صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     پژوهشکده در يك نگاه  
سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ 13:40 1395/12/2
کرسی نقد اجتهاد و اختلاف قرائات برگزار شد


كد خبر:3432 تاريخ خبر :16:32:00 1395-7-4 نسخه چاپي

کرسی نقد اجتهاد و اختلاف قرائات به همت پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد

به گزارش واحد خبر پایگاه معارف قرآن، کرسی نقد اجتهاد و اختلاف قرائات، با ارائه حجت الاسلام و المسلمین محمد صادق یوسفی مقدم و حضور حجج اسلام آقایان حبیب الله احمدی استاد حوزه علمیه و سید جعفر صادقی فدکی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به عنوان ناقدین، در تالار طبرسی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن برگزار شد.

حجت الاسلام محمد علی محمدی، دبیر علمی این همایش با طرح بحث در رابطه با موضوع اجتهاد در قرائات مختلف قرآن، اظهار داشت: این موضوع به بحث اختلاف در قرائات قرآن کریم بر می گردد و در این نشست علل این اختلاف بیان خواهد شد.

وی به چرایی ایجاد قرائات هفت گانه قرآن پرداخت و گفت: تقریبا 15 علت برای اختلاف در قرائات بیان شده است و یکی از آن ها که امروز مورد بحث است اجتهاد صحابه پیامبر(ص) است.

در ادامه حجت الاسلام محمد صادق یوسفی مقدم، رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم در ارائه بحث با بیان این که یکی از موضوعات مطرح در رابطه با اختلاف قرائات، اجتهاد قاریان است، گفت: بزرگانی مانند آیت الله خویی و آیت الله معرفت اجتهاد در قرائت را اهم عوامل اختلاف در قرائات بیان کرده اند.

وی با بیان این که روش نقد ما به اهل سنت در این زمینه درست نبوده است، یادآور شد: ما بر اساس مبانی مورد پذیرش خودمان به نقد طرف مقابل پرداخته ایم و این اشتباه روشی را سبب می شود و مسیر اشتباهی در نقد طرف مقابل است زیرا ما باید با توجه به مبانی مورد پذیرش خود اهل سنت آنها را نقد کنیم.

حجت الاسلام یوسفی مقدم با اشاره به این که اختلاف قرائات مستند به اجتهاد قاریان است، ابراز داشت: آیت الله خویی و آیت الله معرفت هم همین عامل را بیان کرده اند و امروز در بین محققان ما همین نظریه مطرح است و بقیه عوامل مغفول عنه واقع شده است.

وی با بیان این که ما در ابتدا به دو دیدگاه موجود در این باب خواهیم پرداخت، خاطرنشان کرد: آیت الله خویی دلیلی که بیان می کنند می فرمایند که قاریان و پیروان آنها بر صحت قرائت خود استدلال آورده اند و احتجاج کرده اند و این استدلال و احتجاج قاریان دلیل بر این است که قرائت آنها مستند به اجتهاد است زیرا اگر مستند به سنت پیامبر(ص) بود نیازمند استدلال نبود.

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم افزود: آیت الله خویی در ادامه در تأیید اجتهادی بودن قرائات جریانی را نقل می کنند که«چون قرآن خالی از نقطه و شکل بود وقتی مصاحف را به بلاد کبیر فرستادند برای هر مصحف یک قاری هم فرستادند و هر قاری بر اساس برداشت خودش به شرط موافقت با مصحف عثمانی آن را قرائت می کرد و اهل هر منطقه ای بر اساس همان قرائتی که از صحابه گرفته بودند عمل می کردند و به همین خاطر اختلاف میان مناطق مختلف پدید آمد و این نشان می دهد که اختلاف قرائات مستند به اجتهاد قاریان است.

وی ابراز داشت: بعد از آیت الله خویی آیت الله معرفت هم همین مطلب را تأیید و تثبیت کردند و قرائت ابن شنبوذ را به عنوان مثال بیان می کنند که قرائت او از روی اجتهاد بوده است و بر همین اساس هم او را محاکمه کردند و همچنین ایشان موردی را در توجیه قرائت کسایی و حمزه از مکی ابن ابی طالب نقل می کنند که در مسأله اثم کبیر و اثم کثیر اختلاف داشته اند و با اجتهاد اثم کبیر را ترجیح داده اند؛ آیت الله معرفت می فرمایند که استدلال ایشان نشان می دهد که اختلاف قرائت ناشی از اجتهاد بوده است.

حجت الاسلام یوسفی مقدم با بیان این که خود کسانی که عالمان قرائت هستند این حرف را نزده اند که قرائتشان مستند به اجتهاد است، تصریح کرد: هر کدام قواعدی را تأسیس کرده اند و می گویند قرائت ها مستند به سنت است و قرائت مستند به اجتهاد اعتباری ندارد ولی ما چیزی را ادعا کرده ایم که خود قاریان بر اساس مبانی خود به آن قائل نیستند و آن را انکار می کنند.

وی قرائت صحیح را دارای قاعده ای دانست که علمای اهل سنت مانند ابن جزری و ابو شامح و سیوطی آن را نقل کرده اند و افزود: این قاعده دارای سه بُعد است که یک محور آن این است که باید دارای سند صحیح باشد و اگر قرائت سند صحیحی نداشته باشد آن را صحیح نمی دانند و ابن جزری و سیوطی هم بیاناتی را در نهی از اجتهاد در قرائت بیان کرده اند و آن را منکر شده اند؛ این گونه بیانات در کتب بزرگان علم قرائت به وفور پیدا می شود.

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم دومین شرط در قاعده صحت قرائت از نظر اهل سنت را موافقت با مصحف عثمانی دانست و ابراز داشت: اگر قرائتی مطابق خط مصحف بود و مطابق با سنت نبود قابل قبول نیست و از این ثابت می شود که مطابقت با سنت اصل حاکم است.

وی سومین شرط را موافقت با قواعد عربی عنوان کرد و گفت: باز هم اصل، مطابقت با سنت است و ما از این سخنان علمای اهل سنت که نویسنده و تدوین کننده علم قرائت بوده اند استفاده می کنیم که آنها قرائتی که مطابق با سنت نباشد را نمی پذیرند و قرائت اجتهادی را نفی کرده اند.

حجت الاسلام یوسفی مقدم با بیان این که اهل سنت خودشان در برابر قرائت های اجتهادی ایستادند و جلو آن را گرفته اند، خاطرنشان کرد: همین که قرائت ها را محدود به هفت قرائت کرده اند برای جلوگیری از اجتهاد بوده است و همچنین محاکمه ابن شنبوذ هم به خاطر جلوگیری از اجتهاد در قرائت بوده است؛ اگر چه که نسبت اجتهاد در قرائت به زمخشری داده شده است ولی ما بررسی کردیم و چیزی که دلالت بر این مسئله داشته باشد پیدا نکردم و به نظر می رسد که در این مسأله خلط مبحث شکل گرفته است.

وی با بیان این که برخی مسأله انتخاب قرائت خاص از میان قرائات هفتگانه را با مسأله اجتهاد در قرائت خلط کرده اند، افزود: اهل سنت گفته اند که اختیار در قرائت به معنی این است که قاری از بین قرائات نقل شده و مستند به پیامبر(ص) یک قرائت را با اجتهاد انتخاب کند و از نظر منطقی و ظاهری هم اشکالی در این مطلب پیدا نمی شود.

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم با بیان این که اختیار در قرائت با اجتهاد در قرائت متفاوت است، خاطرنشان کرد: انتخاب یعنی اینکه از میان قرائات موجوده مستند به سنت یک قرائت را با اجتهاد خود و مطابقت با سنت انتخاب کند؛ اختلاف در قرائات به خاطر اجتهاد صحابه نیست بلکه بر می گردد به سنت پیامبر(ص) و شخصیت های بزرگی که در زمان پیامبر(ص) بوده اند و صاحب مکتب بوده اند.

وی افزود: حرف ما این است که باید بین اختیار در قرائت و بین اجتهاد در قرائت تفاوت قائل شد و نمی شود که ما بر اساس مبانی خودمان آن ها را نقد کنیم؛ به نظر می آید که ما باید بر اساس اصول و مبانی پذیرفته شده خود اهل سنت به نقد دیدگاه های آنها بپردازیم.

حجت الاسلام یوسفی مقدم اختیار در قرائات را از دیدگاه اهل سنت مربوط به زمان صدور و نزول قرآن دانست و گفت: اولاً ریشه اختلاف قرائات وجود مصاحف متعدد در صدر اسلام بوده است و دوماً عدم تواتر یک قرائت دلیل بر اجتهادی بودن آن نیست و سوما این که فتوای جواز قرائات در نماز دلیل عدم اجتهاد در قرائات است زیرا اصل این است که قرائتی که ثابت نشده است که از پیامبر(ص) است نباید در نماز خوانده شود.

وی با بیان این که امامان معصوم(ع) اختلاف قرائات را تقریر کرده اند، افزود: از آنجایی که امام چیزی که خلاف اسلام باشد را تقریر نمی کنند ثابت می شود که اختلاف در قرائات منوط به اجتهاد نیست و از طرف دیگر می توان این اختلاف در قرائات را به اختلاف در لهجه ها در میان مناطق مختلف دانست.

در ادامه حجت الاسلام حبیب الله احمدی، استاد حوزه علمیه قم، با بیان این که برگزاری جلسات نقد و بررسی مباحث فقهی از برکات انقلاب اسلامی است به نقد مطالب حجت الاسلام یوسفی مقدم پرداخت و یادآور شد: در مقدمه تحقیق آمده است که اخلاف قرائات اختلافِ تنوعی است و تضاد و تناقضی در کار نیست زیرا در قرآن تضادی وجود ندارد در حالی که بسیاری از اختلاف قرائت ها برگشت به تناقض دارد.

وی با بیان این که عالمان قرائت همه بر مطابقت قرائات با سنت موافقت ندارند، گفت: اختلافات زیادی در این مسأله وجود دارد و هیچ اجماعی در میان عالمان وجود ندارد زیرا اختلاف قرائت یا بر می گردد به اجتهاد و یا بر می گردد به سنت و حتی کسانی که سه محور را بیان کرده اند اجتهاد را نفی نکرده اند بلکه قواعدی را برای اجتهادشان بیان کرده اند.

حجت الاسلام احمدی با بیان این که هر سه محور مورد توافق اهل سنت برای صحت قرائت مورد مناقشه است، افزود: این که سند قرائت باید متصل به پیامبر(ص) باشد با توجه به فاصله زمانی بین قاریان و پیامبر(ص) به هیچ وجه قابل اثبات نیست؛ محور دیگر که باید قرائات موافق قواعد ادبی باشد چگونه می تواند قرائتی که از رسول الله رسیده باشد مخالف صد در صد با قواعد عربی باشد در حالی که در برخی قرائت ها این گونه است.

وی در رابطه با مطابقت قرائات با مصاحف عثمانی ابراز داشت: عثمان از کار تجمیع قرآن دو هدف داشت که اولا یک قرائت واحد از قرآن پدید آورد و دیگر این که به قرآن نظم خاصی بدهد که به هدف دوم خود رسید ولی در هدف اصلی خود به هیچ وجه موفق نشد و ایشان تمام مصحف ها را جمع آوری کرد و محو کرد و یک قرآن واحد را نوشت و با هر قران یک قاری را به مناطق مختلف می فرستاد ولی در عین حال این قاری ها منشأ اختلافات جدید در قرائت قرآن شدند.

استاد حوزه علمیه قم با بیان این که مصاحیف عثمانی را به خاطر نداشتن معیار و قانون نمی توانیم ملاک صحت قرائت قرار دهیم، تصریح کرد: محور سوم هم که مطابقت با قواعد عربی است مورد نقد است زیرا قواعد عربی قبل از نزول قرآن و موقع نزول قرآن تدوین نشده بوده و این نقد وارد نیست زیرا قواعد عربی قواعد محاوره ای هر زبان است و از ابتدا بوده است حتی این که می گویند امیر المؤمنین(ع) گفته اند که الفاعل مرفوع هم نادرست است؛ ما نباید قواعد ادیبان عرب را معیار قرار دهیم و قرآن را با آن بسنجیم بلکه قرآن ملاک قواعد عربی است.

وی با بیان این که بسیاری از اختلاف قرائات صریحا به استحسان و اجتهاد قاریان بر می گردد، افزود: این که شما می فرماید که بهترین سند بر غیر اجتهادی بودن قرائات روایات اهل سنت است نادرست است و علاوه بر این در بین شیعه که اختلاف قرائت مطرح است در کتاب کافی در حدیث 13 باب نوادر امام صادق(ع) وجود قرائت های هفتگانه را کذب دانسته اند.

حجت الاسلام احمدی با بیان این که این هفت نفر حد اقل یک قرن از رسول الله(ص) فاصله دارند، اظهار داشت: چگونه با این فاصله قرائات را مستند به پیامبر(ص) کرده اند و از کجا این را اتصال به پیامبر(ص) داده اند مگر این که دقیق مشخص باشد که این قرائت متصل به پیامبر(ص) است.

وی با اشاره به این جریان که در آیه 100 سوره توبه دو قرائت متفاوت از خلیفه دوم نقل شده که در یکی انصار را به رفع می خواند و در دیگری «والذین» را بدون واو خوانده است و منظور سیاسی داشته است که انصار تابع مهاجرین هستند، گفت: چگونه این اختلاف قرائت ها منسوب به پیامبر(ص) می تواند باشد؛ ملاک صحت قرائت در قرآن نه خبر واحد و نه قرائت قُرّاء است بلکه قرائت متواتر است و قرائت عاصم به روایت حفص هم به خاطر مطابقت با تواتر صحیح است.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ما اول باید عوامل اختلاف قرائت را مورد بحث قرار دهیم تا ببینیم که اختلاف قرائت پایه و اساس دارد یا نه و بعد به اجتهادی بودن و یا منسوب بودن به پیامبر(ص) بپردازیم.

وی با اشاره به این که نه پیامبر(ص) و نه سایر ائمه روایات هفتگانه را تأیید نکرده اند، گفت: ما قائل هستیم که یک قرائت از قرآن صحیح است و آن همان قرائتی است که امروزه در دست ما است و این قرائات از زمان حکومت عباسیان در قرن چهارم به وجود آمد و هیچ ربطی به پیامبر(ص) ندارد.

در ادامه حجت الاسلام سید جعفر صادقی فدکی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به این که کرسی نقد باعث رشد و شکوفایی می شود، اظهار داشت: این مبحث تنها مربوط به آیت الله خویی آیت الله معرفت نبوده است بلکه آقا رضا همدانی، سید محمد باقر حکیم، سید محمد باقر سبزواری، صاحب حدائق و حضرت امام(ره) هم در رابطه با این موضوع مباحثی را مطرح کرده اند و امام خمینی(ره) با عبارت بسیار تندی فرمودند که این قرائات مورد اعتنای مسلمانان نبوده است و آن ها با قرآن بازی کرده اند و برای خود دکه و کاسبی باز کرده اند (کتاب طهاره امام جلد یک صفحه 249.

وی با بیان این که دکتر محمدعلی فشارکی هم در این زمینه کار میدانی کرده است و قرائت ها را آورده است، گفت: ایشان اجتهاد و نظر و رأی قاریان را عامل اختلاف قرائت دانسته است و عامل بعدی هم خطا و نسیان راویان و قاریان بوده است و گفته است که مواردی در این قرائات وجود دارد که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد و تنها خود قاری قائل به آن بوده است.

حجت الاسلام صادقی فدکی با بیان این که اجتهادکه در زمان خود پیامبر(ص) هم بوده به طریق اولی در زمان های بعد هم بوده است، تصریح کرد: دو دلیل برای اثبات مستند بودن قرائات به پیامبر(ص) ذکر کردید که اول روایات بوده که در سندشان مناقشه است و دومین دلیل هم این بود که قاعده واحدی بوده است که یکی از محور های آن موافقت با مصحف عثمان است در حالی که مصحف عثمان یکی بوده است و بدون اجتهاد چگونه می شود که چهارده قرائت پدیدار شود و همه آنها در عین اختلاف مطابق با مصحف عثمان باشد؛ خود وجود چهارده قرائت دلیل بر اجتهادی بودن قرائات است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: این که می فرمایید ائمه(ع) قرائت های مختلف را تأیید کرده اند باید گفت اولا ائمه(ع) قرائت های موجود در زمان خود را تأیید کرده اند نه همه قرائت ها را؛ دوما هم شاید تأیید ائمه(ع) از روی مصلحت و به خاطر عدم اختلاف میان امت اسلامی بوده است.

در ادامه دکتر سادات، پژوهشگر قرآنی با بیان این که روش شناسی این بحث باید تاریخی می بود، گفت: کسانی که قائل به اجتهاد در قرائات هستند از نظر تاریخی موضوع را مورد بحث قرار داده اند زیرا در تاریخ اجتهاد اتفاق افتاده است و چیزی که اتفاق افتاده را نمی شود انکار کرد.

وی با بیان اینکه اگر ما الان به این نتیجه رسیده ایم که مسلمانان باید یک متن واحد با یک قرائت واحد داشته باشند به طریق اولی پیامبر(ص) هم به خاطر جلوگیری از اختلاف و تشتت به همین نتیجه رسیده بودند، اظهار داشت: اهل سنت بیشتر از ما اهل رأی بوده اند و اختلاف در قرائات هم از همین ناشی شده است.

در ادامه دکتر زمانی، محقق و پژوهشگر حوزه علمیه با بیان این که باید مبانی بحث مشخص شود، خاطرنشان کرد: قرآن وحی است و باید روشن شود که متن آیات به چند روایت آمده است یا به یک قرائت است و این که اگر قران ذکر است بر اساس قرآن یک بار نازل شده است و این با آیات قرآن سازگار نیست که پیامبر(ص) همه قرائات را تأیید کرده باشد.

وی با بیان این که برخی قرائات با همدیگر تناقض دارد، گفت: اگر جنبه تاریخی قرآن را لحاظ کنیم که آیا قرآن عثمانی درست است یا قرآنی که در نزد حضرت علی(ع) است اگر این قول را بپذیریم و بگوییم در زمان ظهور امام زمان(عج) قرآن اصلی می آید می بینیم که این قرآن که در دست ما است قرآن اصلی نیست.

این پژوهشگر قرآنی با بیان این که خداوند قرآنی که در دست ما است را از تحریف حفظ کرده است، گفت: اگر قرائت های مختلف سبب بطلان قرائت های دیگر نمی شود باید سبک آن را هم بیان کنیم.

در ادامه حجت الاسلام یوسفی مقدم در دفاع از مقاله خود با بیان این که بحث ما در اصل مربوط به بحث روشی است، گفت: ما نمی توانیم بر اساس مبانی خودمان و تعریف خودمان از سنت قول و نظر اهل سنت را نقد کنیم و از طرف دیگر ما ادعا نکردیم که این بحث را آیت الله معرفت و آیت الله خویی مطرح کرده اند ولی مباحثی که امروزه مورد بحث و اختلاف است از مباحث آیت الله معرفت ناشی می شود.

وی با بیان این که عالمان اهل سنت در بحث اختلاف قرائات معتقد به تنوع و تعدد هستند، ابراز داشت: اختلاف قرائات متناقض با هم نیستند و تنها در برخی موارد اختلافات جزئی دارند و حتی برخی از اهل سنت هم در قرائات هفتگانه مناقشه دارند و قرائت ابن شنبوذ را می گویند مستند به نقل بوده و به ناحق ابن شنبوذ را محاکمه و شلاق زدند.

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم با بیان این که در چگونگی استناد به پیامبر(ص) ما مبنای خود را داریم و اهل سنت هم مبنای خود را دارند، تصریح کرد: ما نمی توانیم با تعریفی که خودمان از سنت داریم اهل سنت را قضاوت کنیم بلکه با توجه به مبنایی که اهل سنت در سنت دارند که نقل صحابه و تابعین را هم سنت می دانند قرائات مطابق با سنت است.

وی با بیان این که میان قرائات مستند به سنت و قرائات سبعه تفاوت است، گفت: بسیاری از اهل سنت هم به این اعتراض کردند و برخی هنوز هم معترضند و آن عمل که قرائات را منحصر در قرائات سبعه کردند را قبول ندارند و می گویند که قرائات متقن تری هم وجود داشت.

حجت الاسلام یوسفی مقدم افزود: در چگونگی استناد قرائات به پیامبر(ص) ما مذهب و اعتقادی داریم و اهل سنت هم مذهب و اعتقاد و مبانی خاص خود را دارند و اگر یک تابعی هم روایتی را نقل می کند می گویند مستند به پیامبر(ص) است و عرض من این است که اگر می خواهیم نقد کنیم باید این مبنا را در جای خود بحث و نقد کنیم.

وی با بیان این که منظور ما از اختلاف قرائت آن اختلافی که در قرائات در علم تجوید است نیست بلکه منظور اختلاف در تلفظ است، گفت: یکی از نکاتی که اهل سنت بر آن تأکید می کنند این است که می گویند قرائت باید مسبوق به سماع و یا استماع به صورت ثقه از ثقه باشد و نمی شود که کسی قرائتی را از روی کتاب و به نفسه قرائت کند.

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم دخالت تاریخ در اختلاف قرائات را بسیار مهم دانست و اظهار داشت: یکی از اسباب صیانت از قرآن کتابت است و مهمترین سبب صیانت حفظ و سماع و استماع قرآن بوده است که به تاریخ نیاز دارد و از همین جهت است که برخی از قاریان مصری شجره نامه اسماع در قرائت دارند.

وی ابراز داشت: ما اگر می خوهیم اهل سنت را در مسأله قرائت نقد کنیم باید با استفاده از مبانی خود آنها آن ها را نقد کنیم و سنت را از دیدگاه خود آنها در نظر بگیریم.



منبع: رسا
 بایگانی اخبار

اخبار مرکز
مقالات و كتابهاي قرآني
نشست ها و همايش ها
مراكز و شخصيت ها
پايگا ه ها و وبلاگها
بين الملل