منطق و فلسفه وجودی غدیر را به دنیا عرضه کنیم

برکه غدیر گرچه به ظاهر یک برکه ای است که تشنگان از آن سیراب می شوند اما امروز به مثابه یک نماد بیان گر سیراب شدن بشریت از چشمه سار ولایت و امامت است. بشریتی که به دین و هدایت دینی سخت محتاج است و اتفاقی که در کنار این برکه رخ می دهد، ارتباطی نمادین با برکه غدیر دارد.

كد خبر:3374 تاريخ خبر :17:05:00 1393-7-20
به گزارش واحد خبر پايگاه معارف قرآن به نقل از ایسکا (پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی): حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی عضو هیات علمی مرکز فرهنگ و معارف قرآن در گفتگو با سایت ایسکا به بررسی ابعاد و فلسفه وجودی غدیر پرداخت.

الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی‏ مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ (3)
به عنوان اولین سوال لطفا بفرمائید فلسفه وجود روز غدیر چیست و چرا باید پس از پیامبر(ص) خلیفه ای مانند علی(ع) تعیین شود؟
روزهای با شکوه دهه ولایت را سپری می کنیم و در آستانه روز عید غدیر خم عبد ولایت قرار داریم. روزی که حقیقتا سرنوشت تاریخ بشر و تاریخ اسلام به صورت خاص تعیین می شود و برکه غدیر گرچه به ظاهر یک برکه ای است که تشنگان از آن سیراب می شوند اما امروز به مثابه یک نماد بیان گر سیراب شدن بشریت از چشمه سار ولایت و امامت است. بشریتی که به دین و هدایت دینی سخت محتاج است و اتفاقی که در کنار این برکه رخ می دهد، ارتباطی نمادین با برکه غدیر دارد. رسالت هر دو فرو نشاندن عطش تشنه­گان است. کنار این برکه پیامبر ص به امر الهی فرصتی فراهم آورد تا انسان­ها پس از رحلت آخرین پیامبر آسمانی تشنه کام نماند پیامبر با معرفی امام علی به عنوان جانشین خود، عمین ترین نیاز معنوی انسان را تا پایان تاریخ بشر، پاسخ گفت.
غدیر تکرار بعثت، ولادت دوباره پیامبر(ص) و تداوم راهی است که انبیا الهی آغاز کردند. غدیر آغازی بر یک پایان، که دشمنان اسلام آنرا به انتظار نشسته بودند. به همین جهت خداوند این روز را روز یأس مخالفان نامید. «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ» (مائده/3) ولایت تداوم نبوت و علی ادامه رسول خداست. با وفات پیامبر(ص) بخش عمده ای از رسالت و مسولیت های دینی و اجتماعی پیامبر به عهده جانشین او واگذر می شود. علی(ع) ادامه پیامبر و تداوم بخش راه پیامبر(ص) است. گزاره های قرآنی و روایات فراوانی وجود دارد که نشان می دهد علی(ع) تجلی دوباره پیامبر است(ص) چنانچه در آیه 61 سوره آل عمران علی با عنوان نفس پیامبر معرفی شده است. «..... فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ...»

نظر علمای اهل سنت در مورد جایگاه امیرالمومنین علی(ع) چیست؟
عبدالله فرزند احمد بن حنبل از پدرش در باره اصحاب بزرگ پیامبر(ص) سوال می کند و از او می خواهد تا آنها را معرفی کند. احمد حنبل یکی پس از دیگری اصحاب پیامبر(ص) را نام می برد. عبدالله با تعجب سوال میکند، مگر علی از اصحاب نبود چرا نام او را نبردید. احمد در جواب پسر می گوید که تو از اصحاب پیامبر(ص) سوال کردی و علی(ع) جان پیامبر است. و استناد می کند به آیه مباهله، 61 سوره آل عمران
این آیه مربوط می شود به داستان مباهله پیامبر با که مسیحیان نجران. براساس اسناد تاریخی و آیه مورد نظر آن حضر به هنگام عزیمت به نجران، علی، فاطمه حسن و حسین را با خود همراه می کند. اما در قرآن نامی از علی (ع) برده نشده است. در قرآن می خوانیم: «پس هر کس با تو- ای پیامبر- درباره عیسى در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهى یافتى، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و خودمان را بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. » در این آیه فرزندان زنان و نفس پیامبر مطرح است. به استناد منابع تاریخی و روایی، مقصود از فرزندان (ابناء) حسن و حسین (ع) و مقصود از زنان (نساء) ، فاطمه (س) است و براساس قواعد عربی مقصود از «انفسنا» خود پیامبر(ص) است، در حالی که علی (ع) در میان همراهان پیامبر بوده است به همین دلیل واژه انفسنا با امام علی تطبیق داد شده است. این تفسیر بدان معناست که علی نفس و جان پیامبر است.

چرا شیعیان تا این اندازه در مسئله غدیر تاکید می کنند؟
بی شک بشر براساس منطق قرآن و براساس باورهای قرآنی نمی تواند خلاء معصوم را تحمل کند. در روایات می خوانیم «لولا الحجه لساخت الارض باهلها» اگر وجود امام معصوم نبود، زمین ساکنایش را در خود فرو می برد. و بعد از وفات پیامبر(ص) علی و پس از علی یازده فرزند آن حضرت رکن و قوام عالم هستی بوده و پاسداری از حیات مادی و معنوی بشر به آنان واگذار شده است.
شاید بنیادی ترین حرف شیعه هم همین است که در نگرش عقلانی قابل توضیح و تفسیر است. شیعه بر این باور است، به همان دلیل که حضور پیامبران و بعثت فرستادگان الهی لازم است. برای تحقق و تداوم هدایت الهی وجود جانشینان معصوم انبیا نیز امری ضروری است و وظیفه. رسالت اصلی پیامبران در سه مرحله «تلقی وحی، وعی و نگاهداری و ابلاغ پیام به مخاطبان، انجام می شود. افزون بر ابلاغ پیام الهی، انبیا باید زمینه های تفسیر و تبیین و تحقق هدایت را فراهم نمایند . تاریخ اسلام به وضوح نشان میدهد که از متن قرآن تفسیرهای متفاوت و متعارضی شده است. و به رغم عظمت و جایگاه متعال قرآن در میان مسلمانان امروز ما شاهد اتحاد و عزت مسلمانان نیستیم. این واقعیت تاریخی و طولانی نشان دهنده این است که مردم افزون بر ارسال وحی، نیازمند تفسیر و تبیینی درست از متن وحی آسمانی اند. یعنی وقتی پیامبر(ص) اخبار آسمانی را دریافت میکرد و به بشر ابلاغ می فرمود.
اما تاریخ نشان می دهد که در مسیر فهم وحی الهی عوامل درونی و بیرونی متعددی وجود دار که موج فهم نادرست می شود. انتظارات، پیش فرض ها و حب و بغض و... برخی از عواملی است که می تواند در فهم آیات تاثیر بگذارد و این آسیب و مشکل گویی حل نشدنی، موجب می شود که شیعه از ضروت وجود امام معصوم سخن بگوی و براساس این تحلیل منزلت و جایگاه امام معصوم معلوم خواهد شد.

وجود فرقه های مختلف که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به وجود آمده اند و یا فرقه های جدیدی مانند داعش که می بینیم در کشورهای مختلف سر بر آورده اند، همه و همه به دلیل غفلت از این اصل خرد پذیر شیعی است که مورد تأیید و تأکید قرآن نیز واقع شده است؟
واقعیت تلخ و تأسف باری که ما امروز شاهدش هستیم، نحله ها و گرایش ها و مذاهب و فرقه های مختلفی که در دامان اسلام متولد شده اند و رشد کرده اند. خوشبینانه ترین توجیه برای وجود این تفرقه و اختلاف در میان مسملمانان این است که آدم ها برای فهم و درک وحی نیازمند شاخص هایی هستند که آنها را از تمایلات و انتظارات صیانت کند و این نقشی است که امام معصوم می تواند ایفا کند.
گاهی بحث های شیعه و سنی مطرح می شود. بنده بخش قابل توجهی از اوقات تبلیغی خود را در محیط های سنی نشین گذرانده ام. و به نظر می رسد مباحث فقهی را نباید محور گفت و گو با برادران اهل سنت قرار داد مباحث مانند صورت وضو، یا چرا پیشانی را بر مهر می گذاریم و مواردی از این قبیل ..... این تفاوت ها بین شیعه و سنی خیلی اهمیتی ندارد و این اختلافات در فتاوی عالمان شیعه نیز به فراوانی دیده می شود. در صورت احراز شرایط و زمینه های لازم برای مباحث اعتقادی در میان اهل سنت مناسب است فرصت را در طرح مباحث بنیادی استوار کنیم مباحثی که بنیاد اختلاف شیعه و سنی و تفاوت آنها شده است که به وصورت کلی همان بحث امامت و ولایت و عدل الهی است.
عید غدیر، یعنی فرصتی که ما جایگاه امامت و ولایت را بازخوانی کنیم و نقش او را در ارتباط با پیامبر(ص) تبیین و تفسیر کنیم. و اجازه ندهیم مولودی خوانی دست افشانی و شادمانی ما را از توجه به این نکات غافل نماید. امروز جوانان ما از این مبانی و اصول بی اطلاع هستند.

چه آسیب هایی در مسیر تبلیغ غدیر ممکن است وجود داشته باشد؟
شاید یکی از آسیب های این باشد که به جای تبیین و تفسیر و ارائه یک منطق روشن برای مبانی فکری، بیشتر وقت خود را صرف مدیحه سرایی و دست افشانی و شادمان و در مواردی اشعار اغراق آمیز و تکراری و گاهی شرک آمیز و غلو آمیخته می کنیم. هرچند واقعا شیدایی و بی قراری و دست افشانی در این روز در صورتی که برخاسته از درک عظمت علی و جایگاه امامت و ولایت باشد، امری طبیعی و بکله ضروری است. اما واقعیت این است که ما با دنیایی مواجهیم که از ما برای ادعاهایمان دلیل می خواهند و منطق می خواهند و ما را متهم می کنند به اندیشه­های ایده الیستی و خیال پردازی و رویابافی و تحلیل و تفسیر ما از علی و جایگاه علی برایشان قابل هضم نیست. در این شرایط این آسیب ممکن است این نگرش نادرست را ایجاد کند. جوانان ما را در معرض خطر قرار دهد و نسبت به مبانی دچار تردید نماید. خردپذیری و پویای ظلم ستیزی و عدالت خواهی تشیع را که اصلی ترین ویژگی های این مذهب متعالی است. کم رنگ کند.
این فرصت ها واقعا مناسب است که این بحث ها را مطرح کنیم. نسبت بین علی و پیامبر(ص) ، اینکه در غدیر چه اتفاقی افتاد، تعریفی که حضرت زهرا(س) از پیامبر(ص) دارد. اینها باید بازخوانی شود. قرآن وقتی نقش پیامبر را در سوره انفال توضیح می دهد می فرماید: «استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحیکم» دعوت پیامبر را بپذیرد پیامبری که آمده به شما حیات و زندگانی بدهد. حیات در مقابل مرگ است و یقینا مقصود از زندگی، زندگی مادی و حیوانی نیست چون انسان ها پیش از بعثت انبیا نیز از حیات مادی برخوردارند. بی تردید منظور از حیات، زندگی متناسب با شأن الهی انسان است. بعثت پیامبران آسمانی این گونه توجیه شده است که بشر نمی تواند بی حضور فرستادگان آسمانی سعادت خود تامین کند. در منطق قرآن، اوج عقلانیت و هنر انسان است که بتواند ضرورت وجود پیامبر(ص) و ضرورت بعثت را درک کند و نیاز به دین را امری ضروی و معقول بداند. حیات معنوی انسان و زندگی سعادتمند او در گرو حیات طیبه ای است که به تعبیر قرآن توسط وحی به او داده می شود. پیامبر(ص) این نقش را به نحو کامل ایفا کرد، پیام آسمانی را تلقی و تبین کرد. در سوره نحل آیه 44 می فرماید لتبین للناس ما نزل علیهم. یعنی نقش پیامبر این است که تبیین کند آنچه را که برای انسان نازل شده است.
سوال این است که آیا صرف ابلاغ پیام کافی است یا نه؟ اگر خداوند قرار است لطفش تمام و کمال به انسان برسد باید تمام موانع هدایت را نیز از پیش پای انسان بردارد و زمینه های هدایت الهی را فراهم سازد. به همین دلیل تاریخ زندگی آن حضرت نشان میدهد که نقش پیامبر فقط ابلاغ پیام الهی نبود بلکه پیامبر (ص) خود در متن پیام حضور دارد. او را در میدان جنگ می بینیم، حضور اجتماعی او را می بینیم و کنش ها و واکنش های بسیار جدی را در زندگی او مشاهده می کنیم. رنجهایی که آن حضرت در طول 23 سال زندگی دوران رسالت بردند، به دلیل تلاش آن حضرت برای تحقق هدایت الهی و زدودن موانع است. درگیری در متن زندگی، بحث های بنیادی با مخالفان و درگیری و مبارزه و... در زیارت نامه پیامبر می خوانیم « یتجرعه الغصه» در مسیر رسالت غصه ها و رنجها را جرعه جرعه می نوشید. قرآن در حقیقت گزارش از حیات اجتماعی پیامبران به ویژه پیامبر گرامی اسلام(ص) است. برخی در برداشتی سوال انگیز رسالت و مسولیت پیامبران را تنها ابلاغ پیام الهی دانسته اند!!!!

اختلاف شیعه و سنی در زمینه غدیر برگرفته از چه موضوعی است؟
اگر نقش دین و پیامبر الهی تحقق بخشیدن به آرمان های دینی است، بعد از وفات او این خلاء باقی می ماند. این قابل توجیه نیست که پیامبر(ص) در زمان حیات خود کوشش­های طاقت فرسایی برای تحقق دستورات و اسلامی داشته باشد و با رحلت او همه چیز به یک باره رها شود و جهت بقای نضهت و تحقق آرمانهای خود هیچ تهمیداتی را فراهم ننماید و امور مسلمین و جامعه اسلامی را به انسان هایی واگذارد که دارای عصمت نیستند.
داستان اختلاف شیعه و اهل سنت از این پرسش اساسی آغاز می شود. اهل سنت براین باورند که پیامبر نه با صراحت و نه اشاره در باره جانشینی خود هرگز سخنی نگفته و امر خطیر مدیریت را جامعه نوپای اسلامی را مسکوت گذارده است و پس از وفات آن حضرت برخی اصحاب پیامبر در سقیفه جمع شدند و با تصمیم جمعی به انتخاب رسیدند. و به معیارهایی که بازگو شده است ابوبکر را برگزیدند. غدیر فرصت بازخوانی تاریخ اسلام برای دست یابی به اساسی ترین پرسش یعنی جانشیتی پیامبر است. برکه غدیر جایگاهی است که در کنار آن پیامبر برای چندمین بار به این پرسش پاسخ گفته است.