صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     پژوهشکده در يك نگاه  
جمعه ۱ شهريور ۱۳۹۸
بررسی موضوع ساده زیستی از منظر قرآن و روایات
نویسنده : عطایی، محمد آصف
نام نشريه : روزنامه ایران
شماره نشريه:
شماره صفحه:
تاريخ انتشار: 1387-04-19
کد مقاله: 87286
  دريافت فايل pdf
چکیده :


اهمیت ساده زیستی از منظر قرآن، سیره اهل بیت(ع) و علما می‌باشد.
در این نوشتار با توجه به آیات قرآن، ترغیب و تشویق به ساده زیستی و دوری از تجمل گرایی مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین اختیار نمودن و ترجیح دادن ساده زیستی و بهره‌مندی از نعمت‌های اخروی بر رفاه طلبی و دنیا طلبی و جلوگیری از هر گونه اسراف سفارش شده است. در ادامه نمونه‌هایی از ساده زیستی پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) بیان گردیده و در نهایت مواردی از ساده زیستی علمایی چون امام خمینی(س) ذکر شده است.
: موضوعات
: آدرس اينترنتي
ساده زیستی، اهل بیت(ع)، علما، امام خمینی(س) : کلید واژه

متن کامل

بررسى موضوع ساده زيستى از منظر قرآن و روايات
«به همين سادگى»


محمدآصف عطايى

ساده زيستى از جمله صفات ارزشمندى است كه درآموزه هاى دينى، توصيه و سفارش شده است. ساده زيستى كه در نقطه مقابل رفاه طلبى و تجمل گرايى قرار دارد، به معناى انزوا، گوشه نشينى، ترك دنيا و فرار از مسئوليت و تعهدات اجتماعى و انسانى و عدم استفاده و بهره بردارى از نعمت هاى دنيا نيست؛ بلكه منظور از آن اين است كه انسان، با استفاده درست و منطقى از نعمت هاى مادى، آن را وسيله و ابزارى براى رفع نيازهاى آدمى بداند و با توجه به دستورات شرع مقدس، در تهيه غذا، لباس، لوازم زندگى، نشست و برخاست با ديگران، حضور در صحنه هاى سياسى و اجتماعى و بر پايى محافل و مجالس، حد اعتدال را رعايت نموده، از نعمت هاى دنيا به قدر ضرورت و رفع نياز، استفاده كرده و از اسراف و تجمل گرايى و ريخت و پاش هاى بى مورد، خوددارى نمايد.
انسان هاى خود ساخته كه ساده زيستى را اختيار مى كنند، گرچه خود مى توانند با استفاده از نعمت هايى كه پروردگار عالم در دل طبيعت به وديعه نهاده است، زندگى بهترى را براى خود فراهم سازند، اما از آن جايى كه دلبستگى به امور مادى نداشته و آن را وسيله و ابزارى براى رفع نياز انسان ها مى دانند، ديگران را بر خود، مقدم داشته، خود به اندكى از مال دنيا اكتفا مى كنند؛ چنان كه حضرت على(ع) مى فرمايد: «اگر من مى خواستم، مى توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاى ابريشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم اما هيهات كه نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وادارد كه غذا هاى لذيذ برگزينم در حالى كه در «حجاز» يا «يمامه» كسى باشد كه به قرص نانى نرسد.»(۱)

* ساده زيستى در قرآن

در قرآن كريم آيات فراوانى آمده است كه از لحاظ مفهومى، ساده زيستى را تبيين نموده، رعايت آن را ترغيب و تشويق مى نمايد و يا از تجمل گرايى و اسراف كه نقطه مقابل ساده زيستى است، نهى مى كند. خداى سبحان پيامبرش را مورد خطاب قرارداده، خطر رفاه زدگى را گوشزد و از چشم دوختن به زرق و برق دنيا نهى مى نمايد و مى فرمايد:«و همچون كسانى نباشيدكه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را به خودفراموشى، گرفتار كرد، آنها فاسقانند و [فزونى] اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد، خدا مى خواهد آنان را به وسيله آن، در زندگى دنيا عذاب كند.»(۲)
برخى از مفسران معتقدند كه مخاطب آيه گرچه پيامبراكرم(ص) است، ولى مؤمنان و امت اسلامى مراد و مخاطب واقعى هستند؛(۳) يعنى زرق و برق فريبنده دنيا كه در قالب مال و اولاد، ظاهر مى شود، نبايد امت اسلامى و مؤمنان را شيفته و مجذوب خود ساخته و سرگرم كند؛ چرا كه سرگرم شدن به زخارف دنيا و غافل شدن از خود و خدا، باعث نابودى و هلاكت انسان ها خواهد شد.
در آيه ديگرى مى فرمايد: «هرگز چشم خود را به نعمت هاى [دنيا] كه به گروه هايى از آنها [كفار] داديم ميفكن و به خاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش و بال [عطوفت] خود را براى مؤمنان فرود آور.»(۴)
در اين آيه نيز پيامبراكرم(ص) مورد خطاب قرارگرفته است، ولى مراد واقعى، امت اسلامى است كه نبايد در برابر زرق و برق دنيا روحيه خود را از دست داده، شيفته و مجذوب آن شده و يا به خاطر نداشتن آن، محزون و غمگين شوند؛ لذا در ذيل آيه، روايت شده است: «تعدادى از كاروان هاى يهود كه حامل عطر و جواهرات بودند وارد مدينه شدند. هنگامى كه چشم مسلمانان به آنها افتاد، گفتند: اگر اين اموال از ما بود به وسيله آن تقويت مى شديم و آنها را در راه خدا مصرف مى نموديم. خداى سبحان وحى فرمود: من هفت آيه «سوره حمد» را به شما عطا كردم كه بهتر از اموال اين هفت كاروان است.»(۵)
با توجه به مطالب يادشده، اين نكته به دست مى آيد كه مخاطب واقعى در هر دو آيه، امت اسلامى است و فرقى نمى كند در چه زمان و مكانى قرار داشته باشند. مهم اين است كه پيام الهى را درك و دريافت نمايند و در زندگى خود پياده نموده، به آن عمل كنند و با زندگى ساده و بى تكلف، نعمت هاى الهى را به عنوان وسيله و ابزارى در خدمت گرفته و در حد معقول و منطقى از آن استفاده و بهره بردارى نمايند و از گرويدن به زخارف دنيا خوددارى نمايند؛ چرا كه هدف اصلى انسان، خير و سعادت اُخروى است و زندگى نا پايدار دنيا در برابر نعمت هاى آخرت ارزشى ندارد: «آنان به زندگى دنيا شادمان گشتند، در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت متاعى ناچيز است.»(۶)

* خداخواهى و ساده زيستى

خداى سبحان در سوره احزاب، پيامبر(ص) را در مورد همسرانش، مخاطب قرار داده مى فرمايد: « اى پيامبر به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى خواهيد بياييد با هديه اى شما را بهره مند سازم و شما را به طور نيكويى رها كنم، و اگر خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.»(۷)
خداى سبحان، همسران پيامبرش را، بين ساده زيستى و در كنار پيامبر(ص) بودن، و تجمل و دنيا گرايى، و جدا شدن از پيامبر(ص) مخير مى گذارد؛ يعنى اگر مى خواهيد افتخار همسرى و شركت در زندگى پيامبر(ص) را داشته باشيد، بايد قيد رفاه طلبى و تجمل گرايى را بزنيد و همانند پيامبر(ص)، زندگى زاهدانه و ساده زيستى را قبول نماييد، در غير اين صورت نمى توانيد در كنار پيامبر(ص) به عنوان همسر، زندگى كنيد و بايد جدا شويد. نكته ديگرى كه از آيه استفاده مى شود اين است كه دنيا طلبى، رفاه زدگى و تجمل گرايى با عبوديت و بندگى خدا، پيروى از پيامبر(ص) و بهره مندى از نعمت هاى سراى آخرت، سازگارى نداشته، قابل جمع نمى باشد.

* ساده زيستى در سيره پيامبر (ص)

خداى سبحان پيامبرش را به عنوان الگو و اسوه معرفى نموده، مى فرمايد: «لَقَدكانَ لَكم فِى رَسُولِ اللّهِ أُسوَه حَسَنَه.»(۸) الگو و اسوه بودن به خاطر صفات برجسته و پسنديده اى است كه در شخصيت آن بزرگوار تجلى نموده است و بايد در زندگى امت اسلامى كه افتخار تبعيت و پيروى آن بزرگوار را دارند در حد امكان و با توجه به شرايط زمانى و مكانى، رعايت شود. از جمله صفات برجسته اى كه در زندگى پيامبر(ص) رعايت مى شده است، بى پيرايگى و ساده زيستى است؛ صفتى كه منبعث از الهامات وحيانى بوده و تأثير بسزايى در جلب و جذب افراد و نجات و هدايت آنان داشته است.
امام على(ع) در يكى از خطبه هاى خود، نگاهى به الگو و اسوه بودن پيامبر(ص) دارد و آن بزرگوار را اين گونه معرفى مى نمايد: «براى تو بسنده است رسول خدا را مقتدا گردانى... او كه درود خدا بر او و خاندانش باد! روى زمين، غذا مى خورد و همچون بندگان، مى نشست و به دست خود، كفش خويش را پينه مى زد و جامه خود را وصله مى كرد و بر مركب بى پالان، سوار مى شد و ديگرى را بر پشت خود، سوار مى نمود.»(۹)
آنچه از كلمات حضرت على(ع) مى توان استفاده نمود، اين است كه اسلام، ايمان و پيروى از رسول اكرم(ص) در تمام مراحل زندگى فردى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى امت اسلامى بايد رعايت شود؛ بخصوص از مديران نظام اسلامى بيشتر انتظار مى رود كه با اقتدا به سيره پيامبر(ص) تجملات و تشريفات زايد را كنار گذاشته و در حد امكان، خود را به مردم نزديك كنند و سختى ها و مشكلات طبقات ضعيف جامعه را بدون واسطه و كاغذ بازى و با حضور در جمع آنان، لمس كرده و چاره انديشى كنند.

* ساده زيستى در سيره على(ع)

حضرت على(ع) همان گونه كه در عرصه هاى مختلف زندگى، مثل: ايمان و عبادت، علم و حكمت، شجاعت و هيبت، صبر و حلم، فصاحت و بلاغت، عدالت و حق خواهى و... يكه تاز ميادين است، در ساده زيستى نيز گوى سبقت را از همه ربوده است. انسانى عرشى و آسمانى كه در دنياى خاكى، آنچنان زندگى ساده و بى آلايش را اختيار مى نمايد كه لقب ابوتراب را به آن بزرگوار مى دهند؛ بزرگمردى كه ارزش كفش وصله دارش را بيشتر از حكومت كردن مى داند و مى فرمايد: «ارزش آن از حكومت كردن بر شما، بيشتر و بهتر است، مگر اينكه حقى را بستانم و يا ظلمى را دفع كنم.»(۱۳)
امام باقر(ع) مى فرمايد: «به خدا سوگند شيوه على(ع) چنان بود كه مانند بندگان غذا مى خورد و بر زمين مى نشست. دو پيراهن سنبلانى مى خريد و غلامش را مخير مى نمود كه بهترين آنها را بردارد و خودش آن ديگرى را مى پوشيد.
در مدت پنج سال خلافتش آجرى روى آجر نگذاشت و طلا و نقره اى نيندوخت. به مردم نان گندم و گوشت مى خوراند و خود به منزلش مى رفت و نان جو با سركه مى خورد و هرگاه با دو كار خداپسند رو به رو مى شد، سخت ترين را انتخاب مى كرد و هزار بنده را از دسترنج خود آزاد كرد كه در آن دستش خاك آلود و صورتش عرق ريخته بود و كسى را تاب و توان كردار او نبود.»(۱۴)
احنف بن قيس مى گويد: «روزى نزد معاويه بودم. موقع غذا سفره رنگينى كه در آن انواع غذاها وجود داشت، پهن شد. مرا گريه گرفت. معاويه علت را پرسيد، گفتم: روزى على(ع) هنگام افطار مرا به منزلش برد غذاى مخصوص او را آوردند ديدم انبانى است كه به مهر خود او مهر شده است، مهر را برگرفت و تكه اى از نان خشك را با سركه خورد و مجدداً سر كيسه را مهر كرد، گفتم مگر غير شما كسى ديگرى هم مى تواند از اين نان، ميل كند كه آن را مهر مى كنيد على(ع) فرمود: مهر اين كيسه به خاطر بخل و امساك نيست بلكه براى اين است كه در غياب من، فرزندانم اين نان را به روغن آغشته نكنند و من براى اين كه آنها به احترام اين مهر به آن دست نزنند، سر آن را مهر مى كنم. معاويه گفت: راست مى گويى اى احنف! احدى نمى تواند مثل على باشد.»(۱۵)
از امام صادق(ع) روايت شده است كه: «قنبر، على( ع) را بسيار دوست داشت، هنگامى كه حضرت از منزل خارج مى شد، قنبر با شمشير از پشت سر امام (ع) حركت مى كرد. يك شب على( ع) فرمود: قنبر! چرا پشت سر من حركت مى كنى عرض كرد: براى آن كه مبادا كسى به شما صدمه اى بزند. حضرت على(ع) فرمود: از اهل آسمان مرا حراست مى كنى يا از اهل زمين عرض كرد: بلكه از اهل زمين، حضرت فرمود: بدون اذن خدا اهل زمين نمى توانند بر من صدمه اى برسانند لذا قنبر برگشت.»(۱۶)
امام على(ع) ياران خود را اين گونه راهنمايى مى نمايد: «آگاه باشيد، هر مأمومى امامى دارد كه از نور دانشش بهره مى گيرد. بدانيد كه امام شما از دنيايش به دو جامه كهنه و از غذاها به دو قرص نان، اكتفا كرده است. آگاه باشيد! شما توانايى آن را نداريد كه چنين باشيد، اما مرا با روى آوردن به «ورع»، «تلاش»، «عفت»، «طهارت دامن» و «پيمودن راه صحيح» يارى دهيد. به خدا سوگند! من از دنياى شما طلا و نقره اى نيندوخته ام و از غنايم و ثروت هاى آن، مالى ذخيره نكرده ام و از زمين آن، حتى يك وجب در اختيار نگرفته ام و از اين دنيا، بيش از خوراك مختصر و ناچيز، برنگرفته ام. اين دنيا در چشم من بى ارزش تر و خوارتر از دانه تلخى است كه بر شاخه درخت بلوطى خودنمايى مى كند. آرى از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، تنها «فدك» از آن ما بود كه آن هم گروهى بخل و حسادت ورزيدند [و آن را از دست ما ربودند] و گروه ديگرى آن را سخاوتمندانه به اين و آن تعارف كردند و حاتم بخشى نمودند [و آن را ميان بستگان خود تقسيم نمودند] و بهترين حاكم خداست. مرا با «فدك» و غير فدك چه كار در حالى كه جايگاه فرداى هركس، قبر اوست كه در تاريكى آن، آثارش محو و اخبارش ناپديد مى شود. قبر حفره اى است كه هرچه بر وسعت آن افزوده شود و دست حفركننده بازتر باشد، سرانجام سنگ و كلوخ، آن را پر مى كند و جاهاى آن را خاك هاى انباشته مسدود مى نمايد.»(۱۷)
آرى در جامعه اى كه فقر و محروميت بيداد مى كند، انسان هاى خود ساخته در درجه اول تلاش ميكنند وضع موجود را تغيير دهند. به تعبير مولاى متقيان على(ع) خداوند از علما پيمان گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان، سكوت نكنند.(۱۸) و در درجه دوم با ايثار و تقسيم آنچه در دست دارند، مشكلات نيازمندان را در حد امكان، برطرف نمايند. و اگر توانايى هيچ كدام را ندارند، لااقل با زندگى زاهدانه و ساده زيستى، خود را همرنگ اقشار محروم جامعه نمايند و از اين طريق، مرهمى بر زخم آنان بگذارند.

* ساده زيستى حضرت زهرا (س)

حضرت على(ع) در كنار خود بانوى دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) را به عنوان همسر و شريك زندگى دارد كه در ساده زيستى، همتاى حضرت على(ع) است؛ بانوى نمونه اى كه پيراهنش را در شب عروسى به سائل مى دهد و با دستان مباركش جو و گندم آسياب نموده و براى همسر و فرزندانش غذا تهيه مى نمايد از تشريفات و تجملات دورى نموده، در زندگى مشترك به كمترين ها و حداقل امكانات اكتفا مى كند.
سلمان فارسى مى گويد: «روزى حضرت فاطمه زهرا (س) را ديدم كه چادرى وصله دار و ساده بر سر داشت، تعجب كردم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ايران و روم بر كرسى هاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زرباف به تن مى كنند؛ اما اين دختر رسول خداست كه نه چادرگرانقيمت بر سردارد و نه لباس هاى زيبا.
فاطمه پاسخ داد: اى سلمان! خداى متعال، لباس هاى زينتى و تخت هاى طلايى را براى ما، در روز آخرت، ذخيره كرده است.
آن گاه حضرت زهرا (س) خدمت پدر بزرگوارش رسيد و عرض كرد: اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباسم، تعجب نموده است.
سپس فرمود: سوگند به آن خدايى كه تو را مبعوث نمود! مدت پنج سال است كه فرش خانه ما، پوست گوسفند و بالش ما، چرمى است كه از ليف خرما، پرشده است.»(۱۹)
پرشكوه ترين جلوه ايثار و از خودگذشتگى كه ثمره و محصول ساده زيستى است، در زندگى مشترك حضرت على(ع) و فاطمه زهرا (س) زمانى محقق مى شود كه آن دو بزرگوار همراه با فرزندانشان، سه روز، روزه مى گيرند و در هر سه روز، هنگام غروب سائلى در خانه على(ع) مى رسد و طلب كمك مى نمايد. على(ع) و زهرا (س) شكر خدا را به جا آورده، مختصر غذايى را كه تهيه ديده بودند، به سائل مى دهند و خودشان سه شبانه روز گرسنه مى مانند؛(۲۰) لذا خداى سبحان در سوره انسان درباره ايشان مى فرمايد: «به يقين ابرار [و نيكان] از جامى مى نوشند كه با عطرخوشى آميخته است، از چشمه اى كه بندگان خاص خدا از آن مى نوشند و از هرجا بخواهند، آن را جارى مى سازند. آنها به نذر خود وفا مى كنند و از روزى كه شر و عذابش گسترده است، مى ترسند و غذاى [خود] را، با اين كه به آن، علاقه [و نياز] دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى دهند.»(۲۱)

* ساده زيستى در سيره علما

علما و دانشمندان متعهدى كه در مكتب قرآن و اهل بيت(ع)، تربيت و پرورش يافته اند، در زندگى فردى و اجتماعى به قرآن اقتدا نموده، سيره پيامبر(ص) و ائمه(ع) را سرمشق و الگوى خود قرار داده اند و به زندگى ساده و زاهدانه قناعت و بسنده كرده اند.
در مورد ساده زيستى آيت الله العظمى وحيد بهبهانى نقل شده است كه: «لباس هايش كرباس و تابدار بود و غالباً آنها را همسرش مهيا مى كرد و مى بافت... در مدت عمر به جمع زخارف دنيوى توجهى نداشت. كناره گيرى از زراندوزان شيوه او بود. از معاشرت آنها خوددارى مى كرد و با مستمندان نشست و بر خاست مى نمود. وقتى كه يكى از پسرانش براى همسرش لباس فاخرى تهيه كرده بود، ايشان او را مورد عتاب قرار داد و فرمود: اگر چه استفاده از نعمت هاى خدا حرام نيست، ولى حداقل كارى كه من و خانواده ام مى توانيم انجام دهيم اين است كه با مردم فقير همدردى كرده و همانند آنها زندگى كنيم گرچه قدرت برخريد هر چيزى را داريم.»(۲۲)
امام خمينى (ره) نيز در تمام مراحل زندگى، چه زمانى كه طلبه گمنامى در مدرسه فيضيه بود و چه زمانى كه رهبرى و مرجعيت شيعيان جهان را بر عهده داشت، ساده زيستى و اكتفا به حداقل زندگى را منش خويش قرار داده بود و هيچگاه حاضر نشد سطح زندگى ايشان از سطح زندگى عموم مردم بالاتر برود.(۲۳) يكى از اطرافيان امام مى گويد: «امام زمانى كه در نجف بود در يك منزل استيجارى كه نوساز نبود و از جهت سادگى مثل منازل ساير مردم عادى و طلاب بود، سكونت داشت. وقتى به ايشان گفته شد همانند بقيه بزرگان منزلى در كوفه، نزديك رود فرات برايشان اجاره شود تا در ايام تابستان كه هواى نجف گرم و خشك بود، به آنجا برود، ايشان امتناع كرد و فرمود: من چطور مى توانم به كوفه روم [و دنبال رفاه خود باشم] در حالى كه بسيارى از مردم ايران در زندان به سر مى برند.»(۲۴)
آنچه از مجموع مطالب ياد شده، بايد آموخت و به عنوان پيروى از مكتب اهل بيت (ع) در زندگى به كار بست، اين است كه گرچه توان و ظرفيت پذيرش ساده زيستى ائمه(ع)، براى انسان هاى معمولى، تحملش مشكل و چه بسا ناممكن به نظر مى رسد، ولى مى توان با زندگى ساده تر و جلوگيرى از اسراف و ريخت و پاش هاى بى مورد و پرهيز از تجمل گرايى، بخش زيادى از مشكلات و نابسامانى ها را سر و سامان داد. مصارف هنگفتى كه امروزه، صرف ساخت و ساز منازل مجلل، خريد اسباب و لوازم مدل جديد، مهمانى ها و عروسى هاى مجلل و پرشكوه، سمينارها و همايش هاى غير ضرورى، مسافرت هاى داخلى و خارجى، رقابت هاى انتخاباتى و... مى شود، بخش كلانى از سرمايه ملى را به خود اختصاص مى دهد كه اگر درست جهت داده شود، مى تواند مشكلات جامعه را تا حدودى حل كند.

منابع در دفتر روزنامه موجود است



قرآن پژوهی
پايگاه تخصصي ترجمه قرآن كريم
دائرة المعارف قرآن كريم (9جلد)
فرهنگ قرآن (24جلد)
تفسير راهنما (20 جلد)
فرهنگ موضوعي تفاسير (3 جلد)
دانشنامه موضوعي مقالات قرآنی
جرعه اي از زلال قرآن
کتابخانه دیجیتالی آثار
پرسمان هاي قرآني
درآمدی بر اجتهاد از منظر قرآن

اطلاع رسانی قرآنی
نرم افزار های مرکز
كتابخانه تخصصي قرآن
جديدترين مقالات قرآني
كتب جديد قرآني
پايان نامه هاي قرآني
معرفی نشریات قرآنی
معرفی قرآن پژوهان
پايگاه هاي قرآن پژوهي
نرم افزارهاي قرآني
فصلنامه پژوهش هاي قرآني