صلاحیت کفار برای تشخیص جنون و گمراهی
فصل دوم:
خصوصیات اخلاقی و شخصیتی تهمت‏زنندگان
1.بسیار قسم خورنده(حلاّف)
2.حقیر و پست یا دروغگو و شرور(مهین)
3.عیب‏جو و غیبت کننده(هماز)
4.سخن‏چینی بین مردم(مشاء بنمیم)
5.مانع کار خیر و نیک(مناع للخیر)
6.تجاوزگر(معتد)
7.گناهکار(اثیم)
8.کینه‏توز(عتل)
9.بی‏اصل و نسب(زنیم)
علت مخالفت با آیات الهی(غرور به مال و قدرت)
فصل سوم: عاقبت شوم تهمت‏زنندگان مشرک
*ابعاد عذاب
1.ذلت در دنیا و نرسیدن به خواسته‏های دنیوی همانند صاحبان باغ
2.عذاب شدید در آخرت
*حتمی بودن عذاب(دلایل عدم تساوی مسلمان و مجرم) 1.فقدان دلیل عقلی
2.فقدان دلیل نقلی
3.عدم وجود تعهد و پیمانی از سوی خداوند
4.ناتوانی آنان در جلوگیری از عذاب
5.ناتوانی خدایان
(الف)در جلوگیری از عذاب اخروی مجرمان
(ب)در مقابله با کید الهی و عذاب استدراج
6.منشأ این اعتقاد، بهانه‏جویی است نه استدلال
7.ناتوانی مجرمان از تغییر حکم و سنت الهی
فصل چهارم: وظیفه پیامبر در برابر تهمت‏زنندگان
1.سازش نکردن
2.صبر کردن و نفرین نکردن(بر خلاف حضرت یونس(ع)
فصل پنجم: نتیجه‏گیری:تهمت جنون نشانه اوج درماندگی مشرکان است.

مقالات مشابه

تفسير قرآن كريم

نام نویسندهسید روح الله خمینی