صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     پژوهشکده در يك نگاه  
دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ 06:59 1396/7/2
اهمیت و ضرورت بحث روش شناسی تفسیر قرآن


كد خبر:3349 تاريخ خبر :14:19:00 1392-12-20 نسخه چاپي

روش شناسی تفسیر قرآن یکی از موضوعات مهم در باب مطالعات قرآنی است. حجت الاسلام و المسلمین حسینی مدیر گروه تفسیر ترتیبی مرکز فرهنگ و معارف قرآن در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است.

پیرامون زبان و اسلوب فهم قرآن، همه مفسران مسلمان راهی یکسان نپیموده اند، از سوی مفسران آراء گوناگونی در باره روش فهم این منبع وحیانی ارائه شده است؛ مفسران متصوفه و نیز باطن گرایان مسلمان، زبان قرآنی را زبانی رمزی و اشاری دانسته اند. که الفاظ و عبارات آن به حقایقی، متفاوت با مفاهیم لغوی اشاره دارند. برخی تنها روش فهم درست را تفسیر قرآن به قرآن می شناسند، برخی براین باورند که تنها به مدد روایات مأثور می توان به عرصه خطیر فهم قرآن پای نهاد، برخی نیز تفسیر را تنها در سایه عقل و اجتهاد میسر دانسته اند، گروهی نیز پس از رد و انکار روش های تفسیری چهارگانه و پاسخگویی به دلایل طرفداران آراء یاد شده، یادآورد می شوند که تفسیر قرآن با تلفیق سه روش قرآن به قرآن، بهرمندی از روایات و استمداد از عقل و اجتهاد، امکان پذیر خواهد شد.[1]
گفت و گو در باره زبان و شیوه فهم متون دینی، موضوعی است که امرزه از سوی اندیشمندان معاصر به ویژه متفکران غربی بیش از گذشته مورد توجه و مداقه قرار گرفته است و تقریرهای نو و متنوع از آن ارائه شده و زوایای جدید و ابعاد گسترده­ای یافته است؛
بی تردید مفسران متون و منابع اسلامی، نمی­توانند نسبت به مطالعات اندیشه وران مغرب زمین و نظریات و تقریرهای نوپدید آنان در باره زبان دین بی اعتنا باشند. و روشهای متنوعِ عرصهِ فهمِ متونِ دینی - نظریاتی که مقرون به استناد و استدلال است- را نادیده انگارند و بر شیوه های سنتی و رایج تفسیری اصرار ورزند، بی آنکه تلاشی خردورزانه بر نادرستی نظریه­ها بدیل داشته باشند.

نظریات و تقریرهای ارائه شده در باره زبان دین پرسش­های فراوانی را فراروی مفسران قرار می دهد؛ پرسشهایی عمیق و اساسی، که نمی­توان هیچ­یک را نادیده انگاشت. برای مثال، در پی ادعای حیرت زایی و یا نمادانگاری زبان دین این پرسش­ها مطرح می­شود که: «آیا اقتضای ذاتی زبان دین، ابهام، حیرت­زایی و معماگونگی است یا وضوح و رسایی؟»، «آیا می­توان زبان قرآن را زبان نمادین و رمزی دانست؟»، «نمادین بودن زبان قرآن چگونه معنا می­یابد؟»، «با فرض پذیریش نمادین بودن زبان قرآن، این ویژگی سراسر آموزه های قرآنی را در برمی گیرد؟ و یا به برخی از آن اختصاص می یابد؟»، «آیا لازمه حقانیت و وحیانیت قرآن، نفی و انکار هرگونه مجاز، تشبیه، استعاره، تمثیل و تأویل و نمادانگاری در ساحت قرآن و آیات آن است؟»
برای دین پژوهان مسلمان و مفسران قرآن، گریزی از این پرسش نیست. نمی توانند، بدون پاسخ به پرسش­های یاد شده روش تفسیری تردید ناپذیری را بنا نهند. و فهمی صائب و اطمینان بخش از آموزه های قرآنی ارائه دهند. واکاوی و نقد نظریه های رقیب در حوزه تفسیر، از الزامات دین پژوهی معاصر است. بر این نکته­ در نگاشته های اندیشمندان مسلمان معاصر که به تدوین، پیرامون روش شناسی قرآن اهتمام ورزیده اند تصریح و تأکید فراوانی شده است. به اعتقاد برخی، «تأمل در زبان متون دینی و چگونگی فهم گذراره­های این متون در روزگار جدید به ویژه پس از رنسانس و گشایش باب نگرش­های انتقادی به متون دینی یهوی- مسیحی، اهمیتی صد چندان یافته. اکنون اساسی ترین پرسش آن است که آیا ضرورتا همین رهیافت­های زبان دینی و هرمنوتیکی، تنها گزینه های ممکن، فراروی مسلمانان است؛ و ناگزیر آن را باید، در عرصه فهم قرآن نیز بکار بست؟ [2] هرچند شیوه سنتی تفسیر متون دینی تنها گزینه فهم صائب قرآن تلقی شود، اما پیش از واکاوی و نقد نظریه های رقیب نمی توان چنین ادعایی را پذیرفت، به اقرار نویسنده کتاب «نظریه تفسیر متن» آنچه در کتاب وی انجام گرفته به لحاظ پارادایمی کاری نو و یدیع نیست؛ در این کتاب مولف کوشیده است تا صحت نظریة تفسیری عالمان مسلمان؛ «یعنی مؤلف محوری، اهمیت زمینه (کانتکست)، تعین معنایی متن، امکان فهم عینی متن و نسخ نسبی‌گرایی» را تبیین نماید. و به اذعان وی، به رغم اختلاف و تشدد، در روش‌ تفسیری در میان عالمان، فقیهان و مفسران مسلمان، از مبانی و اصول مشترکی در عرصه تفسیر برخوردارند؛ چنانچه برخی شیوه صحیح تفسیر را روش تفسیری قرآن به قرآن میدانند و برخی بر تفسیر مأثور اصرار می ورزند، برخی نیز تفسیر رمزی و اشاری را بر می گزینند. اما هر یک از روشهای بازگو شده در پی کشف مقاصد مولف بوده و روش مورد پذیریش را راهی مناسب برای راهیابی به مراد گوینده می دانند. و در برابر کسانی که دست یابی به مقصود مولف را ناممکن دانسته، صف آرایی می کنند؛ وی در باره ضررت واکاوی اندیشه های رقیب و نقد و رد آن، می نویسد: در این کتاب تلاش شده است تا نظریه های تفسیری مخالف باز گو شده و پاسخی درخورد یابد. و این ویژگی موجب شده است تا پژوهش حاضر از سایر کارهای انجام شده در این عرصه تمایز و رجحان یابد.[3] در این کتاب سعی شده است با نگاهی دانشی و اصول کلی، نظریه تفسیری عالمان مسلمان تبیین شود و در برابر نظریه های رقیب، از آن پاسداری شود.[4] برخی ضرورت بررسی اندیشه های موجود در عرصه فهم منابع دینی را این­گونه بیان می دارند: به رغم کاوشهای گسترده و شگفت در حوزه تفسیر قرآن، از سوی قرآن پژوهان مسلمان، «بی تردید بازسازی های اسلامی در خصوص تفسیر، در پرتوی دانش های نوپدید، از مهم ترین آرمانهای اندیشمندان مسلمان در عصر جدید است. برای آنان این پرسش مطرح است که، آیا می­توان به کمک این دانش­ها، نقبی نو به متون دینی گشود؟ و در عصر کنونی که می توان آن را عصر پیدایش متدولوژی های جدید نام نهاد. براستی، باید کدامین روش را برای فهم بهتر منابع دینی برگزید؟[5] بازخوانی روش­های رایج و سنتی تفسیر در میان دین­پژوهان مسلمان، از الزاماتی است که برخی صاحب نظران عرصه تفسیر، آن را یادآورد شد­ه­اند، و در پیش سخن کتاب خود در حوزه روش شناسی تفسیر قرآن، اذعان می­دارند، «تدوین چنین کتابی، افزون بر آنکه به خودی خود، به دلیل پرکردن خلأ موجود ارزشمند است، قرآن پژوهان را با شیوه درست و دقیق و رزوآمد فهم قرآن آشنا می سازد، و بردرستی آن دلیل می آورد.»[6]
افزون بر دلایل یاد شده در باره ضرورت واکاوی روش شناسی تفسیر، اهمیت قرآن سبب شده است تا اندیشمندان غیر مسلمان نیز به دیده اعجاب به آن بنگرند و در صدد کشف رمز و رازها و مطالب ژرف، بدیع و هدایتگر آن برآیند. متأسفانه به دلیل منقح نبودن زوایای روش شناسی تفسیر قرآن، تحقیقاتِ دانشمندان، به ویژه غیرمسلمانان از ضعف ها نارسائیهای غیر قابل اغماض مصون نمانده است؛ همین موضوع، پرداختن به ابعاد مختلف روش شناسی تفسر را ضرروی می سازد. از سوی دیگر به همان میزان که دستیابی به مفاد صحیح آیات و مراد واقعی خداوند در سعادت انسان و حل معضلات فردی و اجتماعی نقش مثبت دارد، انحراف و نادرستی فهم، آگاهانه یا غیر آگاهانه، پیامدهای منفی به دنبال داشت و موجب تفسیر به رأی مذموم می­شود.[7] آشنایی قرآن پژوهان با شیوه درست و روزآمد فهم قرآن، کالبد شکافی و تحلیل تلاش­های تفسیری قرآن پژوهان. و ارائه دلیل بر درستی و یا نادرستی دریافت های تفسیری آنان. کشف و بازگویی لغزشگاه­ها و نقاط ضعف تلاش های تفسیری، ارائه راه کار شناسایی مغالطه تحریف گران آموزه­های کتاب آسمانی از دیگر عواملی است که ضرروت بازخوانی روش­های تفسیر و فهم قرآن را توجیه و تبیین می­کند.[8] بدیهی است که این اهداف نیز بی اعتنا به نظریه­های موجود در حوزه روش شناسی و بررسی، نقد و نفی نظریه­های نادرست، دست نایافتنی خواهد بود.

----------------
[1] . زنجانی، عمید،
[2] . ر.ک: سعیدی روشن، محمد بافر، تحلیل زبان قرآن و روش شناسی فهم قرآن، صص 3- 4؛ نظریه تفسر متن، ص1-6؛ معناشناسی شناختی قرآن، ص21 و ......
[3] . به تعبیر دیگر ما به طور سنتی در مقدمات تفسیر و نیز در علم اصول به بحث‌هایی می‌پردازیم که یک قدری در برخی از جهات با بحث نظریه تفسیر تماس و انتصاب دارد اصلاً جهت‌گیری علم اصول چون یک علم عالی است و در خدمت تنقیح قواعد عامه استنباط است اصلاً نظریه استقلالی در خیلی از بحث‌ها نیست و خیلی از این پرسش‌هایی که در این کتاب بحث شده است از نظر اصولیون مفروغ عنه بوده است و اصلاً بحث نشده است. اگر من بخواهم قیاس کنم مثل بحث‌های اپیستومولوژی یا معرفت شناسی در حوزه فلسفی است. فیلسوفان ما نه این که شکاکیت و سفسطه و نسبی گرایی را نمی‌شناختند، اما در بحث آنتولوژی و بحث‌های هستی شناسی بطلان‌ آنها را مفروغ عنه می‌گرفتند به همین جهت از آن بحث نکرده‌اند. اما امروزه در اپیستومولوژی و معرف شناسی، سفسطه خیلی جدی گرفته می‌شود و یک عده با افتخار قائل به سفسطه و شکاکیت هستند و از شکاکیت و نسبی گرایی، اعادة حیثیت می‌کنند، لهذا اپیستومولوژی و معرف شناسی خیلی رشد پیدا می‌کند چون استدلال در اینجا مورد تومجه قرار می‌گیرد. علمای اصولی ما خیلی از بحث‌هایی که از سنخ بحث‌های نظریة تفسیر است نظر استقلالی به آن نکرده‌اند که به طور جدی به آن بپردازند و آن را مفروغ عنه گرفته‌اند، مثلاً در کتاب‌های اصولی هیچ جا نمی‌بینید که بحث کنند که چرا باید دنبال قصد مؤلف باشیم، یا ادلة کسانی که نافی قصد مؤلف هستند چه چیزی است؟ پاسخ آن ادله چیست؟ یا به چه علت باید دنبال کانتسکت تاریخی بود و یا معنا چیست؟ معنا کجاست؟ این طور بحث‌ها را به این شکل مبسوط بحث نکرده‌اند. در این کتاب از این مطالب بحث شده است.
[4] . ر.ک: واعظی، احمد، نظریه تفسر متن، ص 2. «در عرصه «نظریه نفسیر» فرمت و دسته بندی متفاوت و مناسبی ارائه شده است. نویسنده در باره ساختار این پژوهش اذعان می دارد، پرسش ها و مسائل اساسی نظریه تفسیر به سه محور و بخش اصلی « هستی شناسی معنا»، «معرفت شناسی معنا» و «اخلاقیات معنا و تفسیر صورت بندی شده است.
[5] . قائمی، علیرضا، معنا شناسی شناختی قرآن، کتاب برتر سال جمهوری اسلامی در سال 1391، ص21-22.
[6] . رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص 3-4؛ : روش شناسی تفسیر قرآن، علی اکبر بابایی غلامعلی عزیزی کیا، مجتبی روحانی راد زیر نظر محمود رجبی، تهران 1379، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ص3- 4.
[7] . ر.ک: روش شناسی تفسیر قرآن، ص 3
[8] . ر.ک: روش تفسر قرآن، ص 3و 4

منبع: ايسکا
 بایگانی اخبار

اخبار مرکز
مقالات و كتابهاي قرآني
نشست ها و همايش ها
مراكز و شخصيت ها
پايگا ه ها و وبلاگها
بين الملل