صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     پژوهشکده در يك نگاه  
جمعه ۱ شهريور ۱۳۹۸
فواید خواب
نویسنده : سادات حسینی، حمید
نام نشريه : روزنامه کیهان
شماره نشريه:
شماره صفحه:
تاريخ انتشار: 1387-03-30
کد مقاله: 87255
  دريافت فايل pdf
چکیده :


تبیین اقسام و آثار خواب می‌باشد.
در نوشتار حاضر ابتدا از خواب به عنوان نیاز طبیعی انسان یاد شده است، سپس حقیقت خواب خروج روح از بدن معرفی گردیده است. نویسنده با بیان تفاوت میان مرگ و خواب و ارتباط آن با معاد از انواع خواب یعنی خواب سبک و سنگین سخن گفته است و در نهایت ایجاد آرامش را از جمله آثار خواب دانسته و آن را توضیح داده است.
: موضوعات
: آدرس اينترنتي
اقسام خواب، آثار خواب، مرگ : کلید واژه

متن کامل

فوايد خواب


حميد سادات حسيني

در نوشتار زير نويسنده پيرامون نعمت خواب و حقيقت آن از ديدگاه قرآن به بحث پرداخته و آثار و فوايد آن را تبيين كرده است البته محور سخن در اين مقاله نقش خوابيدن و به خواب رفتن است و موضوع خواب ديدن و مسائل پيرامون آن، از اين مقوله خارج است از اينرو در خصوص مباحثي كه درباره رويا و خواب ديدن در آيات قرآني بيان شده به طور مستقيم سخني به ميان نيامده و تنها براي فهم مفهوم خوابيدن به برخي از آنها اشاره شده است. اينك با هم از نظر مي گذرانيم .

خواب، نياز طبيعي انسان

يكي از امور طبيعي مسئله خواب است. خواب در زندگي بشر از چنان اهميتي برخوردار است كه به طور طبيعي انساني كه از خواب به هر علتي محروم شود ممكن است بميرد. در خبرهاي جهان امروز، اخبار بسياري از كساني گزارش مي شود كه هفتاد ساعت پياپي پشت دستگاه رايانه نشسته و مشغول بازي شده و از شدت فشار بي خوابي دچار مرگ زودرس شده و جان خويش را بر روي بازي گذاشته اند. جوانان بسياري براي اين كه مراحل مختلف بازي را طي كنند و در آن موفق شوند سه شبانه روز خود را با آن سرگرم مي كنند. در تمامي اخبار و گزارش ها سخن از سه شبانه روز و يا در حدود هفتاد ساعت مي شود. به نظر مي رسد كه انسان به طور طبيعي بيش از اين مقدار نمي تواند بي خواب بماند و نيازمند خواب است وگرنه دچار سكته و ايستايي قلب مي شود هر چند كه جوان و از هر نظر سالم باشد. تأكيد برطبيعي از آن روست كه كساني هستند كه به عللي چون ضربات مغزي و يا رخدادي، سلول هاي مغزي مهار خواب آنان از كار مي افتد و شخص ماه ها بلكه سال ها از خواب محروم مي شود كه در ايران نيز نمونه هائي از خوزستان در اخبار گزارش شده كه بيش از چهل سال نخوابيده و يا همانند پرندگان خواب هاي لحظه اي و ثانيه اي دارند. برخي ديگر نيز مي توانند خواب خويش را مهار كرده و تا هفته ها نخوابند. اينان كساني هستند كه با رياضت و ورزش هاي بدني و روحي و رواني توانسته اند ظبيعت بدن خويش را مهار و به فرمان خويش درآورند. مرتاضان هندي در اين شيوه بسيار مهارت دارند و با تمرين ها و ورزش هاي سخت و دشوار توانسته اند توانايي مهار خواب را به دست آورند بي آن كه بي خوابي موجب شود دچار سكته و يا مرگ زودرس شوند.
به هر حال انسان به طور طبيعي نيازمند خواب است و بي خوابي عامل مهم در ايستايي قلب و مرگ شخص مي شود. برخي بر اين پايه مي گويند كه انسان از گرسنگي و تشنگي نمي ميرد ولي از بي خوابي مي ميرد. بنابراين يكي از نعمت هاي خداوندي به بشر مسئله خواب است.
خواب خوب آن است كه در محيطي آرام انجام شود و خوابگاه از كم ترين نور برخوردار باشد. از اين رو قرآن يكي از آيات بزرگ خداوندي را مسئله گردش روز و شب مي داند كه فرصتي براي استراحت و آرامش كامل انسان در شب فراهم مي آورد و زمينه را براي تلاش و كار در روز ايجاد مي كند.

حقيقت خواب

قرآن حقيقت خوابيدن را به معناي خروج روح از بدن برمي شمارد و مي فرمايد: و هوالذي يتوفيكم بالليل؛ خداوند كسي است كه شما را در شب توفي مي كند. (انعام آيه 60) و يا مي فرمايد: الله يتوفي الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها... ويرسل الاخري الي اجل مسمي؛ خداوند كسي است كه جان ها ونفس ها را در هنگام مرگ توفي مي كند و مي گيرد اگر در خواب نمرده باشد... و آن ديگري را كه نمرده را مي فرستد تا زمان مرگ معين و مشخص وي فرارسد. (زمر آيه 42)

خواب و مرگ، دوهمزاد

در اين آيات به ويژه آيه اخير به حقيقت مرگ اشاره شده است. در تحليل قرآني، مرگ و خواب امري يگانه هستند و هيچ تفاوت ماهوي از يكديگر ندارند. به اين معنا كه حقيقت مرگ و خواب اين است كه جان آدمي به طور كامل گرفته مي شود و جان از كالبد بشري بيرون مي رود. از اين رو در هنگام خواب ارتباط ميان بدن و روح از هم گسسته مي شود و خداوند جان ها را از تن ها بيرون مي كشد و به جايي ديگر مي برد كه بيرون از كالبد و تن آدمي و جايي است كه از آن به نزد خود ياد مي كند.
تنها تفاوت ميان مرگ و خواب اين است كه درهنگام مرگ اين ارتباط به طوركلي حذف مي شود و هرگونه رابطه و پيوندي ميان بدن و روح از بين مي رود. تن و جان آدمي دراين هنگام ديگر با هم پيوندي ندارند و روح كه از كالبد جدا شده اجازه بازگشت به تن را نخواهد يافت و درهمان جايي كه رفته نگه داشته مي شود. اما خواب به گونه اي است كه اين پيوند دوباره به طور كامل برقرار مي شود و جان به سوي بدن فرستاده مي شود تا مديريت و مهارتن را به عهده گيرد. قرآن هر خوابي را مرگي مي داند كه توفي و گرفتن كامل در آن انجام مي شود با اين تفاوت كه در هنگام مرگ روح نگه داشته مي شود ولي در خواب روح تا مدتي كه اجل مسماي فرد است بازگردانده مي شود تا تن را مديريت كند.
بنابراين حقيقت خواب را همانند مرگ مي توان خروج روح از تن دانست. هر خوابي مرگي است كه ادامه نمي يابد و شخص با بازگشت روح به تن دوباره بيدار مي شود. از اين رو بيداري به معناي بازگشت روح به تن خواهد بود. كسي كه در خواب است هيچ گونه مهار و مديريتي بر تن خويش ندارد و ارتباط ميان روح و تن به گونه اي نيست كه در هنگام بيداري است. اين بدان معنا خواهد بود كه ارتباط ميان روح و بدن ارتباطي از بيرون است و نه از درون. اين گونه كه شخص از بيرون چيزي و كالبدي را مديريت مي كند.

انواع خواب

ارتباط بيرون و درون در هنگام خواب مي تواند متغير باشد.به اين معنا كه در هنگام خواب هرچند كه جان از تن بيرون مي رود ولي نوعي ارتباط و پيوند مديريتي ميان روح و كالبد آن برقرار است. اين ارتباط مي تواند به جهت دوري و نزديكي روح از كالبد متغير باشد. هرچه جان از تن دورتر باشد اين پيوند ضعيف تر و هرچه نزديك تر باشد ارتباط و احساس پيوند، قوي تر و شديدتر است.از اين رو خواب را به جهت ميزان دوري و نزديكي جان از تن به دو دسته خواب سبك و سنگين دسته بندي كرده اند.
خداوند به هر دو نوع خواب اشاره مي كند. خواب سبك در زبان عربي نعاس و سنه (به كسر سين) ناميده مي شود. كه به معني چرت است. خواب سبك را مي توان به خواب سبك و سبك تر دسته بندي كرد كه چرت در زبان فارسي بخشي از اين معنا را بيان مي دارد. به هرحال خواب سبك و چرت به دو دسته اساسي دسته بندي مي شود كه در عربي از آن كه سبك تر است به سنه و آن كه سنگين تر است به نعاس تعبير مي شود. نعاس به معناي خوابي است كه افزون بر چشم بر گوش نيز تسلطي داشته باشد و شخص اين احساس خويش را نيز از دست دهد.
در هنگام خواب به سبب خروج روح از بدن شخص مهاري بر احساسات و ابزار شناختي خويش ندارد. و لذا در هنگام خواب بينايي و شنوايي از دست مي رود و اگرچه گوش و چشم به شكلي محدود فعال هستند ولي به گونه اي نيست كه با قلب و جان مديريت شود بلكه با مغز مديريت محدود مي شود. در هنگام خواب چشم زودتر و گوش ديرتر به خواب مي رود. خداوند هرگونه خواب و خواب سبك (سنه) را از خود دور مي داند. نفي هرگونه خواب و چرت از نوع سبك (سنه) و سنگين آن (نعاس كه بر گوش نيز سنگيني مي كند) به معناي آن است كه خداوند موجودي نيست كه روح و جاني و كالبدي داشته باشد تا نيازمند جدا شدن روح از كالبد باشد. اين بدان معنا است كه خداوند موجودي مجرد و غيرمجسم است.
به هر حال خواب از نظر دوري و نزديكي روح از تن به دو دسته اصلي خواب كامل (سنگين) و خواب سبك دسته بندي مي شود. (بقره آيه 255 و آل عمران آيه 154 و انفال آيه 11 و انعام آيه 60 و زمر آيه 42)
البته با توجه به تفسيري كه از امام صادق درباره واژه سكاري در آيه 43 سوره نساء وارد شده مي توان گفت كه خوابي نيز وجود دارد كه در هنگام بيداري رخ مي دهد و انسان با اين كه بيدار است در خواب مي باشد. در زبان فارسي از اين حالت به خماري ياد مي كنند و گاه از آن به حالت منگي و مستي نيز تعبير مي شود. حالت منگي و خماري و مستي آن است كه شخص بيدار است ولي در هوشياري به سر نمي برد. اين حالت گاه طبيعي است و گاه به علل غيرطبيعي رخ مي دهد. در آيه فوق از مردم خواسته شده تا در هنگام مستي و منگي، نماز نگذارند و زماني نماز به پا دارند كه از منگي بيرون آمده و از مستي خارج شده باشند. حضرت امام صادق(ع) انتم سكاري را به معناي منگي و مستي خواب تفسير و تعبير مي كند و مي فرمايند مراد اين حالت است نه آن كه شخص مست به مشروبات الكلي در آن حالت، نماز نخواند. بنابراين مراد آن است كه شخص در حالت هوشياري كامل نماز را بخواند و حالت منگي و خماري نداشته باشد. (الكافي ج 3 ص 371)
البته اين حالت را نمي توان جلوه اي از جدايي روح از كالبد دانست. به نظر مي رسد كه اين حالت بيش تر پس از خواب و بازگشت روح به تن است كه هنوز تسلطي كامل فراهم نشده و روح بر تن مديريت كامل نيافته است و پس از بازگشت، در حالت منگي و خماري و مستي به سر مي برد. بنابراين حالتي پس از بيداري است نه آن كه حالتي پيش از خواب باشد. مي توان گفت اين همان حالتي است كه در فارسي از آن به خواب آلودگي تعبير مي شود بنابراين خداوند فرمان مي دهد كه در حالت خواب آلودگي نماز نخوانند و پس از هوشياري كامل و بيداري و خروج از منگي نماز را به پا دارند.

خواب با معاد و رويا

از مطالب پيشين ارتباط خواب با معاد و رويا نيز شناخته شد. خواب از آن رو كه خروج جان از تن و بازگشت دوباره آن به تن مي باشد همانند مسئله معاد است. با اين تفاوت كه در خواب كالبد هنوز فراهم است و روح به همان جا باز مي گردد ولي در معاد، كالبدي درست شده و در اختيار جان قرار مي گيرد. از اين رو خداوند خواب را نمادي از قدرت خداوند براي ايجاد معاد و امكان تحقق آن مي داند. (نباء آيه 9 و 17) در اين آيه با تقدم مسئله خواب بر مسئله ميقات و معاد بر امكان معاد از طريق تفكر در مسئله خواب تأكيد شده است.
مسئله ديگري كه قرآن بدان اشاره مي كند رويا و خواب ديدن است. شخص در حالت خواب، اموري را مي بيند كه بسيار شگفت انگيز و هراسناك و يا خوشايند است. اين ها در زماني اتفاق مي افتد كه روح از تن بيرون رفته است. شخص در اين زمان براساس توانايي و ظرفيت هاي خويش در عوالم مختلف سير مي كند و اطلاعاتي كسب مي كند. اين اطلاعات با توجه به ظرفيت روح مي تواند حفظ شود و يا از ياد برود. گاه هنگام بازگشت، خواطر آلوده و شيطاني، تصرفاتي در آن مي كند و اطلاعات را به شكل هواجس و اوهام درمي آورد. اين گونه است كه خواب ها و روياها مي تواند درست و يا نادرست شود. با آن كه همه افراد مي توانند حقايق را بنگرند و ببينند و به خاطر بسپارند ولي عوامل بيروني و تصرفات شيطاني و يا ضعف و ناتواني شخص، موجب مي شود كه خواب ها از حالت اصلي خود بيرون روند. به هر حال خواب امري مرتبط با ارتباط روح با عوامل ديگر است و اطلاعاتي از اين راه به دست مي آورد ولي گاه تصرفاتي از سوي شياطين و يا حتي از سوي خداوند (انفال آيه 23 و صافات آيه 102) صورت مي گيرد كه موجب تغيير در محتوا مي شود.

آثار خواب

خواب داراي آثار بسياري است كه به برخي از آن ها اشاره شد. ولي افزون بر آن از مهم ترين آثار و كاركردهاي خواب در زندگي معمولي بشر، ايجاد آرامش است. انسان در هنگام خواب تن را به كناري مي نهد و فرصتي مي دهد تا نظام بدن استراحت كند. آن چه نياز به آرامش دارد تن و كالبد بشر است نه روح و جان وي؛ ولي از آن جايي كه در هنگام بيداري، ارتباط تنگاتنگي ميان تن و جان وجود دارد خستگي تن به روح انتقال مي يابد و نمي گذارد تا هوشياري كامل رخ دهد و بدن از اجراي فرمان هاي نفس و روح سرباز مي زند؛ زيرا قادر به اجراي آن نيست. خواب اين فرصت را براي تن فراهم مي آورد كه خود را بازسازي كند و نيروي تحليل رفته خويش را بازيابد. از اين روست كه خداوند از خواب به عنوان سبات يعني آرامش تن ياد مي كند كه با امنيت به معناي آرامش روح تفاوت دارد. به هر حال در همه آيات، سخن از آرامش تن (سبات) است كه بيانگر آن است كه تن به آرامش نيازمند است كه اين به خروج جان از تن انجام مي شود. (فرقان آيه 47 و نبا آيه 9) اين گونه است كه خداوند براي آرامش تن و رفع خستگي آن، خواب را قرار داد.


قرآن پژوهی
پايگاه تخصصي ترجمه قرآن كريم
دائرة المعارف قرآن كريم (9جلد)
فرهنگ قرآن (24جلد)
تفسير راهنما (20 جلد)
فرهنگ موضوعي تفاسير (3 جلد)
دانشنامه موضوعي مقالات قرآنی
جرعه اي از زلال قرآن
کتابخانه دیجیتالی آثار
پرسمان هاي قرآني
درآمدی بر اجتهاد از منظر قرآن

اطلاع رسانی قرآنی
نرم افزار های مرکز
كتابخانه تخصصي قرآن
جديدترين مقالات قرآني
كتب جديد قرآني
پايان نامه هاي قرآني
معرفی نشریات قرآنی
معرفی قرآن پژوهان
پايگاه هاي قرآن پژوهي
نرم افزارهاي قرآني
فصلنامه پژوهش هاي قرآني