صفحه اصلي     درباره ما     نقشه سايت     ارتباط با ما     پژوهشکده در يك نگاه  
يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
نگاه زنانه یا نگاه جوانمردانه و فرا زمانی؟!
نویسنده : روزنامه رسالت
نام نشريه : روزنامه رسالت
شماره نشريه:
شماره صفحه:
تاريخ انتشار: 1387-03-30
کد مقاله: 87257
  دريافت فايل pdf
چکیده :


پاسخ به شبهاتی درباره فضیلت مردان و حقوق زنان در قرآن می‌باشد.
نوشتار حاضر در مقام پاسخگویی به برخی از شبهاتی است که در سایت « کانون زنان» از یک خانم قرآن پژوه مطرح گردیده است که در آن مقاله قوام بودن مرد بر زن« الرّجال قوّامون علی النساء» از جمله خطاب‌های توصیفی قرآن دانسته شده است، همچنین سرپرستی مرد بر زن به گونه فصلی و موسمی معرفی شده است. نویسنده در رد شبهات مذکور معتقد است فضیلت مردان در موارد خاص می‌باشد و سرپرستی و مدیریت آنان نیز منوط به عمل به دستورات شرع می‌باشد. وی قوام بودن مرد را مربوط به محدوده خانواده می‌داند و آن را یک وظیفه معرفی کرده است و بر این باور است که در هیچ کتابی به اندازه قرآن از حقوق زنان و کرامت آنان دفاع نشده است.
: موضوعات
: آدرس اينترنتي
سرپرستی مردان، حقوق زنان : کلید واژه

متن کامل

نگاه زنانه يا نگاه جوانمردانه و فرازماني؟!


اشاره:

در سايت “کانون زنان” مقاله گفتگو گونه‌اى تحت عنوان “معناى فضيلت مردان و حقوق اقتصادى زنان در قرآن”‌ از خانم هاله سحابى وارد شده است که از جهات گوناگون قابل تامل است. در اين مقاله گفتگو گونه، تلاش شده است تا نگاه قرآن و کارشناسان قرآنى را نسبت به زنان، نگاه ناموفق و ناميمون جلوه دهد. از اين روى شبهاتى را در اين راستا طرح نموده و خود به جواب آن پرداخته است. هرچند چنين دغدغه‌اى از يک خانم قرآن‌پژوه شايسته تقدير وتعريف است ولى بى‌دقتى‌ها و حرف‌هاى غيرکارشناسانه نيز هميشه در ترازوى نقد و بررسى قيمت‌گذارى و کدگذارى مى‌شود. متن موردنظر نيز چنين است و از اين روى پاره‌اى از آن در اين نوشتار مورد مداقه و نقد و بررسى قرار مى‌گيرد؛

شبهه

بخشى از شبهاتى که در اين متن گفتگو گونه مطرح گشته اين است که: “در احکام قرآنى نسبت به زن، قيموميتى و سرپرست‌واره نگريسته شده است. گويى مردان مسئول احقاق حقوق زن هستند چه در مقام همسر و چه در مقام پدر”. همچنين آمده است: “هرجا در قرآن سخن از برترى و فضيلت کسى بر ديگرى است، دليلش غالبا همان برترى‌ها در امکانات و توانايى‌هاى دنيايى بوده است. هرجا در قرآن از فضيلت صحبت شده است، مراد روزي، قدرت، علم، دانش و مهارت است... بنابراين اگر در آن روزگار مرد خطاب آيات قرآن است به اين دليل بوده که در آن دوره امکانات بيشتر از زن داشته است اما اين روزها ديگر فضيلت به معنايى که در قرآن آمده است صرفا به مرد محدود نمى‌شود و زنان نيز در جامعه از سطوح مختلف فضيلت برخوردار شده‌اند.”
همچنين آمده است: “قوام بودن مرد بر زن و اينکه رجال قوامون على‌النسا معرفى شده‌اند از جمله خطاب‌هاى توصيفى است و نه دستوري...”

جوابى روشمندانه و واقع‌بينانه با نگاه جوانمردانه

قبل از آنکه نگاه به قرآن، زنانه و يا مردانه باشد، بايد نگاه جوانمردانه و همه‌جانبه باشد تا با جهانى بودن قرآن و جاودانگى آن تنافى پيدا نکند. از اين روى هرگاه بحث قيموميت مرد بر زن مطرح مى‌شود بايد دقيق و عميق مطرح شود تا حق قرآن درست ادا شود. طرح اين بحث به صورت فصلى و موسمى که مرد زمانى به علت مشکلات اقتصادى زن، به او قيموميت و سرپرست‌وارگى مى‌داشته هم اکنون که زن از نظر اقتصادى به استقلال دست يافته است، ديگر به قيموميت و سرپرست‌وارگى مرد نياز ندارد و به آن رضايت هم نمى‌دهد، بحث درستى به نظر نمى‌رسد و با جهانى بودن قرآن و جاودانگى آن همخوانى ندارد. چون قرآن، اين کتاب آسمانى درباره زن و مرد بى‌هيچ اغراق و سياست‌بازي، انديشه به حق خود را بازگفته و موقعيت حقيقى هر يک را به‌طور روشن بيان کرده و تماميت در خلقت و هدايت را به‌طور مشترک به زن و مرد عطا فرموده است.
اگر خداوند در آفرينش انسان از زيبايى و حسن و کمال، سخن رانده و به خود مباهات کرده، هم نسبت به زن و هم نسبت به مرد فرموده است: “وتبارک الله احسن الخالقين؛ آفرين بر خدا که بهترين خلق‌کنندگان است.” (1)
اسلام براى هريک از زن و مرد وظايف روشن و مشخصى قرار داده است تا در مقابل يکديگر مسئول باشند. شريعت همنوا با عقل، حاکميت محدود را در جهات مديريت براى مرد قرار داده و زن را به منظور ايجاد و حرکت حقيقى در اين جهات، تابع مرد شمرده است، ولى زور، ظلم، ستم و مردسالارى استبدادى و فرعون‌مآبانه را در امور زندگى نفى و رد کرده و موقعيت‌هاى برجسته و زمينه‌هاى خاص ارزشى زن را به‌طور شفاف بيان نموده است.
تنها چيزى که بايد در رفتارهاى اجتماعى و تمام شئون زندگى زناشويى حاکم باشد، عقل و شريعت است. درواقع زن و مرد بايد در رفتارشان تابع حق و عقل باشند. حق تعالى زن را در جهات خاص و معدودى تابع مرد قرار داده است، همان‌طور که در دسته‌اى از امور زن را موقعيت ممتاز بخشيده است، بنابراين مرد نمى‌تواند ظالمانه حکم کند و زن نيز نبايد از شوهر خود در معصيت الهى تبعيت کند.(2)
در واقع يک دسته تقسيم‌هاى زيبايى براى زن و مرد ترسيم شده است و از حدود آن نبايد تجاوز کرد. اين غير از اين است که ما احکام قرآنى و دين را فصلى و موسمى و براى يک زمان و مکان خاص بدانيم.
وقتى از قيموميت مرد سخن به ميان مى‌آيد يک سلسله مزاياى اجرايى و مديريتى براى مرد مطرح است و آن هم مديريت شرعى يعنى تا زمانى که به دستور شرع مقدس اسلام عمل کند و از حد و مرز آن خارج نشود، مديريت دارد و کارهاى اجرايى خانه و خانواده را بر دوش دارد. هرگاه از حدود شرع تجاوز کند و نتواند درست انجام وظيفه کند، اين حق از او سلب و به ديگرى واگذار مى‌شود. در مورد زن نيز مسئله اين‌گونه است... ولى در اصول بنيادى تقرب و تکامل بين زن و مرد فرقى نيست، به‌عنوان نمونه وقتى زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به‌عنوان دو صنف مطرح است هرگز مرد، قوام و قيم زن نيست و زن هم در تحت قيموميت مرد نيست. “الرجال قوامون على النساء”(3) مربوط به آنجايى است که زن در مقابل شوهر وشوهر در مقابل زن باشد که در آن صورت سخن از قوام بودن به ميان مى‌آيد، به اضافه آنکه قوام بودن نشانه کمال وتقرب به سوى حق تعالى نيست، همچنان که در تمامى وزارتخانه‌ها و جامعه‌هاى بشرى و مراکز گوناگون، افرادى هستند که قوام ديگرى هستند و اين مديريت فخر معنويت نيست بلکه يک کار اجرايى است و فقط يک مسئوليت اجرايى و مديريتي.
مسائل اجتماعى و شم اقتصادى و تلاش و کوشش براى تحصيل مال و تامين نيازمندى‌هاى منزل و اداره زندگى را مرد بهتر به عهده مى‌گيرد و چون مسئول تامين هزينه،‌مرد است و مرد هفتاد سال، صدسال، بلکه مادام العمر واجب النفقه است و اين خود بار مسئوليتى بسيار سنگين را بر دوش مرد مى‌گذارد و در صورت تعدى و تخطى از دستور شرع مقدس، مرد را محکوم و مجازات مى‌نمايد... از اين روى سرپرستى و حفاظت داخلى منزل هم با مرد است و اين يک وظيفه است نه فضيلت. دوم قوام بودن که قرآن شريف بدان پرداخته است، وظيفه و انجام وظيفه است.(4)
گرچه “الرجال قوامون على النساء” جمله خبريه است ولى روحش انشاء است يعنى اى مردها شما قوام منزل باشيد، سرپرست منزل باشيد، کارهاى بيرون منزل را انجام دهيد، اداره زندگى را در منزل به عهده بگيريد و آسايش و آرامش خود و خانواده را در منزل تامين و فراهم سازيد، چه زن صاحب ثروت کلان باشد و چه فقير.
برخى قيموميت را به معناى اسير بودن زن معنا مى‌کنند که بسيار ناصواب است و معنايى است که روح قرآنى ندارد. چون قيموميت از منظر قرآن، انجام وظيفه است نه حاکميت شاهانه، قيم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است. گاهى زن قيم مرد مى‌شود و گاهى مرد قيم زن. در اصول خانوادگى بسيارى مسائل عوض مى‌شود. اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است. اگر مادر، فرزند را از کارى نهى کرد، اطاعت از مادر واجب است پس نمى‌تواند بگويد: چون من به درجه اجتهاد رسيده و يا مهندس و طبيب شده‌ام ديگر تحت فرمان مادر نيستم. در حقيقت در چنين مواردى مادر قيم پسر است ولو آنکه پسر، مجتهد و متخصص درجه يک باشد. در امور داخلى خانه و خانواده زن و شوهر، مادر و فرزند و پدر و فرزند يک سلسله حقوق متقابلى و رفت و برگشتى نسبت به هم دارند. (5)
افرادى که از قيموميت، برداشت آزاد دارند و پيش فرض‌هاى ذهنى خويش را بر آن تحميل مى‌کنند به نوعى مرتکب تحريف معنوى مى‌شوند. از اين‌روى مى‌گويند: ديگر زن اسير و برده دست مرد نيست و دوران برده‌دارى و اسارت به پايان رسيده است و زن هم مى‌تواند صاحب فضيلت باشد. حال آنکه اين برداشت، نوعى پيش داورى در مورد نظرات قرآن و تحميل پيش فرض‌ها به قرآن است. وگرنه قيموميت از منظر قرآن هيچ بار منفى‌اى ندارد تا گفته شود دوران آن به سر آمده است.
قرآن شريف از اول فضيلت را نه اختصاصى براى مرد دانسته است و نه اختصاصى براى زن. مرد و زن هر دو صاحب فضيلت هستند و در عرصه‌هاى گوناگون زندگى براساس توانمندى‌هاى جسمى و روحى آن بهره مى‌جويند.
قرآن عزيز، مرد و زن را سه گونه مورد خطاب قرار مى‌دهد؛ بخشى از خطابات مخصوص مردان است و بخشى از خطابات ويژه زنان و بخش ديگر از خطابات مشترک براى زنان و مردان. اگر در قرآن شريف سوره يونس، سوره يوسف و ... آمده است، سوره مريم و سوره کوثر و سوره نساء نيز آمده است و در سوره نساء تمام حقوق بنيادين زن را برشمرده است و از حقوق همه جانبه زن دفاع کرده و زن را همچون مرد صاحب فضيلت و شرافت و عفت دانسته است . اگر قرآن عزيز، برخى از مردان را الگوى مردان و زنان جهان قرار داده است برخى از زنان را الگوى زنان و مردان جهان قرار داده است. مگر حضرت فاطمه زهرا- سلام الله عليها- و حضرت مريم (س) الگوى تمام مردان و زنان جهان نيستند؟ مگر حضرت خديجه (س) به عنوان يک زن ثروتمند صاحب فضيلت نبود و بر بسيارى از بزرگان قريش فضيلت و برترى نداشت؟ مگر مردان نسبت به هم فضيلت و برترى ندارند؟ مگر زنان برخى نسبت به برخى ديگر برترى و فضيلت بيشترى ندارند؟ مگر قرآن شريف نمى‌گويد: برخى از پيامبران بر برخى ديگر از فضيلت بيشترى برخوردارند؟ (6) وقتى پاى مراتب مرد و زن و فضيلت معنوى مرد و زن به ميان آيد، بحث بسيار ظريف و ارزشمند نيز مى‌شود و فکر همگان بدان قله قد نمى‌دهد.
در برد متوسط و برد بلند، خطابات قرآن نسبت به زنان و مردان به صورت “هن لباس لکم و انتم لباس لهن” (7) و “ان اکرمکم عندالله اتقيکم” (8) است. يعنى زنان مايه آرامش مردان هستند و مردان مايه راحتى زنان و گرامى‌ترين شما نزد خدا پرهيزگاراترين شماست.

زن، آرامش آفرين است و مرد آسايش آفرين

با اين بيان، قيموميت را نمى‌توان از مرد سلب کرد، همان طور که مادرى کردن را نمى‌توان از زن سلب کرد. واجب النفقه بودن را نمى‌توان از دوش مرد برداشت، همان طور که زن را نمى‌توان واجب النفقه شوهر دانست و مهريه را نمى‌توان از دوش مرد برداشت همان طور که مهر و محبت را نمى‌توان از دوش زن برداشت. مرد را نمى‌توان به زيور آلات و زينت آلات آرايش کرد، همان طور که زيور آلات و زينت آلات را نمى‌توان از زن سلب کرد.... پس هر سخن جايى و هر نکته مکانى دارد.
تفاوت‌هاى بين مرد و زن، طبيعى است همان طور که تفاوت‌هاى بين مردان و تفاوت‌هاى بين زنان نيز طبيعى است. هيچ دو شيء در جهان هستى عين همديگر نيستند. قطرات باران و برف، يکى نسبت به ديگرى متفاوت است. پس اينها هيچ منافاتى به فضيلت‌ها و تکامل و تعامل ندارد. معيار واقعى در برد بلند فضيلت شناسي، تقوا و پرهيزگارى است، نه زن بودن و يا مرد بودن و ... .
بنابراين وقتى مسائل درست از هم تفکيک شوند، هيچ منافاتى نسبت به هم پيدا نمى‌کنند و هيچ شبهه‌اى را به ذهن نمى‌آورد. وقتى نقش زن با نقش مرد به هم آميخته شود و خلط مبحث صورت گيرد، اين همه شبهات و سوالات به انسان رو مى‌کند و گاهى برخى‌ها در باتلاق‌هاى عميق شبهات فرو مى‌روند اگر به جواب درست دست نيابند، هلاک مى‌شوند.
قيموميت مرد بر زن را اين گونه مى‌توان مثال زد که: اگر فردى تختى ساخته و ديگرى را بر روى آن نشانده و خود به خدمت او کمر بسته باشد و نام خود را قوام گذارده باشد، آيا در ا ين صورت از احترامات و رعايت آن که بر تخت نشسته است چيزى کم کرده‌اند؟ هرگز.
حال آيا زن آن بر تخت نشسته صاحب احترام و عزت و صاحب رعايت و عفت و مرد آن خدمتگزار وظيفه شناس رعايت کننده نيست؟ البته که هست و قيموميت مورد نظر قرآن اين گونه است. فضيلت مرد بر زن همانند فضيلت عضوى بر عضو ديگر است، و چون هر عضوى خاصيت و جايگاه خاص خودش را دارد وظيفه هر کدام متفاوت و گوناگون است، بنابراين فضيلت به معناى نابرابرى و بى‌عدالتى و برترى طلبى نيست. مرد هم که براساس امتياز متناسب با خلقت خود داراى فضيلت است و زن هم براساس امتيازات متناسب با ترکيب وجودى خود صاحب فضيلت است. (9)
آيا اگر خداوند در قرآن مى‌فرمود: “النساء قوامون على الرجال” تمام مشکلات زنان جهان حل مى‌شد و همه مشکلات موجود بر سر راه زنان جهان برداشته مى‌‌شد؟ آيا اگر اين عبارت قرآنى به عکس مى‌شد، حقوق زنان جهان حفظ مى‌شد و ديگر زنان در آگهى‌هاى اقتصادى کشورهاى غربى به بازى گرفته نمى‌شدند؟ آيا فحشاى اينترنتى و هزاران مشکل اخلاقي- انسانى زنان جهان برچيده مى‌شد...؟
يک قرآن پژوه با هر نگاهى به قرآن نگاه کند، بوى پايمال کردن حقوق زنان را لمس نمى‌کند؛ اگر با نگاه زنانه به قرآن نگريسته شود، قرآن در برد بلند و دستيابى به بهشت لقاى فضيلت‌هاى معنوى را به طور مساوى بين مرد و زن تقسيم مى‌کند و اگر با نگاه مردانه نيز به قرآن نگريسته شود باز هم‌چنين به دست مى‌آيد و ا گر با نگاه جوانمردانه و هوشمندانه نيز به قرآن نگاه شود به طور قطع و يقين به اين حقايق قرآن دست مى‌يابد که در هيچ جاى هستى هيچ کس و هيچ کتابى به اندازه قرآن عزيز از زن دفاع نکرده و به زن کرامت و بزرگوارى عطا نکرده است.
نگاه بسيار دقيق و عميقى که قرآن به انسان داشته است اين است که واژه زوج را هم براى مرد به کار برده است و هم براى زن.
در فرهنگ قرآن واژه زوجه و يا زوجات به کار گرفته نشده است. واژه زوج و زوجه در تعبيرات عرفى و محاوره‌اى به کار گرفته مى‌شود. در فرهنگ قرآن فقط واژه زوج به کار آمده، بار معنايى اين نکته بسيار بلند است و آن اينکه در برد بلند، انسانيت فضيلت کرامت و ... نه زن بردار است و نه مرد بردار. (10)

در فرهنگ قرآن، مرد اصل و زن فرع نيست

زن و مرد هر دو از “نفس واحده” (11) خلق شده‌اند. از نظر قرآن، زنان توليدى مردان نيستند... .
حرف و حديث در اين راستا بسيار است. آنچه به اختصار قابل بيان ا ست اين است که:
1- قيموميت به معناى مديريت شرعى و انجام وظيفه است. از اين روى هيچ بار منفى در آن لحاظ نشده است.
2- قيموميت مورد نظر قرآن در محدوده خانه و خانواده و زن و شوهر خلاصه مى‌شود. با اين بيان، همان طور که زن بيگانه واجب النفقه مرد بيگانه نيست، مرد بيگانه هم بر زن بيگانه قيموميت و سرپرست وارگى ندارد.
3- اين حکم قرآن، جهانى و جاودانى است و تمام خانواده‌ها و زن و شوهر را شامل مى‌شود. از اين روى چه زن، صاحب سرمايه و ثروت باشد و چه زن، صاحب ثروت و سرمايه نباشد، قيموميت و تامين هزينه‌هاى اقتصادى زن و خانواده با شوهر است.
4- در برد بلند و دستيابى به کمالات، ميدان به طور مساوى براى مرد و زن باز است و هر کس براساس توا‌نمندى جسمى و روحى مى‌تواند اين مسير را پشت سر بگذارد، و معيار نهايى و پايانى در شناسايى فضيلت‌ها، تقوا و پرهيزگارى است، نه زن بودن و نه مرد بودن.
5- زن و مرد نسبت به يکديگر نقش لباس و پوشش را به عهده دارند.
6- پس با هر نگاهى به قرآن نگاه کنيم، به طور مساوى از حق مرد و زن دفاع کرده است و در عرصه حقوق خانواده، زن را کرسى‌نشين و صاحب احترام و عزت و صاحب جلال و جمال قرار داده و از شوهر او به طور جدى خواسته است مسئوليت مصونيت شرعى و اقتصادى او را به دوش کشد و از اين کرسى نشينى و تخت نشيني، نگهبانى و پاسدارى نمايد.
7- زن، واجب النفقه مادام العمر شوهر است، صاحب حق مهر است. مى‌تواند خود را با انبوهى از زيور آلات و زينت آلات بيارايد. مى‌تواند صاحب اقتصاد و سرمايه و پس‌انداز باشد، صاحب حق ارث و ... است، در برخى موارد ارث هم، ارث مرد بيشتر از ارث زن است.
آيا اين به معناى اين است که حقوق زن در اسلام پايمال مى‌شود؟!
اين بود بيان مختصر از يک مطول
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

روزنامه رسالت



پى‌نوشتها:


1- مومنون، 14
2- نکونام، محمدرضا، زن مظلوم هميشه تاريخ، قم، ظهور شفق، چاپ اول، 1384، ج3، ص 126-125
3- نساء، 34
4- جوادى آملي، عبدالله، زن در آيينه جلال و جمال، قم،مرکز فرهنگى رجا، چاپ دوم، 1371ش، ص 368-365
5- همان.
6- بقره/253 .
7- بقره/187 .
8- حجرات/13 .
9- کمالي، سيدعلي، قرآن و مقام زن، تهران، نشر اسوه، چاپ پنجم، 1378 ش، ص 261 -260.
10- جوادى آملي، عبدالله، همان، ص99 .
11- نساء/ 1.


قرآن پژوهی
پايگاه تخصصي ترجمه قرآن كريم
دائرة المعارف قرآن كريم (9جلد)
فرهنگ قرآن (24جلد)
تفسير راهنما (20 جلد)
فرهنگ موضوعي تفاسير (3 جلد)
دانشنامه موضوعي مقالات قرآنی
جرعه اي از زلال قرآن
کتابخانه دیجیتالی آثار
پرسمان هاي قرآني
درآمدی بر اجتهاد از منظر قرآن

اطلاع رسانی قرآنی
نرم افزار های مرکز
كتابخانه تخصصي قرآن
جديدترين مقالات قرآني
كتب جديد قرآني
پايان نامه هاي قرآني
معرفی نشریات قرآنی
معرفی قرآن پژوهان
پايگاه هاي قرآن پژوهي
نرم افزارهاي قرآني
فصلنامه پژوهش هاي قرآني